همراهِ کوچک، مسیرِ بزرگ
بیانیهی میرحسین موسوی مانند همیشه قاطع، اثرگذار و برنده چون الماس بود. در تمام این سالهای پس از ۸۸ هر بار که میرحسین موسوی قلم به دست گرفته است یا سخن گفته است، آتشی در پیر و در برنا نهاده است. بارها دربارهاش نوشتهام و نیاز به تکرار ندارد. اما این بار بیانیهی میرحسین موسوی از این جهت اهمیت دارد که در فشردهترین کلمات و بدون هیچ تصنع و تکلفی راهی را نشان میدهد که آرامآرام از دل غبار پرهیاهوی این روزها آشکار میشود. نظام جمهوری اسلامی به پایان رسیده است؛ جسدی متعفن است که روی دست حتی خود کارگزاراناش مانده است. این تلنگر را در تمام بیانیههای پیشین موسوی میشد دید به ویژه در بیانیهای که در بحبوحهی تجاوز ۱۲ روزهی اسراییل به ایران نوشت. چند مضمون کلیدی در بیانیهی تازهی میرحسین هست که به گمانم هم راهگشاست هم سزاوار تأمل در این فضای دوقطبی مالامال از سوء ظن و دشمنکیشی در میان طیفهای مختلف جامعهی ایرانی داخل و خارج از کشور. میرحسین، همچنان خود را «همراه کوچک مردم» مینامد. او هیچ وقت حتی در اوج درگیریهای ۸۸ خود را برتر از مردم ننشاند و فروتنی را از کف نداد. هیچ وقت نه آقای مردم شد، نه پدر مردم