همراهِ کوچک، مسیرِ بزرگ

بیانیه‌ی میرحسین موسوی مانند همیشه قاطع، اثرگذار و برنده چون الماس بود. در تمام این سال‌های پس از ۸۸ هر بار که میرحسین موسوی قلم به دست گرفته است یا سخن گفته است، آتشی در پیر و در برنا نهاده است. بارها درباره‌اش نوشته‌ام و نیاز به تکرار ندارد. اما این بار بیانیه‌ی میرحسین موسوی از این جهت اهمیت دارد که در فشرده‌ترین کلمات و بدون هیچ تصنع و تکلفی راهی را نشان می‌دهد که آرام‌آرام از دل غبار پرهیاهوی این روزها آشکار می‌شود. نظام جمهوری اسلامی به پایان رسیده است؛ جسدی متعفن است که روی دست حتی خود کارگزاران‌اش مانده است. این تلنگر را در تمام بیانیه‌های پیشین موسوی می‌شد دید به ویژه در بیانیه‌‌ای که در بحبوحه‌ی تجاوز ۱۲ روزه‌ی اسراییل به ایران نوشت. چند مضمون کلیدی در بیانیه‌ی تازه‌ی میرحسین هست که به گمانم هم راهگشاست هم سزاوار تأمل در این فضای دوقطبی مالامال از سوء ظن و دشمن‌کیشی در میان طیف‌های مختلف جامعه‌ی ایرانی داخل و خارج از کشور. میرحسین، هم‌چنان خود را «همراه کوچک مردم» می‌نامد. او هیچ وقت حتی در اوج درگیری‌های ۸۸ خود را برتر از مردم ننشاند و فروتنی را از کف نداد. هیچ وقت نه آقای مردم شد، نه پدر مردم

آخرین مطالب

روزنوشت‌های داریوش میم

فقر من و غنای تو…

شیرین‌ترین حکایتی که در مناجات و راز و نیاز هست، همین عرض «نیاز» است؛ همین سر نهادن به آستانِ بی‌نیاز و ابراز فقر. و این

آیا هر درشتی، درست هم هست؟

روزگار غلبه‌ی شبهه است؛ در این شکی نیست. روزگار دشوار و پرغباری است. روزگاری است که تصمیم درست گرفتن برای عمل و انتخابِ درستِ کلمه

ذکری برای صاحبانِ دل

امشب بانو اسباب خیر شد تا سوره‌ی ق را با صدای ابوبکر شاطری از نو بشنوم. او می‌داند و دوستان‌اش که با همان‌ها این سوره

طربخانه‌ی رمضانیه

این یادداشت عملاً کمی توضیحات فنی است: به توصیه‌ی بعضی از احباب شفیق، طربخانه‌ی رمضانیه‌ی را علی‌الخصوص در این ایام بی‌ربنای رسانه‌ای به شیوه‌ی تازه‌ای

نسبت حریت و توحید – ۲

محمد است که به الله دعوت می‌کند؛ الله نیست که مردم را به نبوت محمد فرا می‌خواند. معلم قول لا اله الا الله محمد است،

لقمه‌های راز

چه هدیتی نیکوتر برای در رسیدن ماه راز و معنا، بهتر از دعا و مناجاتی که پرده‌های معنوی را می‌گشاید؟ این نخستین ارمغان معنا را

دو تأمل تازه و راهی نو

ضیافت رمضانیه در پیش است و هنگام تازه کردن احوال درون و برون هم به تقارنِ آن سر می‌رسد. فضای این خانه‌ی مجازی هم چند

نسبت حریت و توحید – ۱

قلب پیام ادیان ابراهیمی و آیین حنیفیت، ‌نفی خداست؛ آری نفی خدا! یعنی تن ندادن و سر نسپردن به هیچ خدایی،‌ مگر البته خدای یگانه‌ای

نقشِ نام‌ات…

می‌شود از هوای عفن سیاست که دل را می‌میراند و زنگار بر روحِ آدمی می‌نشاند – حتی از همین هوا هم – راهی به رهایی

دو روایت، دو تحلیف

این مقایسه را باید سه چهار روز پیش انجام می‌دادم، ولی هر چه با فاصله‌ی زمانی بیش‌تر به این‌ها می‌نگریم، اهمیت رخداد تحلیف معنادارتر می‌شود

زبانِ خارجی به مثابه‌ی اسلحه!

