۲

گر چه ماهِ رمضان است… (۱)

با خود عهد کرده بودم که از مناسبت ماه رمضان و در رسيدن اين فرصتِ مغتنم بهره‌مند شوم و چيزهايی بنويسم که در اوقات ديگر، ذوق و حال‌اش نيست. در ظاهر، شايد این همان کار عادی و متعارفی است که ارباب ديانت و متابعان شریعت می‌کنند – يعنی توجه به احوالات ماهِ مبارک که عمدتاً فضايی است برآمده از روزه‌داری و آداب و مراسم سحری و افطار و تمام مناسکی که به آن متعلق و مرتبط است. پيداست که تکرار کردن تمام سخنانی که قرن‌ها اهل ديانت گفته‌اند و خصوصاً در این سه دهه‌ی اخير به نحو ملال‌آور و رياکارانه و دل‌گزايی از منابر رسمی کشورتبلیغ می‌شوند – به ويژه زمانی که این مضامين از معانی تهی هستند و در قشور و صورت‌ها متوقف – نه هنر بزرگی است و نه چندان نيازمندِ دانش و معرفت است.
اما برای اين‌که نشانه‌ای باقی بگذارم و نقطه‌ی عزيمت سخنانی را که به یاری بخت و همت توفيق نگاشته خواند شد، مشخص کنم، خوب است ببينيم عين‌القضات همدانی روزه را چگونه می‌بيند و تعريف می‌کند:
«صوم در شرع عبارت است از امساک طعام و شراب که روزه‌ی قالب است. اما صوم در عالم حقیقت، عبارت است از خوردن طعام و شراب. کدام طعام ؟ طعام «ابیت عند ربي». کدام شراب؟ شراب «و کلم الله موسی تکلیماً». این را صوم معنوی خوانند، روزه‌ی جان باشد؛ این صوم خدا باشد که «الصوم لي». چرا؟ زیرا که در این صوم جز خدا نباشد، که «و انا اجزی به» همین معنی دارد. چون این صوم خدایی باشد، جزای این صوم جز خدا نباشد، که «و انا اجزی به یعنی انا الاجزاء».
از آن بزرگ نشنیده‌ای که گفت: «الصوم الغیبة عن رویة ما دون الله لرؤیة الله تعالي». صوم ما دون الله را بیان می کند. مریم می‌گوید که «انی نذرت للرحمن صوما» که افطار آن جز لقاء الله تعالی نباشد. مصطفی – علیه السلام – از اینجا گفت : «للصائم فرحَتان فرحة عند افطاره و فرحَة عند لقاء ربّه». دریغا از خبر «صوموا لرؤیته و افطروا لرؤیته» چه فهم کرده‌ای؟ و از آن صوم چه خبر شاید دادن؟ که ابتدای آن صوم از خدا باشد، و آخر افطار آن به خدا باشد. 
«الصوم جنّة» سپر و سلاح صوم برگیر. گاهی صایم باش، و گاهی مفطر که اگر همه صوم باشد، محرومی باشد؛ و اگر همه افطار باشد، یک‌رنگی باشد . مگر که مصطفی – علیه السلام – از اینجا گفت: «من صام الابد فلا صیام له» صایم ابد خود یکی آمدکه «الصمد» نعت او بود. «و هو یُطِعم و لا یُطعَم» این معنی بود. صایم الدهر او بود – جل جلاله – دیگران را فرموده است که «صوموا ساعة و افطروا ساعة» تا خود صوم هر کسی از چیست و افطار هر کسی به چیست. شنیدی که صوم چه باشد.» (تمهيدات،‌ صص ۹۱-۹۲)
