فهرست، قانون نیست

سفر و رفت‌وآمد به ایران حق شهروندی و قانونی و مدنی یکایک ایرانیانِ عالَم است و این حق تبعیض‌بردار نیست. این حق به همه تعلق دارد، حتی به شما، دوست و دشمن عزیز، در داخل و خارج مرزهای ایران که فکر می‌کنید هر کس مثل شما فکر نمی‌کند – و دقیقاً مثل شما فکر نمی‌کند – یا مزدور آخوند است یا جاسوس دولت‌های غربی. قدمی مثبت، ولی ناکافی این‌که دولت این روزها می‌کوشد رفت‌وآمد ایرانیان را به ایران تسهیل کند، بی‌شک قدم مثبتی است. ستودنی است. آفرین به هوش آدمی که پیگیر آن است. ولی این تنها بخشی از مسئله است. بخش اصلی همان چیزی است که همیشه در جمهوری اسلامی مشکل بوده است: عدم شفافیت قانون، شفاف نبودن دستگاه قضایی و امنیتی. افسارگسیختگی نظامی که برای خوشامد بالاترین سطح نظام حاضر بوده است ضعیف‌ترین بخش‌های جامعه – روزنامه‌نگاران، روشنفکران، عالمان و سیاست‌مدارانی که با رأس نظام زاویه داشته‌اند – همیشه قربانی باشند و همیشه بدهکار. هنوز داغ برنامه‌ی «هویت» و قتل‌های زنجیره‌ای سرد نشده است. مشکل فقط دولت نیست مشکل، دولت نیست. به تعبیر دقیق‌تر، مشکل فقط دولت نیست. مشکل آن تفکری است که فقط وقتی کنج اتاق گیر می‌افتد به فکر نرمش قهرمانانه است. مشکل آن ذهنیت بیمارگونه‌ای

آخرین مطالب

روزنوشت‌های داریوش میم

تا خود در آینه چه ببینی!

ماجرایی که از سفر روحانی به نیویورک آغاز شد و سحرگاه امروز در ژنو نخستین گام‌اش به پایان رسید، فقط گشودن گره سی و چهار

یه شبِ مهتاب…

«وضعیت کشور امروز چون رودخانه خروشان و عظیمی است که سیلابهای تند و حوادث گوناگون باعث طغیان و گل آلود شدن آن شده است. راه

آن یار دلنواز…

کم ندیده‌ام در ایام محرم، بعضی که ذائقه‌ی شاعرانه‌ای دارند به غزل «زان یار دلنوازم…» حافظ استناد کرده‌اند برای بیان احساسات دینی‌شان. از جمله، به

در زمین مردمان خانه مکن!

جز این‌که مفت و رایگان اطلاعات شخصی و خصوصی خودمان را در اختیار انواع و اقسام نهادهای امنیتی و شرکت‌های غیرپاسخگو قرار می‌دهیم، ما در

عذری بنه ای دل…

حافظ در آن غزل فراقی «آن یار کزو خانه‌ی ما جای پری بود…»، بیتی دارد که تجسم عاشقی، دلدادگی و پاکبازی است: عاشق، به جای

دانی که رسیدن هنر گامِ زمان است

حالی که این ترانه‌ی فیروز دارد، وصف ناشدنی است. یک بند این ترانه مرا به یاد مصرعی از غزل سایه می‌اندازد که بر صدر نوشته

غبارِ آینه بزدای…

آسان نیست که آدمی در مواجهه با دشواری و از همه مهم‌تر در برابر ستمی که به او می‌شود یا خیانتی که به او می‌شود،

کجایید ای درِ زندان شکسته…

این تصنیف «شهیدان خدایی» را که بیژن کامکار به همراه ارکستر صدا و سیما، سال‌ها پیش، خوانده است، همیشه در انبانِ انبوه موسیقی‌ام گم می‌کنم.

