«آخوند» درون و دام یقین
برای ص. س. که سلسلهجنبان اولیهی این یادداشت، با معرفی سریال شرق بهشت، شد. همهی ما یک «آخوند» درون داریم. این «آخوند» را در گیومه بنویسید، در گیومه بخوانید و این جمله را با دقت و احتیاط بخوانید. وقتی هم که آن را میخوانید، سپر دفاعی تفکر انتقادیتان را بالا نگه دارید؛ سپرانداخته با این جمله روبهرو نشوید. همهی ما یک «آخوند» درون داریم. این جمله، جملهای است درست و در همان حال غلط. درست است، از آن رو که چیزی را به همهی ما نسبت میدهد؛ و غلط است، چون اشکالی را که ذیل برچسب «آخوند» آمده است به آخوند منحصر میکند؛ حال آنکه نه همهی آخوندها چنیناند – و این را توضیح خواهم داد – و نه دیگر آدمیان از مشکلاتی که میگویم مبرا هستند. نکتهی نخست – و مراد من – این است که ما آدمیان، همه، جاهایی لجاجت میورزیم و خودخواهایم. گاه میدانیم و میبینیم که سخنمان اشکالی منطقی دارد یا غلط است؛ با این همه، به هر دلیلی، تن نمیدهیم که بگوییم: «شاید این سخن نادرست باشد.» آنچه را زاییدهی بشریت ماست – برآمده از سراسر تاریخ انسانیت، از جهان آدمیان و عالم خاکی، از خود من و شما و از خانواده و محیط و