«بیشک»های خونین؛ «شاید»های انسانی: آزمونِ نان و ماشه
با دقت و سختگیری به این وضعیت فکر کنید و سعی کنید با خودتان و وجدانتان روراست باشید. این آزمون دشواری است. به هیچ وجه آسان نیست. محکاش این است که آیا میتوانیم ورای اختلاف نظرهای سیاسیمان – هر چه باشند – انسان بودنمان را فراموش نکنیم؟ آزمون این است: فرض کنید در میان میدان جنگاید، جنگی که حالا به شهرها و فضای مدنی کشیده شده است. فرض کنید دو موقعیت دارید و امکاناتاش هم برای شما فراهم است: موقعیت اول: دسترسی به سلاح دارید و امکان استفاده از آن را هم دارید. یا دقیقتر بگویم: دسترسی به اسباب تسویه حساب با مخالفتان را دارید. فرض کنید آدمی از طیف سیاسی مقابلتان که حتی به حق او را مسئول جنایت میدانید همین حالا روبروی شماست و شما امکان این را دارید که جاناش را بستانید. چه میکنید؟ موقعیت دوم: فرض کنید در میان خیل مجروحان و آسیبدیدگان حملهای اخیر هستید. یا در وضعیتی پس از جنگ و وضعیت استمرار آن شاهد آسیب دیدن انسانها هستید. یکی دارو ندارد. یکی گرسنه است. یکی زخمی است. یکی عزیزاناش را از دست داده است. آیا به جای تأمین اسلحه یا میل به تشفی خاطر در برابر کسی که دشمن میشماریدش، حاضرید به آن