عین‌القضات با هنرمندی تمام کوشش کرده تا هم تأويل صوفيانه‌ی خود را از روزه ارايه کند و بگويد که مثلاً روزه همين امساک از طعام و شراب نيست و روزه انواع دارد. يکی از انواع‌اش همين روزه‌ی مریم است. يعنی دایره‌ی صيام وسيع‌تر از همين صيام متعارف است. و هم‌چنين او کوشش کرده که چندان از دایره‌ی آداب و رسوم شريعت خارج نشود و خواب کسی را بر نياشوبد.
اما بيايید در ماه رمضان، به جای اين‌که تنها همان کارهایی را بکنيم که همه می‌کنند، سراغ کارهايی نيز برويم که همه نمی‌کنند! اين نکردنی‌های رمضان گاهی اوقات حکمت‌هايی در خود دارند که کم‌تر کسی به صرافت‌شان می‌افتد. برای اين‌که ساده‌دلان و خيال‌انديشان تصور باطل نکنند، بايد تذکر داد که نکردنی‌ها و نيدنيشيدنی‌ها به همین سادگی محقق نمی‌شوند يا دست‌کم چندان دست‌يافتنی نیستند که در چنگ عموم يا عوام مردم باشند. به عبارت دقيق‌تر، نکردنی‌ها و نينديشيدنی‌های رمضان، شايد از سطحی بالاتر از عموم متدينان مقيد به شريعت و ظاهر آن و هم‌چنين عموم نامؤمنانی باشد که آداب و مناسک شريعت بخشی از زندگی‌شان نيست. اما اين سخن، هم‌چنان نتيجه نمی‌دهد که هر چه ورای اين دو طبقه باشد، لزوماً از دایره‌ی فهم بعضی از افراد يکی از اين دو طبقه خارج است. مجمل‌اش اين است که:
زاهد غرور داشت سلامت نبرد راه
رند از رهِ نیاز به دارالسلام رفت
پس اشاره‌ی عمده‌ی من به همين رندی است. يعنی که رندی و عاشقی که توأمان یکدیگرند، چه بسا برترين و بهترين هنرهای رمضانی از جنس نينديشدنی و نکردنی باشند:
زان می عشق کزو پخته شود هر خامی
گر چه ماه رمضان است، بیاور جامی!
آدميان در اين ماه،‌ هر يک به وجهی و نوعی رمضان را تجربه می‌کنند. هر کسی روزه‌ی خود را دارد به فراخور وجود و گنجايش معرفتی‌اش.
در اين ماه، توفیق گره گشودن از رمزهای نينديشيده يا نينديشدنی نصيب‌تان باد!
پ. ن. مانند هر سال، نغمه‌های رمضانی خاص اين ماه را، به همراه مثنوی افشاری و مناجات ربنا را با صدای ماندگار شجریان – به رغم کين‌‌توزی و پليدکاری تیره‌دلان – در گوشه‌ی بالای ستون راست اين صفحه افزوده‌ام که تا آخر اين ماه همدم‌تان باشد. (از توضیحات سال قبل، اين‌جا را هم ببينيد).
۵