خرقه رهنِ میکده‌ها…

تا امروز بیش از ۱۱ سال است که در پی آوازی از شجریان با نی موسوی می‌گشتم که کاستی از آن را در ایران داشتم

خاکستر ققنوس

آن‌چه که این روزها در ایران و درباره‌ی ایران رخ می‌دهد، هم‌چنان «خبر»ند و تا «معاینه» هنوز راه بسیار است. ۲۴ خرداد ۹۲ – و

ای جانِ منتشر، در متنِ سبزِ ما…

امروز چهارمین سالروز عزیمت پرویز مشکاتیان از جهانِ تن است. پرویز در روزهایی خرقه‌ی تن بر زمین نهاد که تلخ‌ترین لحظات ایران بود. کاش اکنون

ماجرا کم کن و باز آ…

گمان نمی‌کنم ایران – و الآن وقتی می‌گویم ایران مرادم مجموعه‌ی مردم ایران، حاکمیت سیاسی فعلی ایران و تمامیت ارضی کشور است – در چهار

ما ودعک ربک…

این آیه‌ها،‌ این نغمه‌ها، این مزامیر ویرانم می‌کنند… قرآن، سوره‌ها و آیه‌هایی دارد که مو بر اندام آدمی راست می‌‌کند. حکایت اعجاب و حیرت نیست.

غم مخور…

شجریان اجرایی در بیات ترک دارد با گروه پایور روی غزل «غم مخور» (شما بگو «یوسف گم‌گشته») حافظ. به لطف دوستی، برای اولین بار بود

پایانِ پرسش، آغازِ جنگ است!

نمی‌خواهم روضه‌خوانی کنم یا در فضایل صلح و رذایل جنگ منبر بروم. مسأله در سطحی دیگر، واقعاً مسأله‌ای انسانی است. یعنی ورای منافع قدرت‌ها و

همچون حباب…

مهم‌ترین آفتی که به خیال من دین‌داران را تهدید می‌کند این است که از یک جایی به بعد احتمال این‌که خودشان را خیلی جدی بگیرند

ای شعله‌ی تابان من…

بعضی وقت‌ها نیم‌بیتی، دو سه حرفی، عطری، نوا و نغمه‌ای آدم را مثل بوته‌ی خاری که میانه‌ی کویر گرفتار گردباد شده باشد، بی‌اختیار و عاجز

از مشارکت تا اعتزال: انتخاب اخلاقی یا سیاسی؟

این اعتراض‌ها تنها متوجه اوباما و دولت او نیست. یک مخاطب دیگر این نامه‌نگاری‌ها درست همان ایرانیانی است که کوشش‌های مستمر آن‌ها در سال‌های اخیر برای ایجاد تحریم‌های فلج‌کننده علیه ایران ثبت‌شده و علنی است. این نامه‌نگاری‌ها اگر بتواند سویه‌ی غیراخلاقی رفتار ایرانیان خارج از کشور را که باور دارند راه آزادی و رفاه ایران تنها از زوال، فروپاشی، براندازی یا ذلیل ساختن نظام جمهوری اسلامی می‌گذرد برجسته کند، گام مهمی برداشته است. لذا به همان اندازه که می‌توان بدبینانه نتیجه‌ی این نامه‌نگاری‌ها را ناکامی دانست، می‌توان به صدای بلند آن اقدامات را نیز محکوم کرد.

در نهفت پرده‌ی شب

هستند هم‌چنان کسانی از میان مردم عادی، از میان روشنفکران و نویسندگان که وقتی به احوال ایران می‌نگرند، ورد ضمیرشان چیزی نیست جز سخنانی یأس‌آمیز.

