اردیبهشت ۱۳۸۲

پر سیمرغ عزیز است، به

پر سیمرغ عزیز است، به ناکس ندهند هر کس هر کس عاشق نمی‌شه. اونایی که شدن می‌دونن چی می‌گم. از همه دشوارتر اینکه هیچ معیار

کار کار انگلیساس! الآن داشتم

کار کار انگلیساس! الآن داشتم با سعید حنایی کاشانی (سعیدِ فلُّ سفه) صحبت می‌کردم. هر ده دقیقه‌ای این تلفن قطع می‌شد. انگار این انگلیسا توی

نغمه‌های نو دیشب که داشتم

نغمه‌های نو دیشب که داشتم از بوش‌هاوس اینا رو سعی می‌کردم آپلود کنم، بلاگر مشکل داشت و کارای اف‌تی‌پی رو نمی‌تونست انجام بده. الآن ظاهراً

شاعر کنار! بر وزن دریاکنار،

شاعر کنار! بر وزن دریاکنار، از سلیمان ممنون که اینو فرستاده. برین یه سری بزنین برای مجموعه‌ای از اشعار محشر انگلیسی: Poet’s Corner یاد فیلم

هوای شاعرانه بعد از چند

هوای شاعرانه بعد از چند روز هوای گرم و دم‌گرفته، آسمون ابری شده و نم‌نم داره بارون میاد. هوای مطلوب من توی لندن اینه. آدم

یک مست اینجا بیش نیست!

یک مست اینجا بیش نیست! تعجب نکنین! موسیقی امروز، کار تهمورس پورناظریه! «مستان سلامت می‌کنند»؛ این رو برای اون ربابی گذاشتم که منو دربه‌درِ کوچه‌های

تو ترانه‌هام می‌مونم به سفارش

تو ترانه‌هام می‌مونم به سفارش دانیال دارم یه کاری می‌کنم که شاید به دردِ بقیه هم بخوره. دارم همه کارایی فلشی رو که ذخیره کردم

نهایت مهر دیشب ضمنِ فیلمی،

نهایت مهر دیشب ضمنِ فیلمی، قطعه‌ای از آوازِ دولتمند خالوف، خواننده‌ی بنام تاجیک رو گوش می‌دادم که این ابیاتو می‌خوند (فکر کنم مالِ میر سید

مهمون‌خونه داشتم به امکانات جانبی

مهمون‌خونه داشتم به امکانات جانبی سایت بازی می‌کردم یه صفحه مهمون‌خونه راه انداختم که لینکاش اون گوشه‌ی سمت چپه. (من هر وقت می‌خوام سمت چپ

فریادهای خاموش، گریه‌های بی‌صدا شاید

فریادهای خاموش، گریه‌های بی‌صدا شاید خیلیاتون بپرسین چرا اینقدر موسیقیای صفحه عوض می‌شه. مگه خیلی بیکارم یا حوصله‌ام از اینا سر میره؟ نه هیچکدومِ اینا

به عیّوق بر شدم آهنگ

به عیّوق بر شدم آهنگ متن، آواز چهارگاه شجریانه توی دستان. تصور نمی‌کنم زیاد باهاش مشکل داشته باشین. اگه حجمش خیلی زیاده بهم بگین یه

آخرِ تحدید! این خبر ایسنا

آخرِ تحدید! این خبر ایسنا رو بخونین: سازمان رسمی ناظر بر وبلاگ‌ها وجود ندارد. معلوم نیست اینا پیش خودشون چی فکر می‌کنن. فرداس که بیان

شب و روز . .

شب و روز . . . ما را به آب دیده شب و روز ماجراست زان رهگذر که بر سرِ کوی‌اش چرا رود *** تا

کجایی؟ یادم نیست اولین بار

کجایی؟ یادم نیست اولین بار اینو کی شنیدم ولی قطعاً حداقل هشت سال پیش بوده. روزگاری که من دانشجوی ریاضی بودم ولی همیشه توی دانشکده‌ی

قانون من از صدای قانون

قانون من از صدای قانون خیلی خوشم میاد. این ترانه‌ی مهستی رو گوش بدین. من از پس زمینه‌ی این خیلی حال کردم: چراغ.

یه چیز خنده‌دار الان داشتم

یه چیز خنده‌دار الان داشتم آدرس آی‌پی کسایی رو که پای مطلب لطیفه‌ی ‌روز نظر گذاشتن می‌دیدم. خنده‌دار اینه که آدرس همه‌شون یکیه. همشون از

گر مدح گویی یا سپاس

گر مدح گویی یا سپاس . . . الآن که داشتم بعضی نظرات رو می‌خوندم یادِ این بیت مولوی افتادم که: هان و هان گر