به استقبال رمضان

لابد این جعبه‌های پخش مناجات و اذان را در دو گوشه‌ی این صفحه (البته مقصود همین صفحه‌ی اصلی وبلاگ است) دیده‌اید. این دو جعبه تا پايانِ ماه مبارک ميهمان این صفحه – يا میزبان صادر و واردِ اهلِ صيام این صفحه – خواهند ماند. سال گذشته، در «طربخانه‌ی رمضانيه» درباره‌اش توضيح لازم را داده‌ام. آن‌ها که داخل ایران نيستند و احوالاتی رمضانی دارند، چه بسا بتوانند آنلاين از این نغمه‌های آسمانی بهره ببرند. این مختصر را افزودم برای اين‌که اگر کسی یادداشت سال پیش را نديده، دچار سردرگمی نشود. پيشاپيش، رمضان بر اهل ظاهر و باطنِ آن خجسته باد. امید که قوت معنوی و رزق باطنی‌تان از این اوقات نورانی افزون‌تر باشد.
۴

رمضان ماه خوبی است!

اول این آيات را بخوانید:
«وَيُحِقُّ اللّهُ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ فَمَا آمَنَ لِمُوسَى إِلاَّ ذُرِّيَّةٌ مِّن قَوْمِهِ عَلَى خَوْفٍ مِّن فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِمْ أَن يَفْتِنَهُمْ وَإِنَّ فِرْعَوْنَ لَعَالٍ فِي الأَرْضِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِينَ وَقَالَ مُوسَى يَا قَوْمِ إِن كُنتُمْ آمَنتُم بِاللّهِ فَعَلَيْهِ تَوَكَّلُواْ إِن كُنتُم مُّسْلِمِينَ فَقَالُواْ عَلَى اللّهِ تَوَكَّلْنَا رَبَّنَا لاَ تَجْعَلْنَا فِتْنَةً لِّلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ وَنَجِّنَا بِرَحْمَتِكَ مِنَ الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى وَأَخِيهِ أَن تَبَوَّءَا لِقَوْمِكُمَا بِمِصْرَ بُيُوتًا وَاجْعَلُواْ بُيُوتَكُمْ قِبْلَةً وَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ وَقَالَ مُوسَى رَبَّنَا إِنَّكَ آتَيْتَ فِرْعَوْنَ وَمَلأهُ زِينَةً وَأَمْوَالاً فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا رَبَّنَا لِيُضِلُّواْ عَن سَبِيلِكَ رَبَّنَا اطْمِسْ عَلَى أَمْوَالِهِمْ وَاشْدُدْ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَلاَ يُؤْمِنُواْ حَتَّى يَرَوُاْ الْعَذَابَ الأَلِيمَ» (سوره‌ی ۱۰، آيات ۸۲-۸۸)

«و خدا با كلمات خود، حق را ثابت مى‏گرداند، هر چند بزهكاران را خوش نيايد. سرانجام‏، كسى به موسى ايمان نياورد مگر فرزندانى از قوم وى‏، در حالى كه بيم داشتند از آنكه مبادا فرعون و سران آنها ايشان را آزار رسانند، و در حقيقت‏، فرعون در آن سرزمين برترى‏جوى و از اسرافكاران بود. و موسى گفت‏: (اى قوم من‏، اگر به خدا ايمان آورده‏ايد، و اگر اهل تسليميد بر او توكّل كنيد.) پس گفتند: (بر خدا توكّل كرديم‏. پروردگارا، ما را براى قوم ستمگر (وسيله‏) آزمايش قرار مده‏.) (و ما را به رحمت خويش‏، از گروه كافران نجات ده‏.) و به موسى و برادرش وحى كرديم كه شما دو تن براى قوم خود در مصر خانه‏هايى ترتيب دهيد و سراهايتان را رو به روى هم قرار دهيد و نماز برپا داريد و مؤمنان را مژده ده‏.  و موسى‏ گفت‏: (پروردگارا، تو به فرعون و اشرافش در زندگى دنيا زيور و اموال داده‏اى‏، پروردگارا، تا (خلق را) از راه تو گمراه كنند، پروردگارا، اموالشان را نابود كن و آنان را دل‏سخت گردان كه ايمان نياورند تا عذاب دردناك را ببينند.)»  (ترجمه‌ی فولادوند)