بی شمارِ عمر…

امروز فکر می‌کردم به حساب روزهای عمر. محاسبه‌ای سرانگشتی کردم و دیدم از پدرم – تا همین امروز – بیشتر عمر کردم. الان محاسبه‌ی دقیق

همراه شو عزیز…

«این نه تحریم یک دولت،‌ بلکه تحمیل رنج‌های بسیار بر مردمی است که مصیبت دولتمردان مالیخولیازده برایشان کافی است. راه سبز را زندگی کردن به

روز تویی، روزه‌ تویی…

روزه‌ی رمضان و عید رمضان، برای مؤمنان و اهل اسلام یک چیز است و برای عاشقان چیز دیگر. در روزه، مؤمنان امساک می‌کنند. برای عاشقان

از عمل تا حرفِ سیاست

آسان‌ترین چیزی که می‌توان درباره‌ی سیاست‌مداران – در هر کشوری – گفت این است که: به عمل کار برآید به سخن‌دانی نیست. تناقض قصه هم

بازگشتِ مهربانی

۱. چند ماه گذشته در سیاست ایران، شاهد زوال تدریجی  گفتار زمخت و ناهموار و ادبیات پرخاش‌گر بوده‌ایم؛ دست‌کم در سطح یک نفر از مقامات

نخوت بادِ دی و شوکتِ خار…

بارها نوشتم و پاک کردم. پاک کردم چون نمی‌خواستم نشانی از نفرت و کینه در این سطور باشد. پاک کردم چون به فرض که شکستی

آقای روحانی! با شما هستند!

هیچ شرح و توضیحی لازم ندارد. فقط برای این‌که حسن روحانی بداند شمار زیادی از کسانی به او رأی داده‌اند و «حماسه»‌ آفریدند موضع‌شان در

ظلم اهل معرفت!

هر چه گرمی در عالم هست،‌ از اثر صحبت است. هر چه قبض و فروبستگی است از تنها ماندن با خویش است. بعد عظیمی است

نسبت قدر و قیامت

می‌خواستم مفصل درباره‌ی شب قدر یادداشت تازه‌ای بنویسم. احوال دل مساعد نبود. پریشانی فکر مجال تمرکز نمی‌داد. گفتم اگر نتوان حق همه‌ی سخن را ادا

این خرقه بینداز و برو…

امروز، در اولین روز مرداد ماه، ملکوت خرقه عوض کرد. رنگ و قالب پیشین را سال‌های درازی نگه داشته بودم. آن ترکیب رنگ و شکل

سوراخ دعا گم کرده‌ای

کسانی که عریضه‌ای در دفاع از سفر مخملباف نوشته‌اند، از ساختن فیلم باغبان و شرکت مخملباف در جشنواره‌ای در بیت‌المقدس دفاع کرده‌اند و جایی در

فریب جنگ؛ صلح انگاشتن

۱ راه صلح، از میانه‌ی پرده‌پوشی بر بیداد بیدادگران و نادیده گرفتن ستم سیستماتیک‌شان نمی‌گذرد. تبلور آرمان‌های جنبش سبز، نبض‌اش در کوچه‌ی اختر می‌تپد. این

مقامِ مستی و روزه

میان شاعران هنرمند ما، بی‌گمان حافظ هوشی افسانه‌ای دارد. هر جا که سخن از دیانت و دین‌ورزی در میان است و شائبه‌ای از خطا و

سماحتِ روزه

تصور عوام مسلمانان و البته عوام نامسلمانان این است که دین‌ورزی – که شکل از ریخت‌افتاده‌اش همان تنسک ظاهربینانه و تشرع سخت‌گیرانه با بوی زننده‌ی

روزه‌ی جان؛ روزه‌ی مردانه‌وار

۱. روزه‌ی جسد گرفتن کار دشواری نیست. بعد از مدتی ریاضت، بی‌همت‌ترین و بی‌اخلاص‌ترین انسان‌ها هم بر آن قادرند. بگذارید اول عبارات ملا حسین کاشفی

آیینِ گذار…

دیروز بعد از یک سال و اندی از اتمام تحصیل دکتری‌ام، در اولین – و شاید هم آخرین – مراسم فارغ‌التحصیلی عمرم، حاضر شدم. در