اعتدال به رأی اکثریت؟
در حاشیهی یادداشتی از رسول جعفریان چند روز پیش مقالهای را تمام کردم (به انگلیسی) دربارهی پیشگفتاری که اسدالله مبشری بر ترجمهی فارسی «تاریخ فلسفهی اسلامی» هانری کربن نوشته و بارها در ایران تجدید چاپ شده است. در آن مقاله از رسول جعفریان و کتاباش «جریانها و سازمانهای مذهبی–سیاسی ایران» با سپاس یاد کردهام؛ جعفریان در آن کتاب نقشهی جریانهای اصلاحگر دینی ایران قرن بیستم را ترسیم کرده است؛ و اینها عموما اصلاحگرانی بودند که اسلامی پیراسته از خرافه میخواستند. بحث آنان را با این نکته تمام کرده بودم که سرنوشت غریب هر جنبش پالایشگر این است که سرانجام متمسک به برچسب «ناپاکان» میشود؛ با سرهگرایی آغاز میکند و آرامآرام دایره را چنان تنگ میکند که جز خودش کسی در آن نگنجد. یادداشتی از خود جعفریان با عنوان «شیعیان افراطی، شیعیان اعتدالی در تحقیقات غربی و سیاست ایرانی»، که یکشنبه ۷ تیر ۱۳۹۴ (۲۸ ژوئن ۲۰۱۵) در سایت «راهک» باز نشر شده (و من امروز به دلالت دوستی آن را دیدم)، پانزده نکته دربارهی جریانهای شیعهشناسی در غرب و ایران پیش میکشد. در این یادداشت نامی که به آن جریان داده میشود «غلو» است. و نکتهی هفتماش یکراست سراغ مؤسسهی مطالعات اسماعیلی میرود که من در آن کار میکنم. نخست