در حصارِ فتنهها کارِ هر روز من این است: از اداره که میزنم بیرون، شروع میکنم به موسیقی گوش دادن. در تمام طول راه، گرفتارم میانهی توفان و مرداد ۲, ۱۳۸۷
با نفرت کجا را ساختید؟ من نمیفهمم چه سودی است، چه خاصیتی است در این همه کینه و نفرتی که بعضیها به بعضیهای دیگر دارند. از بیرون که نگاه میکنم مرداد ۲, ۱۳۸۷
منام تمامِ افق را به رنج گردیده۸۲۳۰; – تقدیم به حسین نوروزی و خلبازیهایاش! منام تمام افق را به رنج گردیده، منام که هر که مرا دیده، در گذر دیده منام که مرداد ۲, ۱۳۸۷
سر به هوا بودن میگویند که چهارپایان سر به زیرند؛ یعنی رو به زمیناند. آدمیان سر از زمین بر گرفتهاند. آدم بر دو پا راه میرود. سرش را بالا مرداد ۱, ۱۳۸۷