این روزها قرآن خواندن سخت عبرت‌آموز است و تکان‌دهنده. کافی است از هر ماجرایی در قرآن بتوانی تصویری و پرده‌ای بسازی که در آن خودت را ببینی و زمانه‌ات را. همین آیات بالا را یک بار با دقت بخوانيم. «کلمه»ی حق هميشه بر صدر خواهد نشست ولو «گناهکاران» حنجره‌هاشان را بدرند! از قوم موسی عده‌ی اندکی به او ایمان آورده بودند از بیم آن‌که مبادا فرعون آن‌ها را در بلا بيندازد و زندگی را بر آن‌ها تنگ کند. و این فرعون همان پادشاهی است که رعب و وحشت را در دل مردم‌اش می‌انداخت تا از او فرمان ببرند. يک راه القاء رعب و استخفاف همین است که مردم را از قطع شدن رشته‌ی معاش‌‌شان بترسانی،‌ مقام و موقعيت‌شان را از آن‌ها بگیری يا‌ آبروی آن‌ها را ببری؛ این شيوه‌ها يک امضای شناخته شده‌ی تاریخی و دینی دارند: امضای شخص شخيص فرعون! و خاصيت فرعونی چی‌ست؟ گردن‌کشی! برتری‌جویی! و برتری‌جويی هم‌عنان است با فساد کردن و تباه کردن جان‌های آدميان. برای برتر ماندن باید عند الاقتضا جان مردم را هم گرفت و خون آن‌ها را هم بر زمین ريخت؛ کافی است اسباب و ابزارش را داشته باشند. و همین برتری‌جویی آدمی را «مسرف» می‌کند و تجاوزگر. آن وقت است که خلق خدا دست به دعا بر می‌دارند که ما را از قوم ظالم نجات بده.

پیامی که از موسی و برادرش به این قوم می‌رسد ساده است: «خانه‌های‌تان را قبله قرار دهید» و رو به روی هم. یعنی نزديک‌تر از پيش باشید و پیوندهاتان را قوی‌تر کنيد. قدم بعدی‌؟ «نماز بر پا داريد». و اين‌جاست که به مؤمنان بشارت می‌دهد. عاقبت فرعون دراین بازی مردم‌ستیز، آزادی‌کش و شرک‌آفرين چی‌ست؟ نابودی اموال، سخت شدن دل‌هاشان، و چشیدن عذابی دردناک!

کسی اهل پند گرفتن هست یا نه؟ کسی تکانی می‌خورد؟ کسی از خواب بیدار می‌شود؟ اين همه آيه، اين همه اشاره، اين هم نشانه، باعث می‌شود اين وجدان‌های خواب‌آلوده بیدار شوند؟ «وَكَأَيِّن مِّن آيَةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْهَا وَهُمْ عَنْهَا مُعْرِضُونَ» (سوره‌ی ۱۲، آيه‌ی ۱۰۵). با اين همه نشانه و علامتی که از آسمان و زمین بر سرشان می‌بارد، باز هم رو می‌گردانند و مستکبرانه دست از تعدی و ظلم و تجاوز بر نمی‌دارند. و نقطه‌ی تقابل «تقوا» و «گردن‌کشی» همين‌جاست. فراموش نکنیم ظلم کردن اسباب می‌خواهد؛ ظلم‌هایی از جنس ظلم فرعونی، بدون اسباب و آلت میسر نیست (به عبارت دیگر نمی‌شود به همین سادگی فرعونیت را در سیمای هر که دل‌مان خواست ببينيم؛ شاهد می‌خواهد و حجت و بينه‌ی قوی). کمی فراست و هوشیاری می‌تواند نشانه‌های فرعونیت را بر ملا کند و علامت‌های قوم موسی (قوم استخفاف‌ديده) را هم مشخص کند. ماه رمضان، ماه خوبی است. ماه زنده کردن قرآن،‌ ماه بازخوانی پرونده‌ی فرعون‌ها و نمرودها. ماه عبرت و ماه اندوختن ذخیره‌ی معنا و ذخیره‌ی ستم‌ستيزی. ماه آموختن درس حریت و توحيد. ماه صیقل دادن مضمون آزادگی و شکستن بت‌های جديد و شرک‌هایی تقوا نام. رمضان، ماه خوبی است!

