۰

مرا که قبله گرفتم چه کار با اصنام

حال و هوای بهار، ماهور طلب می‌کند و راک. خاصه با صدای شجریان و ساز لطفی. غزل سعدی را هم تراشیده‌اند برای حال و هوای بهار.

مرا دو چشم به راه و دو گوش بر پیغام
تو فارغی و به افسوس می‌رود ایام

شبی نپرسی و روزی که دوستدارانم
چگونه شب به سحر می‌برند و روز به شام

ببردی از دل من مهر هر کجا صنمیست
مرا که قبله گرفتم چه کار با اصنام

به کام دل نفسی با تو التماس منست
بسا نفس که فرورفت و برنیامد کام

مرا نه دولت وصل و نه احتمال فراق
نه پای رفتن از این ناحیت نه جای مقام

چه دشمنی تو که از عشق دست و شمشیرت
مطاوعت به گریزم نمی‌کنند اقدام

ملامتم نکند هر که معرفت دارد
که عشق می‌بستاند ز دست عقل زمام

مرا که با تو سخن گویم و سخن شنوم
نه گوش فهم بماند نه هوش استفهام

اگر زبان مرا روزگار دربندد
به عشق در سخن آیند ریزه‌های عظام

بر آتش غم سعدی کدام دل که نسوخت
گر این سخن برود در جهان نماند خام

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

۴

آواز راک شجریان و آداب ادای شعر

شجریان آوازی دارد در ماهور روی غزلی از حافظ با مطلع «سحرم دولت بیدار به بالین آمد». این غزل را شجریان بر خلاف ماهورهای معمول به جای این‌که از درآمد شروع کند، از اوج می‌خواند و عراقِ ماهور. این اثر در دورانی تولید می‌شود که سایه بر بخش موسیقی رادیو نظارت داشته و راهنمایی‌های او در شکل‌گیری این آواز به این صورت، تأثیر داشته است. بیت نخست را اگر قرار باشد کسی از درآمد ماهور بخواند، آوازی که روی این بیت می‌آید، آوازی بی‌رمق و نامتناسب با معنا و مضمون بیت می‌شود که می‌گوید: «برخیز که آن خسرو شیرین آمد» و به دنبال‌اش سخن از «مژدگانی دادن» است. مشکل ادای درست شعر و توجه به مضمون و معنای بیت،‌ موسیقی کلام و متناسب کردن آن با آواز، مشکلی همیشگی و البته امروزی خوانندگان ماست. به نظر من، ماجرا راه‌حلی ساده دارد و آن هم اعتنا به تمامی ارکانی است که یک آواز خوب را شکل می‌دهد یعنی وجود یک شعرشناس خوب، یک خواننده‌ی مسلط و توان‌مند، آهنگسازی که هم شعر و هم موسیقی را خوب بفهمد و نوازندگانی که در کار خودشان ماهر باشند و از ظرافت‌های اجرا آگاهی خوبی داشته باشند. متأسفانه این ارکان همیشه با هم جمع نبوده‌اند و البته غرور اهل موسیقی و بدعهدی ایام و نامردمی اهل زمان، همگی دست به دست هم می‌داده و کارهایی را که می‌توانستند (یا می‌توانند) بسیار بهتر باشند، تبدیل به آثاری متوسط می‌کنند. به هر حال، این آواز را گوش کنید و ببینید که نظارت شعرشناس و موسیقی‌شناسی چون سایه و صدای لطیف و قدرت‌مند شجریان در آن دوره چه آوازی را آفریده است.

۳

ساقیا می بده و غم مخور از دشمن و دوست…

داشتم با خودم نقد وقت را سبک-سنگین می‌کردم و این بیت مدام می‌آمد و می‌رفت که:
بیدلی در همه احوال خدا با او بود
او نمی‌دیدش و از دور خدایا می‌کرد

حالتی رفت و یادی آمد. یاد آواز راکِ شجریان افتادم. آوازی که روی این غزل حافظ خوانده است:
سحرم دولت بیدار به بالین آمد…
شاید یک بار دیگر این را نوشته باشم. گمان می‌کنم سال ۲۰۰۳ بود. سایه آمده بود لندن. یکی از آن شب‌ها، سایه از این آوازِ شجریان حرف زد. او این آواز شجریان را در زمره‌ی بهترین آوازهای‌اش می‌دانست. بشنوید و جان‌تان را تازه کنید.

 

این برنامه،‌ گلهای تازه‌ی شماره ی ۱۰۶ است. نوازندگان این اثر پرویز یاحقی، جهانگیر ملک، فرهنگ شریف و منصور صارمی هستند. آن‌ها که به نکات فنی آواز راک علاقه‌مند هستند می‌توانند به این‌جا مراجعه کنند.