وجدانِ یکسویه، دروغِ تمامعیار
بیست سال است که در نوشتهها و گفتههای علنی من تیغ نقد جمهوری اسلامی همواره برنده و بیمحابا و تعارف بوده است. از مخالفت با سرکوب و استبداد داخلی تا نقد صریح جریان روزنهگشا (نسخهی معوج اصلاحطلبی)— این کارنامه مستند و مکتوب است و بینیاز از تکرار. اما یک چیز را باید روشن گفت: نقد جنایت داخلی، مجوز سکوت در برابر جنایت خارجی نیست. این دو نه تنها منافاتی با هم ندارند، بلکه هر کسی که ادعای دفاع از حقوق بشر دارد ملزم است هر دو را با یک معیار بسنجد. کسی که در برابر کشتار غیرنظامیان توسط اسراییل و آمریکا سکوت میکند — یا بدتر، توجیه میآورد — و همزمان ادعای آزادیخواهی دارد، نه آزادیخواه که ابزار و قربانی رسانه و قدرت است. منشور بینالملل حقوق بشر و حقوق بینالملل بشردوستانه برای همه نوشته شدهاند. نه فقط برای محکوم کردن جمهوری اسلامی. الزام اخلاقی و قانونیاش گریبان واشنگتن و تلآویو را هم میگیرد. اگر این موضع «دفاع از رژیم» (یا «مالهکشی») نام میگیرد، این دیگر نه اشتباه در تحلیل که فریبکاری آگاهانه است. و با فریبکاری آگاهانه بحث و جدل نمیکنم. نوشتههای مرتبط: تفاوت تجاوز و دفاع کیوان حسینی (نقل از حساب اکس نگارنده) مخالفت با جنگ،… ما دیگر