۹

فقر من و غنای تو…

شیرين‌ترين حکایتی که در مناجات و راز و نياز هست، همين عرض «نياز» است؛ همين سر نهادن به آستانِ بی‌نياز و ابراز فقر. و اين فقر آدمی حتی در جهاد – و چه بسا در جهاد – به عیان‌ترین وجهی آشکار می‌شود: ما جهاد می‌کنيم (جهاد اکبر و اصغر) و در این جهاد، خويش را پاک و صاف می‌کنيم. با جهاد، نه بر خدا منتی می‌توان نهاد و نه بر خلقِ او. از غروب سوره‌ی عنکبوت (۲۹) را دارم گوش می‌دهم. ترتيل سوره‌ را با صدای شاطری در زیر آورده‌ام. اين يکی طولانی است و نيم ساعتی طول می‌کشد. اما شاطری شیرین می‌خواند و جانِ آدمی به شنيدن صدای‌اش ملايم می‌شود. بد نیست نيم ساعتی بعد از سحری وقتی بگذارید و گوش بدهید. سه آيه از این سوره چشم‌ام را گرفت. اين سه آیه خوب نسبت دارند با وضع فقر آدمی. اولی از جهاد می‌گوید: «وَمَن جَاهَدَ فَإِنَّمَا يُجَاهِدُ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ» (آيه‌ی ۶). آشکارا می‌گويد اگر جهاد می‌کنید برای نفس خودتان است؛ من از شما مستغنی‌ام؛ از همه‌ی شما. شما هستيد که پيش من فقیريد. به همين جهادها چيزی حاصل می‌کنید و تقرب می‌جوييد؛ برای خودتان. يعنی قصه، قصه‌ی سودجویی محض يک نيازمند و سائل است.

جلوتر می‌رويم. می‌فرمايد: «وَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ فَإِذَا أُوذِيَ فِي اللَّهِ جَعَلَ فِتْنَةَ النَّاسِ كَعَذَابِ اللَّهِ وَلَئِن جَاء نَصْرٌ مِّن رَّبِّكَ لَيَقُولُنَّ إِنَّا كُنَّا مَعَكُمْ أَوَلَيْسَ اللَّهُ بِأَعْلَمَ بِمَا فِي صُدُورِ الْعَالَمِينَ» (آيه‌ی ۱۰). «خود حقيقت نقد حال ماست آن». تا کمترین رنجی می‌بینيم، تا اندک درشتی می‌شنويم، گمان می‌بریم که عذاب الاهی ما را در گرفته است. تا اندک نصرتی هم می‌رسد، همراه مخلصان و مقربان می‌شویم. این چیزی است جز ضعف آدمی؟ چيزی است جز اخلاصی که غایب است؟ بد نيست ذکر خیری کنم از آيت‌الله مظاهری که روزگار نوجوانی من با فقط يک کتاب از این مرد – که امروز به راستی نمی‌دانم کجای معادلات عالم قرار گرفته است – جان‌ام را با برجسته کردن «اخلاص» شست‌و‌شو داد. به هر روی، آسان نیست که بياموزیم در راه خدا، اذيت و آزاری ببينيم ولی فتنه‌ی آدميان را با عذاب الاهی یکی نشماریم. آدميان را بر مسند خدايی ننشاندن، يک مصداق‌اش همین است.

اما شيرینی سوره‌ی عنکبوت این است که با جهاد آغاز می‌‌شود و با انذار درباره‌ی آن و به جهاد هم ختم می‌شود. بعد از آن همه تلنگر زدن و ابراز استغنا، می‌گويد که: «وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ» (آيه‌ی ۶۹) يعنی اين احسان، این نيکوکاری را ترک نکنید. هر اندازه که او از شما مستغنی است و شما برای سود خودتان جهاد می‌کنيد، اگر قدم در این راه نهادید، راه را هم نشان‌تان خواهد داد. اين سوره، سوره‌ی روح‌نوازی است. حرف بسيار است. خدا بخواهد، آن بحث توحيد و حریت را پی خواهم گرفت که نکته و اشاره بسیار دارد. سحر رمضانی‌تان پر نور و شیرین باد.

