اگر به آبِ «محبت» بر آوری غسلی… با تو نشستن، با تو همکلام شدن، با تو نفس زدن، گویی زیر باران بودن است. انگار تنی زخمخورده و چرکین را با شستوشويی درمانگر April 3, 2009
زدهام فالی و فریادرسی میآيد… زندهیاد حسين قوامی (فاختهای) به جز آن تصنيف مشهور «سرگشته» (مشهورتر به «تو ای پری کجايی») تصنیفی ديگری خوانده است روی غزلی از حافظ که April 3, 2009
گوارش! جملهی بیقراریات از طلب قرار توست طالب بیقرار شو تا که قرار آيدت جملهی ناگوارشات، از طلب گوارش است ترکِ گوارش ار کنی، زهر گوار April 3, 2009