۰

گر بروی عدم شوم…

قطعه‌ی زیر آوازی است از شجریان با گروه عارف – پس از اتمام برنامه فردی به زبان فرانسوی در نسخه‌ی کامل این اجرا توضیحاتی می‌دهد لذا نمی‌دانم اجرای آلمان است یا فرانسه. برنامه در دهه‌ی ۶۰ اجرا شده است و در جست‌وجوها به عنوان «کنسرت آذرخش» می‌رسید. آوازی است در نوا با سنتور پرویز مشکاتیان روی غزل مولوی و در انتها هم تصنیف «دود عود» را می‌شنویم. به گمان من از دلنشین‌ترین آوازهای شجریان است. اجرای کامل این قطعه را جایی نیافتم (این قطعه از وسط آواز شروع می‌شود). ممنون می‌شوم اگر کسی دسترسی به کل آواز دارد آن را برای‌ام بفرستد. توضیحات فنی مخل ذوق آواز است. در یکی دو ماه گذشته، شاید بیش از سی چهل بار این آواز را شنیده‌ام و هر بار چیز تازه‌ای در آن یافته‌ام.

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

۱

غمِ عشقِ ته مادرزاد دیرم…

مدتی پیش قطعاتی آوازی از اجرای شجریان با گروه عارف در شهر بنِ آلمان را در ملکوت آورده‌ بودم روی سه غزل از سعدی. در میان آن اجراها قطعه‌ای آوازی است در دشتستانی با سنتور پرویز مشکاتیان روی دوبیتی‌های باباطاهر. این آواز را سال‌ها پیش در ایران شنیده بودم و نوارش دچار همان سرنوشتی شد که بقیه‌ی کاست‌های موسیقی من در ایران. من ماندم و فایل‌های پراکنده‌ی صوتی روی کامپیوتر که هر کدام در جایی سرگردان است. این آواز دشتستانی از دلنشین‌ترین آوازهایی است که شجریان خوانده است. کیفیت صدا چندان خوب نیست ولی در این آواز،‌ سوزی هست که جانِ‌ آدمی را مشتعل می‌کند. بشنوید و فیض ببرید (یکی دو دقیقه‌ی اول مقدمه‌ای است که گوینده‌ی رادیو به زبان آلمانی توضیح می‌دهد به اضافه‌ی انتهای آواز که بخش‌هایی از تصنیف صبح است ساقیا را پخش می‌کند).

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

۲

گفتی ز خاک بیشترند اهل عشقِ من…

آلبوم «مرکب‌خوانی» با آهنگ‌سازی شاهکار پرویز مشکاتیان و آوازِ آسمانی شجریان در شمارِ نخستین آلبوم‌های موسیقی سنتی ایرانی بود که چنگ در جانِ من زد. روزهای نوجوانی و سال‌های نخست دانشگاهِ من (و البته ایام درس خواندن برای کنکور) به شنیدن این آلبوم می‌گذشت. این نغمه‌ها مرا پرتاب می‌کند به خانه‌ی مادری (و پدری). به روزهای تابستانِ اواخر دهه‌ی شصت و اوایل دهه‌ی هفتاد. خاطرم هست که یکی از خویشاوندان روزی به خانه‌ی ما آمده بود و طبق معمول، نوای موسیقی شجریان و مشخصاً همین آلبوم بلند بود. گفت: «این‌ها را که رادیو و تلویزیون هم پخش می‌کنند. دیگر چرا توی خانه مرتب گوش می‌دهی؟» سؤال ساده و جالبی بود و البته این عالم برای او قابل درک نبود. اولین چیزی که گفتم این بود: «رادیو و تلویزیون خیلی زحمت بکشند، فقط تصنیفی را پخش می‌کنند و تمام. آدم باید حوصله داشته باشد و ذوق که یک آواز را از اول تا آخر گوش بدهد!». یادش بخیر. آن روزگاران گذشت. اما من هنوز از شنیدن این آوازها سخت محظوظ می‌شوم و دگرگون. شجریان و مشکاتیان (و موسوی) را عمری دراز و پر عزت باد که خانه‌ی گوش و هوش و جان و دل مرا رنگین کرده‌اند! شما هم گوش بدهید و محظوظ شوید.