۰

بار دیگر وبلاگستان فارسی

متن کامل نقدی را که بر کتاب «ما ایرانیم» نسرین علوی نوشته بودم، در «ضیافت‌خانه‌»ی ملکوت آورده‌ام، به همراه لینک‌های مربوطی که طبیعتاً در صفحات بی‌بی‌سی نمی‌توانند ظاهر شوند (اصولاً متن خبری بی‌بی‌سی هایپرلینک بردار نیست). کسانی که با مراجعه به هیچ کدام از صفحات اصلی بی‌بی‌سی عنوان مطلب را در هیچ کجای صفحات نمی‌بینند، می‌توانند برای خواندن مطلب مستقیماً به ضیافت‌خانه هم مراجعه کنند. لینک‌ مطلب البته در ملکوت و ضیافت‌خانه آمده است.

باری، به جز این نقد مختصر و فشرده که به دلایل محدودیت‌های انتشار رسانه‌ای، بسیاری از ابعاد کتاب را بررسی نکرده است، به زودی نقد مفصل‌تری از کتاب خواهم نوشت و در ملکوت خواهم آورد. البته در این میان از توضیحات نویسنده‌ی کتاب هم قطعاً استقبال می‌کنم و امیدوارم برای روشن‌ شدن ذهن خوانندگان اگر توضیحاتی دارند، در ذیل همین مطلب یا هر جای دیگری توضیحات مقتضی را منتشر کنند. به جز نقد مفصل‌تر فارسی، البته نقدی هم به انگلیسی بر این کتاب خواهم نوشت و در «ملکوت غربی» می‌آورم تا خوانندگان غربی هم حداقل دیدگاهی متفاوت از این کتاب داشته باشند و تنها به یادداشت‌های خوانندگانی که دسترسی مستقیم به وبلاگستان فارسی ندارند (از قبیل این مطلب در ایندیپندنت) بسنده نکنند و آن را تمامی تصویر این کتاب نپندارند.

همین الآن ای‌میلی از خانم علوی داشتم که مرقوم فرموده بودند: «به خاطر بعضی از نکات بسیار معتبری که مطرح کرده بودید، اکنون مقدمه‌ای بر چاپ جلد مقوایی کتاب اضافه خواهد شد». جای خوشوقتی است به هر تقدیر. در خاتمه این را باز هم اضافه می‌کنم که نقد من مطلقاً از ارزش کار خانم علوی نمی‌کاهد. به هر حال ایشان کار ارزشمندی کرده‌اند.

۹

کنسرت شجریان:‌ اندوه بزرگ تازه‌ی من

چهار پنج ساعتی می‌شود از کنسرت برگشته‌ایم. به کار دیگری مشغول بودم و الآن بدجوری خوابم می‌آید. همین کوتاه را می‌نویسم که خودم یادم باشد فردا قرار است چه چیزی درباره‌ی کنسرت بنویسم.

کنسرت شجریان شدیداً مأیوس کننده بود. حیف! سلطان و پهلوان تمام لحظات‌ام انگار دود شد و رفت هوا! فکر بدی نکنید. شجریان کماکان همان صدای لطیف و مسحور کننده را دارد. اما ایرادها فراوان است و بی‌شمار. فردا به تفصیل خواهم نوشت.

۱

یکی دو حاشیه تا اطلاع ثانوی

دارم آماده می‌شوم که از اداره مستقیم بروم رویال فستیوال هال برای کنسرت شجریان (البته پریشب هم شجریان کنسرتی دیگر در لندن داشت که این یکی باید تکرار آن باشد). شاید برای کسانی که با طبع و خوی من آشنا هستند و ایضاً به کرات این وبلاگ را دیده‌اند برای‌شان کمی غریب باشد که بدانند من تا به حال در عمرم نه شجریان را از نزدیک دیده‌ام و نه به کنسرتی از او رفته‌ام! این هم مزید اطلاع ارباب فضل و هنر! باری، امشب علی‌الظاهر قرار است که به توفیق حق بخت یار باشد و بی‌واسطه کنسرت حضرت استاد را شاهد باشم. البته خودم فکر می‌کنم که کمی دیر رسیده‌ام. کنسرت‌های شجریان را احتمالاً بایستی خیلی پیشتر از این‌ها می‌رفتم. هنوز کنسرت را نرفته‌ام اما احساس می‌کنم استاد دیگر دارد رو به بازنشستگی می‌رود. امیدوارم برنامه‌ی امشب این پیش‌بینی مرا نقض کند. هنوز که هنوز است شنیدن صدای شجریان جان‌ام را مرتعش می‌کند. هنوز هم شجریان (صدای شجریان) برای من فرصتی بی‌نظیر و نایاب برای تجربه‌ی بارقه‌های درخشان هنر و فرهنگ و معنویت قوم ایرانی است.