۹

ذکری برای صاحبانِ دل

امشب بانو اسباب خير شد تا سوره‌ی ق را با صدای ابوبکر شاطری از نو بشنوم. او می‌داند و دوستان‌اش که با همان‌ها این سوره را با اين صوت شنيده‌اند. حالی داشته‌اند و ذوقی، به ويژه وقتی که شاطری آن آيات آخر را می‌خواند. سوره، سوره‌ی کوتاهی است. بد نیست هفت هشت دقیقه وقت بگذارید و با تأمل گوش بدهید. آيه‌ی ۳۶ هم که البته وصف حال اين روزهاست. و اين‌ها البته ذکر است برای کسانی که هنوز دلی زنده داشته باشند. شرح‌اش را آن‌ها که اهل اشارت‌اند و اهل دل البته می‌فهمند. حاجتی به رمزگشايی نيست چون اساساً در اين‌جا رمزی نيست؛ بسيار چیزها به عیان و آشکار گفته شده است. گوش بدهيد و در این سحرگاه رمضان محظوظ شويد.

۷

طربخانه‌ی رمضانيه

اين يادداشت عملاً کمی توضيحات فنی است:
به توصیه‌ی بعضی از احباب شفیق، طربخانه‌ی رمضانیه‌ی را علی‌الخصوص در این ايام بی‌ربنای رسانه‌ای به شيوه‌ی تازه‌ای در طرفين ستون‌های راست و چپ صفحه‌ی اصلی ملکوت (همین وبلاگ بنده، نه صفحه‌ی ورودی حلقه‌ی ملکوت) نصب کردم. خلاصه‌اش اين است که هر کجای دنیا باشید اگر بدانید وقت اذان صبح (یا مغرب) به افق مربوط‌تان کی است (مثلاً از اين‌جا ببينيد؛ يا دقیق‌ترش را از وب‌سایت مرکز اسلامی انگلیس ببينید)، می‌توانید مثلاً برای اذان صبح ۱۵ دقیقه و ۴۰ ثانیه قبل از اذان صبح، رمضانيه‌ی ۱ را راه بيندازید و مشغول تدارک برای سحر شويد (خاصيت آن ۱۵ دقیقه و ۴۰ ثانیه اين است که وقتی دکمه را فشار بدهيد، درست بعد از این مدت اذان صبح بخش می‌شود)! به عبارت ديگر، با این کار، نوعی رادیوی رمضانی درست کرده‌ام که به کار سحرها و غروب‌های رمضان بيايد. اگر اشکالی فنی داشت، يادآوری کنيد و اگر پیشنهادی هم دارید که برای من شدنی باشد، مرحمت کنید يادداشتی بگذاريد تا رسیدگی کنم.

پ. ن. مسؤولیت تست کردن اين سیستم، حداقل یک بار، و مسؤولیت مراجعه به جدول اوقات شرعی با خودتان است!
پ. ن. ۲. برای اين‌که بهره‌ی معنوی‌تان (!) از لحظه‌ی افطار زیادتر شود، اذان مغرب با اذان صبح‌ای که در طربستان رمضانی هست فرق دارد: اذان افطار، اذانی است که مرحوم مؤذن‌زاده با دعا شروع می‌کند و حدود يک‌دقيقه تا شروع «الله اکبر» طول می‌کشد!

۱

لقمه‌های راز

چه هديتی نیکوتر برای در رسيدن ماه راز و معنا، بهتر از دعا و مناجاتی که پرده‌های معنوی را می‌گشايد؟ این نخستين ارمغان معنا را برای صفحه‌ی رمضانیه و برای همراهی لحظات باطنی‌تان در این ورقِ نو آوردم. باشد که بیاموزیم در این روزها طفل جان از شیر شیطان باز کنيم. شير شيطان هم از راه حلق می‌رسد، هم از راهِ چشم و هم از راه گوش. و همين اشاره اهل معنا را کفایت که بدانند در این روزها چگونه از «شير شيطان» پرهیز کنند! اين يک ماه را در صیام از آن شير شيطان بیازماييد تا ببينيد روح‌تان چه اندازه تازه و مُطرّا می‌ماند! اين‌ها البته محتاج نگاه بصیری هم هست که شيطان‌شناس باشد! «ان هذه تذکرة فمن شاء اتخذ الي ربه سبيلاً».

صفحه ها ... 1 2 3 4
صفحه‌ی بعد