از هفته‌ی گذشته تا به امروز، به قدر کافی نقدهای حقوقی و قانونی متعددی به کیفرخواست ابتدایی قرائت شده در دادگاه وارد شده است. از

ولا یخافون لومه لائم…

این روزها، مردم ایران، داغ‌دیدگان، حبس‌کشیدگان، زجردیدگان، شکسته‌گان و در میانِ آن‌ها سبزهایی که به میرحسین موسوی رأی داده بودند – مثل بسیاری روزهای دیگر

برای بانوی‌ام…

… که روزهای درازی است غصه‌دار است؛ این نغمه، نغمه‌ای است زبان حال این روزهای بسیاری از ما. شاید دست نوازش و مرهمی بر زخمی

سیل خون مظلومان و تطاول ظالمان

این نغمه‌های تازه‌ای که روز به روز بر زبان مردم می‌افتد و قصه‌ی تازه‌ای سر می‌کند، حکایتی است بی‌سابقه. فعلاً زیاد درباره‌اش حرف نمی‌زنم و

اعاده‌ی حیثیت از فضاهای عمومی

فضاهای عمومی جامعه، متعلق به عموم مردم است؛ مالکیت شخصی و خصوصی در فضاهای عمومی نه تنها بی‌معناست بلکه نقض وقیحانه‌ی قانون است. نمونه‌های فضاهای

استتار جُرمِ بانی در انحلال بنا

خبر برچیده شدن بازداشت‌گاه کهریزک ظاهراً خبر خوبی است، اما معنا و مضمون هول‌ناک‌تری هم دارد: برچیده شدن بازداشت‌گاه، یعنی منتقل شدن بازجویان، خاطیان و

مگر دون پست فرومایه‌ای…

ندیدم به گیتی که نام‌آوری زند تیر بر سینه‌ی دختری مگر دونِ پستِ فرومایه‌ای و یا آن‌که باشد ز غیرت بری ندا آمد از آسمان

چرا مشایی مسأله‌ی ما نیست؟

پرداختن به مسأله‌ی انتصاب مشایی به معاونت اولی احمدی‌نژاد مسأله‌ی ما نیست. چه این ماجرا دفع‌الوقت باشد و منصرف کردن افکار عمومی از اصل وقایع

تصور منسوخِ دولتِ فعال ما یشاء

جامعه‌ی بشری در قرن بیستم و بیست یکم گام‌های بلندی برداشته است. جهان از تصور دولتی که همه کاره بود، فعالِ ما یشاء بود، لا

اجرای قانون: مصداقِ بارزِ لغو

سال‌هاست که در کشورِ ما، اجرای قانون تبدیل به عملی لغو و بیهوده شده است. به عبارت دیگر، آن‌چه که در عمل اتفاق می‌افتد اجرای

هاشمی رفسنجانی و سیاستِ حکمت

توضیح مهم: این متن ویرایش نشده است و در ساعت‌های آینده شاید نکاتی به آن اضافه یا از آن کاسته شود. هاشمی امروز هم‌چنان سخن

مگر ممکن است؟ بله، ممکن است!

کسانی که با تاریخ انقلاب فرانسه آشنا هستند و ماجراهای امروز ایران را به دقت دنبال کرده‌اند، خواهی نخواهی (یا شاید به همین اشاره‌ی من)،

چقدر ایمان داریم؟

در میان آن‌چه این روزها می‌خوانم – جدای تحلیل‌های سیاسی و عملی – یک چیز بیش از هر نکته‌ی دیگری برجسته‌تر شده است و آن

نه خارم نه خاشاک…

تنم پاره‌پاره شده از ضربه‌های مرد سفاک… من ایستاده‌ام تا رأی خود را پس بگیرم… Flash Player upgrade required مطلب مرتبطی یافت نشد.

مجلس ختمِ لیبرال-دموکراسی؟

توضیح: این متن را من بازنویسی کرده‌ام و بعضی از بخش‌های‌اش را ویرایش کرده‌ام. مضمون همان است که بود. تلاش‌ام تنها این بوده که راه