مرداد ۱۳۸۷

در حصارِ فتنه‌ها

کارِ هر روز من این است: از اداره که می‌زنم بیرون، شروع می‌کنم به موسیقی گوش دادن. در تمام طول راه، گرفتارم میانه‌ی توفان و

با نفرت کجا را ساختید؟

من نمی‌فهمم چه سودی است، چه خاصیتی است در این همه کینه و نفرتی که بعضی‌ها به بعضی‌های دیگر دارند. از بیرون که نگاه می‌کنم

سر به هوا بودن

می‌گویند که چهارپایان سر به زیرند؛ یعنی رو به زمین‌اند. آدمیان سر از زمین بر گرفته‌اند. آدم بر دو پا راه می‌رود. سرش را بالا