بگريست چشمِ ابر بر احوالِ بگريست چشمِ ابر بر احوالِ زارِ من . . . ظهر هوا آفتابی بود. حدود يه ساعتِ پيش رفتم بيرون، ديدم زمين خيسه و هوای April 10, 2003
خوشترين آواز، شيرينترين لبخند برای خوشترين آواز، شيرينترين لبخند برای تو که پرسيدی چرا چنينام، عجالتاً اين چند خط از شعرِ سايه رو داشته باش. متن کاملش يادم نيست. فردا April 10, 2003