شين نامه – ۱۳

۱. فاش می‌گويم: کمرِ شين‌‌نامه شکسته شد، به حرمتِ خاتونِ شب‌های روشنِ من! ۲. شرح الشين: «دفترِ دانشِ ما جمله بشوييد به می که فلک

شين نامه – ۱۲

 آتش‌پرست اگر نشدم از شرابِ تو يشت از پی بشارتِ نوشينِ توست مست… ۲. شرح الشين: «ماه شعبان منه از دست قدح کاين خورشيد از

شين نامه – ۱۱

۱. تشريفِ ازل به قامتِ شخص توست که تشخصِ شورِ نُشوری! ۲. شرح الشين: «ديده‌ای بايد که باشد شه‌شناس تا شناسد شاه را در هر

شين نامه – ۱۰

۱. امشب از پا منشين؛ نشيمنِ تو شاخِ شامخِ سدره نيست. با تو، عرش از مقامِ فرش فروتر نشسته است. ۲. شرح الشين: «ياد باد

شين نامه – ۹

۱. شما را، از تلاش برای شناخت، تنها شمايلی شکسته مانده است. ۲. شرح الشين «سر ز حيرت به درِ ميکده‌ها بر کردم چون شناسای

شين نامه – هشت

۱. شباويزِ نشيدِ هشتم نغمه‌ی آشنا را در شطّ شب شناور کرد. ۲. شرح الشين: «ای مرغِ سحر، ناله به دل بشکن هنگامه‌ی آواز شباويز

شين نامه – ۷

۱. نَشت و نشاط هم‌ريشه‌اند؛ نشاط، نشتِ مشيّتِ شهرياری اوست! مشيتِ او در شهر جاری است؛ مثل آبِ زلال! ۲. شرح الشين: «حباب‌وار بر اندازم

شين نامه – ۶

۱.  زخمِ بهشت اگر خورده باشی، نوشداروی‌ات تنها شرنگی آتشين است! شورِ حيات می‌خواهی؟ شانه زير بار بهشت خم مکن؛ شأنِ تو از شبهه‌ی بهشت

شين نامه – ۵

۱. شتاب مکن، بهشتِ بی‌شتاب خوش است! بهشت، بی‌شتاب خوش است! در بهشت، شتابی نیست! ۲. شرح الشين: «زان پيش‌تر که عالم فانی شود خراب…»

شين نامه – ۴

شعارِ تشييع‌کنندگانِ تابوت شب این بود: شناسنامه‌ی شب از شهود لبریز است؛ و شب، شهيدِ خورشيد است.

شين نامه – ۳

– شانه به شانه با شراب آمدن، يعنی فشرده شدن در مشتِ دهقان؛ يعنی فشردنِ گلوی تشويش. – نشئه‌ی شراب، بی تاب آوردن فشارِ چرخشت

شين نامه – ۲

به چشمِ شاهدِ ما در شباهتِ تو و شب همين شهاب بس است – نشاطِ شب مشکن!