ایرانی هستیم و ایرانی میمانیم – ۱۰
فراز دهم این سلسله یادداشتها زبانی دارد که بسیار شخصیتر است و مضموناش انسانی است و صمیمی. لذا از همین منظر آن را بخوانید. در
فراز دهم این سلسله یادداشتها زبانی دارد که بسیار شخصیتر است و مضموناش انسانی است و صمیمی. لذا از همین منظر آن را بخوانید. در
تازهترین پاره از این سلسله یادداشتها را به نام نامی دو رفیق زندهیادم – هوشنگ ابتهاج و پرویز مشکاتیان – آغاز میکنم که هر دو
وخامت وضعیت ایران روز به روز و ساعت به ساعت شدت پیدا میکند. ایران سپر نینداخته در برابر تجاوز. هر یک ضربهای که میخورد یکی
بخشی از وضعیت فعلی جامعهی ایرانی در واکنش به تجاوز غیرقانونی اسراییل (بله، بنا به تعریف دقیق حقوق بینالملل این کار مصداق بارز تجاوز غیرقانونی
ایران ما در التهاب است. بیوقفه خانهی ما میسوزد. بدخواهان ما «سوختن تهران» را جشن گرفتهاند. جاهلان خانگی ما به خیال اینکه خودکامهی خانگی ما
واکنشهای بسیاری از موضع ستایش دیدم که صحبتهای مرا در بیبیسی فارسی «وطنپرستانه» و «میهندوستانه» قلمداد کردهاند. بی هیچ شکی من ایران را دوست دارم.
تعبیری دربارهی قرآن هست که مضمونی اخلاقی دارد و در واقع گوهر تقواست. و آن «فرقان» است. اینکه آدمی بتواند فرقان داشته باشد که میان
وضعیت فعلی بر خلاف ظاهرش چندان که به نظر میرسد پیچیده نیست. اینجا محل آزمون ابتداییات وجدان و انسان بودن است. این را بارها دیدهام
حماس ۷ اکتبر ۲۰۲۳ به اسراییل حمله کرد. در تمام رسانهها مصاحبهگران اولین سؤالی که از هر مصاحبهشوندهای پرسیدند این بود: آیا حملهی حماس را
اتفاقی که امروز دارد در ایران میافتد – بله در ایران، نه در «جمهوری اسلامی» چون ایران و جمهوری اسلامی یکی نیستند و خواسته و
یکی از مهمترین تجربههایی که هر انسانی میتواند داشته باشد این است که جهان را از بیش از یک افق بنگرد. درست مثل آموختن بیش
یکی از معضلات کلان جمهوری اسلامی – از همان روز اول و حتی در ذهن و فکر رهبراناش – این خصلت بچهپرروی لافزنی است که
این سه چهار سال اخیر در زندگی من از بسیاری جهات درسآموز، روشنیبخش و پربار بوده است. یک جهتاش این است که من سخت وامدار
وضعیت خاور میانه وضعیتی پیچیده و پر-ازدحام است که مدعی هم فراوان دارد. اما این پیچیدگی و ازدحام دلیلی نیست بر اینکه قطبنمای اخلاقی انسان
چشماندازهای پیش روی ایران را باید به دقت و البته با مسئولیت سنجید و تصمیم گرفت. اولین شرط سنجش درست این است که از عواطف
ایرانیانی که از حملهی نظامی علیه کشور خودشان حمایت میکنند، بیشرم و ریاکارند. حمید دباشی نیویورک – گویا اصطلاح «ستون پنجم» در سال ۱۹۳۶ توسط
مرگ پیروز، تولهیوزی که مدتها تصویرش در رسانهها پیش روی مخاطب ایرانی بود، یادآور خاطراتی تلخ در تاریخ یکی دو دههی اخیر ایران است. پیروز