۰

ای دولتِ منصورِ ما…

امروز، ۲۴ اردیبهشت، پرویز مشکاتیان ۵۶ ساله می‌شود.
 
پرویز جان، انگار آن‌جوری که قبلاً با تو حرف می‌زدیم و از تو سخن می‌شنیدیم، نمی‌شود گفت‌وگو کرد. اشکالی ندارد. «گفتا که شبرو است او از راه دیگر آید». صد راه گفت‌وگو را با تو اگر ببندند، باز هم می‌شود راه تازه‌ای جُست و یافت. تو هیچ لحظه‌ای و هیچ روزی از روزگار تلخ و تیره‌ای که بعد از سفرت بر ما رفت از میان ما غایب نبودی. هیچ روزی از گفت‌وگو با تو دست نکشیدیم. زبان گفت‌وگو و آیین سخن‌ ما تغییر کرده است. اما ما همانیم که بودیم و تو هم همان شوریده‌ی دیرین و پیشین. تولدت مبارک قلندر شوریده‌ی نیشابوری!
 

۲

گفتی ز خاک بیشترند اهل عشقِ من…

آلبوم «مرکب‌خوانی» با آهنگ‌سازی شاهکار پرویز مشکاتیان و آوازِ آسمانی شجریان در شمارِ نخستین آلبوم‌های موسیقی سنتی ایرانی بود که چنگ در جانِ من زد. روزهای نوجوانی و سال‌های نخست دانشگاهِ من (و البته ایام درس خواندن برای کنکور) به شنیدن این آلبوم می‌گذشت. این نغمه‌ها مرا پرتاب می‌کند به خانه‌ی مادری (و پدری). به روزهای تابستانِ اواخر دهه‌ی شصت و اوایل دهه‌ی هفتاد. خاطرم هست که یکی از خویشاوندان روزی به خانه‌ی ما آمده بود و طبق معمول، نوای موسیقی شجریان و مشخصاً همین آلبوم بلند بود. گفت: «این‌ها را که رادیو و تلویزیون هم پخش می‌کنند. دیگر چرا توی خانه مرتب گوش می‌دهی؟» سؤال ساده و جالبی بود و البته این عالم برای او قابل درک نبود. اولین چیزی که گفتم این بود: «رادیو و تلویزیون خیلی زحمت بکشند، فقط تصنیفی را پخش می‌کنند و تمام. آدم باید حوصله داشته باشد و ذوق که یک آواز را از اول تا آخر گوش بدهد!». یادش بخیر. آن روزگاران گذشت. اما من هنوز از شنیدن این آوازها سخت محظوظ می‌شوم و دگرگون. شجریان و مشکاتیان (و موسوی) را عمری دراز و پر عزت باد که خانه‌ی گوش و هوش و جان و دل مرا رنگین کرده‌اند! شما هم گوش بدهید و محظوظ شوید.