و اما بعد، درباره‌ی نقدی که بر کتاب خانم علوی نوشته‌ام باید نکاتی اضافه کنم که فرصتی باشد به تفصیل از آن‌ها خواهم گفت. باری ایشان مرحمت کرده‌اند و از طریق ای‌میل توضیحاتی داده‌اند که در فرصت مقتضی در وبلاگ می‌آورم‌شان. خوشحال می‌شوم دوستانی که کتاب را خوانده‌اند در ذیل همین مطلب یا مطلب پیشین نظرشان را درباره‌ی نقدی که نوشته‌اند مرقوم کنند (نه مانند حسین درخشان که اصل را رها کرده و راست زده است به تیر دروازه!). اگر در استدلال‌هایی که آورده‌ام یا تحلیلی که نوشته‌ام ایرادی هست یا نظری متفاوت دارید، لطف کرده و تذکر دهید. تنها این را اضافه کنم که نقدی که نوشته‌ام به هیچ عنوان از ارزش کار نمی‌کاهد. این کار، کار نخست است و هر اندازه هم از دید من ایراد داشته باشد، جای خسته نباشید دارد. به هر حال از نقد کتاب نباید انتظار مدح کتاب داشت. به خانم علوی هم از اینجا صمیمانه خسته نباشید می‌گویم هر چند زیاد با بعضی از دیدگاه‌های طرح شده در کتاب‌شان موافق نیستم.

۱

سخنرانی دکتر سروش در شب قدر

امشب دکتر سروش در کانون توحید به مناسبت شب قدر سخنرانی دارد: «قدرت قدر». آن‌ها که اهل حال‌اند امشب را از دست ندهند. سخنرانی دو هفته‌ی پیش دکتر سروش را می‌توان از سایت کانون توحید گوش داد (در ضمن سایت کانون توحید دارد یواش یواش خیلی تر و تمیز می‌شود ها! دست مریزاد). مثلاً قرار بود آن شب در آن سخنرانی باشیم و دیداری با دکتر سروش تازه کنیم که برنامه‌ی پیچیده‌ی عجیب و غریب خارج از پیش‌بینی کمی تا قسمتی حال ما را گرفتند!

۷

رسانه‌ی ایرانی و انحطاط خبررسانی-۱

از سفر ایران هزاران گفتنی تلخ و شیرین دارم. مجالی داشته باشم به تفصیل بیشتری درباره‌ی فاجعه‌ای که رسانه‌ی ملی به آن تبدیل شده است خواهم نوشت. دیشب به مطلبی برخورد کردم درباره‌ی ترجمه‌ی یک جمله از علی لاریجانی که گفته بود: «با نشان دادن «لولو»ی شورای امنیت مردم ایران رو به قبله نمی‌شوند». اما فکر نکنید این فقط آن طرف آب اتفاق می‌افتد. سه چهار روز پیش تصادفاً در مشهد تلویزیون نگاه می‌کردیم و یکی از شبکه‌های خبری در حین نشان دادن عکس جورج بوش و تونی بلر (البته به قصد تمسخر و به شیوه‌ی روزنامه‌های زرد و مبتذل این‌جا) یکی از جملات جورج بوش را که معلوم نیست کجا گفته بود، چنین ترجمه کرد: «به خر او لگد زدن»!! حدس بزنید این ترجمه‌ی کدام تعبیر و اصطلاح انگلیسی است؟ خودتان ملاحظه فرمایید و تبسم هم البته فراموش نشود! [Kick his ass] ولی اصلاً حیرت نکنید. این تازه جاهای خوب رسانه‌ی ملی ماست. باز هم در این زمینه خواهم نوشت.

