Daryoush Mohammad Poor

پر کن پیاله را…

این آواز ماهور را شجریان روی شعر فریدون مشیری خوانده است با آهنگسازی فریدون شهبازیان. گوینده‌ی برنامه هم البته سنگ تمام می‌گذارد در خواندن شعر.

تو که از من می‌گریزی…

این حال خراب را افتان و خیزان به سوی‌ات می‌بردم: افسانه‌خوان و قصه‌گو… ساعتکی پیش‌تر با خود می‌گفتم که: «خوشا با خود نشستن نرم‌نرمک اشکی

شبانه‌ی باغِ نهانی

مدت‌هاست که هیچ موسیقی‌ای را نمی‌گذارم به محض باز شدن صفحه بخواند. امروز، قاعده را بر هم می‌زنم. بدون هیچ شرحی، چشمان‌تان را ببندید و

به پیشوازِ دی ماه…

از دانشجویان ورودی سال ۷۲ دانشگاه فردوسی، کسی یادش هست که اردوی پیش-دانشگاهی آن سال کجا بود؟ گلمکان؟ اگر کسی خاطرش هست، خوب است یادآوری

آب بستن به معنا – پوزیتیویسم تنبل‌ها

جملات تکان‌دهنده‌ای است: «…هیچ کاری آسان‌تر از این نیست که این‌گونه نقاب از مشکلی برداری که آن را «بی‌معنا» یا «شبه‌مشکل» معرفی کنی. تنها کاری

حکمت روز – پرهیز از نیش!

به این بیت از مولوی برخورد کردم: آن سخن‌های چو مار و کژدم‌ات مار و کژدم گشت و می‌گیرد دم‌ات کافی است کسی چند مرتبه

اندک شرری هست هنوز؟

تازه جلسه‌ی جواب پس دادن به جان کین را تمام کرده‌ام. دو بخش از یک فصل طولانی را درس پس داده‌ام و باید تا ژانویه

وبلاگ‌نویسی: حکایت مستی و مستوری

این حکایتِ تازه‌ای نیست. تفاوت وبلاگ‌نویسی که با هویت واقعی‌اش می‌نویسد و کسی که نقابی بر روی دارد و نامی مستعار، چی‌ست؟ آن‌که مستعارنویس است

دعا

خدای‌ات عمر دهاد، ای دشمن! ای بدخواه! ای بدآموز! ای فتنه‌گر! ای خبرچین! ای آتش‌افروز! خدای‌ات عمر دهاد که ما را به سوی او می‌گردانی!

حکمتِ روز – در بابِ دوستی

چندین ساعت است که موضوعی سخت ذهن‌ام را می‌آزارد. گویی چیزی از درون حکایت از داستانی پنهان دارد. ماجرایی گذشته است که نمی‌خواهم این‌جا چیزی

طربخانه‌ی تاجیکی

قطعات زیر را چندین سال پیش برای وبلاگ سمرقند تدارک دیده بودیم به انتخاب و گزینش خود شهزاده. گوش بدهید و دعای‌اش را به جان

حکمت و حُکمِ حجاب

در یادداشت اولی که درباره‌ی حجاب نوشته بودم، اشاره کردم به دو دوست نازنین که این نکات در خلال گفت‌وگو با آن‌ها پیش آمد. آن

حجاب در چنبره‌ی دلیل و علت

یادداشتی که درباره‌ی حجاب نوشته بودم، گویا دستخوش سوء تعبیرهای بسیاری شده است.  پیش از ادامه‌ی سخن‌ام بیفزایم که شاید گروهی از بانوان محترم محجبه

هنوز…

هنوز این‌جا چراغی می‌سوزد. هنوز سینه‌ای داغ است و زخمی. هنوز یاد و خاطره‌ی آن روز و آن همه جفا و نامهربانی بر جاست. ما

استحاله‌ی بلاگرولینگ گوگل

خدا خیر بدهد نویسنده‌ی این وبلاگ را. تا به حال دو دفعه باعث شده است بلاگرولینگ گوگلی که در ملکوت استفاده می‌کنم بهتر و خوش‌فرم‌تر

اسطوره‌ی خارج بودن

این اسطوره با اسطوره‌هایی مثل گیلگمش و سیمرغ و قاف و این‌ها فرق دارد. اشتباه نگیرید. این اسطوره چیزی است شبیه افسانه و خیال‌بافی و

بر دکان هر زرنما خندان شده

می‌دانید آن یادداشت دراز پیشین را درباره‌ی آن کنسرت کذایی می‌شد به اختصار و بسیار کوتاه نوشت. غرض از تطویل این بود که توضیح بدهم

یک فاجعه‌ی هنری تمام عیار

از خودم تعجب می‌کنم که چرا تا امروز نامی از گروه «مستان» و خواننده‌ای به نام «همای» نشنیده بودم! طرفه‌تر آن‌که در همین یک ماه

یک ۴ دیواری به وسعتِ جهان!

مانی ب یادداشت تازه‌ای نوشته و تا توانسته مرا در آن نواخته است! چه خوب! آدم در این جور مواقع است که متوجه کاستی‌های کارش

دو تصنیف دشتی از عارف قزوینی

این دو تصنیف را حتماً همه شنیده‌اند. قطعات زیر را شجریان با گروه پایور، به همراه اساتید، اجرا کرده است. آن زمان مرحوم بهاری زنده

زرِ ناسره و ثمنِ بخس

وقتی بشود، یعنی اگر بشود، از آن بالا بالاها، از آن بالای ابرها به آدم‌ها و حرص و جوش زدن‌هاشان، به گریبان دریدن‌هاشان، به خشم

آن چهار تصنیف

چهار تصنیف هست؛ دو تا از ایرج بسطامی با آهنگ‌سازی پرویز مشکاتیان و دو تا از شهرام ناظری با گروه تنبور (نمی‌دانم کدام گروه تنبور).

این ۲۳ سال

امروز یکشنبه ۲۶ آبان ۸۷ است و درست ۲۳ سال از روز وفاتِ پدرم می‌گذرد. ۲۳ سال خودش یک نسل است و من به اندازه‌ی

گفتی ز خاک بیشترند اهل عشقِ من…

آلبوم «مرکب‌خوانی» با آهنگ‌سازی شاهکار پرویز مشکاتیان و آوازِ آسمانی شجریان در شمارِ نخستین آلبوم‌های موسیقی سنتی ایرانی بود که چنگ در جانِ من زد.

پیام محمد

سال‌های درازی دنبال موسیقی متن فیلم «محمد رسول الله» می‌گشتم. موسیقی‌اش را موریس ژار ساخته است. گوش بدهید و لذت ببرید. Flash Player upgrade required

توسعه از راهِ اصلاحِ دین؟

چند سالی است که به این نکته فکر می‌‌کنم که دست‌کاری کردن در فهم دینی مردم، یا به تعبیری «اصلاح‌گری دینی» لزوماً به بهبود کیفیت

تأثیر تصفیه

می‌خواستم حدیث نفسی بنویسم. هر چه سنجیدم و اندیشیدم تنها به این رسیدم که: «انما اشکوا بثی و حزنی الی الله». جای شکایتی نمی‌ماند. تنها

حاصل عمر

بدون شرح اضافی Flash Player upgrade required