ضرورتِ روانکاوی در تحلیل کنش سیاسیِ دیاسپورا
سیاست صرفاً آنچه گفته میشود نیست، بلکه آن چیزی است که با بدنهای دیگران میکند. علی آشوری در تحلیل پیشرو، با نگاهی روانکاوانه به واکاوی رفتار سیاسی دیاسپورای ایرانی میپردازد. او معتقد است تا زمانی که «میل به انتقام» و «فانتزیِ بازگشت» به خودآگاهی و مسئولیت اخلاقی تبدیل نشود، کنش سیاسی در خارج از کشور در خطرِ سقوط به دامِ قهرمانسازیهای میانتهی و فراخوانهای بیتضمین باقی خواهد ماند. علی آشوری تحلیل جنبشهای سیاسی در خارج از کشور، اگر صرفاً به سطح مواضع اعلامی، شعارها یا محاسبات ژئوپلیتیک محدود بماند، بخش مهمی از واقعیت را نادیده میگیرد. کنش سیاسی در دیاسپورا(۱) محصول تصمیمهای عقلانی، برآمده از لایههایی عمیقتر از میل، خشم، فقدان، احساس گناه، و زخمهای حلنشدهی تاریخی است. از همینرو، بدون بهکارگیری رویکردی روانکاوانه، فهم سیاستِ تبعید ناگزیر ناقص خواهد ماند. روانکاوی در اینجا بهمعنای روانشناسی فردی یا نیتخوانی شخصیتها نیست، ابزاری است برای فهم سازوکارهای ناخودآگاهی که در سطح گفتمان، فراخوان، رهبری و کنش جمعی عمل میکنند. دیاسپورا، بهسبب فاصله از میدان مستقیم خشونت، در موقعیتی قرار دارد که امکان فرافکنی میل به کنش، شتاب، یا تسویهی نمادین را فراهم میکند؛ بیآنکه بدنِ کنشگر مستقیماً در معرض پیامدها باشد. این شکاف میان گفتار و پیامد، دقیقاً همان جایی است