۱

طربستان رمضانی

ماه رمضان بر میهمانان محبوب آسمانی خجسته باد. ملکوت (ادنا یا اعلی‌اش) هم در طربستان به میهمانی حضرت می‌رود. در ماه رمضان، بخش نغمه‌ی روز، نغمه‌های رمضانی دارد: آواز افشاری شجریان (که در ماه رمضان پخش می‌شود) به اضافه‌ی «ربنا»ی مشهور و اسماء الله . . .

۲

باران‌های آخر تابستان

ساعتی هنوز نگذشته است که بارانی تند با رعد و برقی نورانی روی لندن را شسته است. شب پیشین آسمان مرکز شهر و همین حوالی خانه غبار آلود بود، غباری آغشته به ذرات معلق آب! امشب اما تدارک آن غبار مه‌آلود بود گویی که چنین روح‌نواز باران می‌بارید هر چند مرا ثانیه‌هایی بیش‌تر از آن نصیبی نبود که سخت گرفتار نوشتن و کار بودم. آمدم چیزی بنویسم دراز. مجالی فراخ فراهم نیست و دل و دماغی هم نیست. این روزها گرفتاری‌ها مجال هیچ کاری به جز کارهای روزمره‌ی اداری نمی‌دهند. تعلیق سایت ملکوت هم باعث شده است حتی بسیاری از ای‌میل‌ها را نبینم. این هم خود نعمتی است که کوتاه زمانی هم که باشد، خلوتی از این هجوم بی‌امان تکنولوژی حاصل کنی، علی الخصوص که همیشه به رسم عادت از خواب برخیزی و مدام ای‌میل‌ها را بررسی کنی و بخوانی. فشار کارها‌ی‌ام که کمی سبک‌تر شود و فراغتی بیش‌تر حاصل آید، سعی می‌کنم بیشتر باز گردم به حال و هوای خویشتن. به حال و هوای دل. می‌خواهم روزهای‌ام را بیشتر صرف خواندن عطار و ابو سعید و سنایی و مولوی کنم. شست‌وشویی در درون باید که زمان می‌گذرد و غبار بر آیینه‌ی دل می‌نشاند. شاید اگر مددی باشد و عنایتی و همتی از حضرت دوست در هفته‌های آینده فرصتی برای خلوتی حاصل شود تا هم با تمرکز نوشتن توان و هم به فراست حسابرسی.

۰

تعلیق موقت ملکوت

از دیروز میزبان ملکوت (هوستینگ مترز) در حال تغییر دادن سرور سایت بوده که تا امروز طول کشیده است. در نتیجه اگر در چهل و هشت ساعت گذشته ملکوت را ندیده‌اید اتفاق خاصی نیفتاده است. فقط نقل مکان سایت و اندکی ریزه‌کاری‌های فنی این تعلیق را به وجود آورده است. خوشبختانه الآن ملکوت سر و حال و قبراق است و بدون هیچ مشکلی کار می‌کند. تصور می‌کنم وبلاگ حسین درخشان نیز دچار مشکل مشابهی شده است.

۰

نامه‌ی مجعول امیر کبیر

امروز دیدم که سایت بازتاب تصویر نامه‌ی مجعولی را که به امیر کبیر منسوب است با ذوق و شوق تمام با این عنوان منتشر کرده است: «اصول‌گرایی را از امیر کبیر بیاموزیم».

پیش‌تر هم یک بار دیگر در همین وبلاگ نوشته بودم که این نامه جعلی است و شاهدش نکات عالمانه‌ای است که استاد ایرج افشار بر ذیل این نامه آورده است و در مجله‌ی بخارا (شماره‌ی ۳۱) چاپ شده است.

مردم ما از عالم گرفته تا عامی به سادگی جو زده می‌شوند و هیچ وقت به خود زحمت اندک مایه‌ تحقیق و تفحص را نمی‌دهند. کاش یاد بگیریم و این توفیق را داشته باشیم که همین جوری روی هوا چیزی را نپذیریم بدون تأمل.

۰

نوشافرین ملکوت

عضو تازه‌ی سرزمین ملکوت که تازه پای‌اش به لندن رسیده است، دیشب طی مراسمی ویژه میهمان و مقیم ملکوت شد. مزید اطلاع اهالی ملکوت و سایر مترددین وبلاگستان یادآوری کردیم. به نوشافرین خوشامد می‌گوییم.

صفحه ها ... 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12
صفحه‌ی قبل
صفحه‌ی بعد