۱

گفتمش بیا…

این تصنیف «گفتمش بیا…» که صبا کامکار به همراه بقیه‌ی گروه خانوادگی کامکارها آن را می‌خوانند، تصنیفی است که آهنگ‌اش را حسن کامکار ساخته است (این‌جا را ببینید). تصنیف شیرین و خوش‌ساختی است با شعری دلنشین. دو روز دیگر، کامکارها در باربیکن کنسرت دارند. به پیشواز کنسرت‌شان می‌روم. (نسخه‌ی ویدیویی این تصنیف را این‌جا ببینید).
 

ادامه‌ی مطلب…

۱

تو میانِ ما ندانی که چه می‌رود نهانی

حال و هوای ماهور دارم. جیره‌ی طربستانی ما هم چند روزی است گره خورده است به این دستگاه. تا به حال هیچ وقت آلبوم سرو چمان شجریان، اجرای دانشگاه برکلی، را مستقلاً این‌جا نیاورده‌ام. این آلبوم بخشی از آلبوم سه‌گانه‌ی کنسرت‌های شجریان در تابستان ۱۳۶۹ در آمریکاست. غزل آواز از سعدی است. غزل تصنیف از حافظ است. شجریان تصنیف سرو چمان را در مناسبت‌های مختلف خوانده است و هر کدام لطفی دارد. نوازندگان این اجرا، داریوش پیرنیاکان، جمشید عندلیبی و مرتضی اعیان هستند. روز ماهوری‌تان خوش!
 
 

 

پ. ن. نسخه‌ی اولیه‌ای که این‌جا گذاشته بودم، اشتباهاً اجرای ماهور کارلسروهه بود. این اشتباه اکنون اصلاح شده است.

۲

ماهورِ پریسا

پریسا آلبومی دارد در ماهور. اجرایی است قدیمی (که حتی تاریخ‌اش را هم ندارم) اما دست کم بیست سالی است که با آن آشنا هستم. ماهور دلنشینی است که کیفیت بسیار خوبی هم دارد. برای این‌که سهم طرب و جیره‌ی موسیقی‌مان کم نشود (که هرگز بنای این طربخانه خراب مباد)، می‌گذارم‌اش این‌جا که بشنوید و حال و روزی خوش کنید. اگر کسی اطلاعات دیگری از این آلبوم می‌داند، لطف کند و پای همین نوشته اطلاعات مربوط را مرقوم کند.
 
«گناه اگر چه نبود اختیار ما حافظ
تو در طریق ادب باش و گو گناهِ من است»
 
 

۶

کنسرت مشکاتیان و فرهنگ‌فر در رُم

 
روی جلد آلبوم کنسرت رُم
مشکاتیان و فرهنگ‌فر – که هر دو به جاودانگی رفته‌اند – در فستیوال مولانا در رُمِ ایتالیا (در ماه نوامبر سال ۱۹۹۳) کنسرتی دادند که قسمت اول آن در دستگاه همایون بود و در قسمت دوم آن که در دستگاه نوا اجرا شد، محسن کثیرالسفر نیز آن دو نازنین را همراهی می‌کرد. تقریباً از زمانی که از ایران آمده‌ام – از بیش از هشت سال پیش – این آلبوم را نشنیده بودم و امشب به تصادف یافتم‌اش و شبم توفانی و دلم آتشفشانی شد از یاد یارانِ سفرکرده. من با این آلبوم حال‌هایی داشته‌ام و شب‌هایی ارزنده و آکنده از نیاز. شرح آن احوال گفتنی نیست اما این ساز شنیدنی است. سنتور مشکاتیان در همایون، مضراب‌های خاص او و امضای ویژه‌ی او را دارد. سه‌تارنوازی او در قسمت نوا اما چیزی است که برای من بسیار عزیز است. نوع نواختن‌اش و حسی که در این زخمه‌ها هست احوالی غریب دارد. سخن دراز نمی‌کنم. مشخصات فنی آلبوم را هم در زیر می‌آورم و گوش بدهید.
 

 

الف (دستگاه همایون)

 

پرویز مشکاتیان، ناصر فرهنگ‌فر
مقدمه بیداد  
بیداد،
ضربی بیداد
نی داود
بیداد کت
عاشق کش
فرود
چکاوک
لیلی و مجنون
اوج
چهارمضراب
ب (دستگاه نوا)
پرویز مشکاتیان، ناصر فرهنگ‌فر، محسن کثیر السفر
کاملا بداهه نوازی
دو نوازی تنبک بر اساس ریتم های مختلف موسیقی

 

۱

هر که ما را یاد کرد، ایزد مر او را یاد باد

مدت‌ها بود چیزی از دولتمند خال‌اف نشنیده بودم. آن‌ها که با دولتمند آشنا هستند، می‌دانند که صاحب سیبستان فیلمی درباره‌ی زندگی دولتمند و موسیقی فلک ساخته است. اطلاعات مربوط به فیلم در صفحه‌ای که فیلم در ملکوت دارد (چرخ و فلک) موجود است.
 
قطعاتی که در زیر می‌شنوید، برگرفته از آلبومی است که در ایران از آثار او منتشر شده است. پیش‌تر چند بار درباره‌ی این ابیاتی که دولتمند از میرسید علی همدانی خوانده است،‌ نوشته‌ام. این ابیات واقعاً تکان‌دهنده است و انسانیتی که در آن موج می‌زند شگفت‌انگیز است:
هر که ما را یاد کرد، ایزد مر او را یاد باد!
هر که ما را خوار کرد، از عمر برخوردار باد!
هر که اندر راه ما خاری فکند از دشمنی
هر گلی کز باغ وصل‌اش بشکفد، بی‌خار باد!
در دو عالم نیست ما را با کسی گرد و غبار
هر که ما را رنجه دارد، راحت‌اش بسیار باد!
 
گوش بدهید و لذت ببرید.
 

۳

که نهانش نظری با منِ دلسوخته بود…

پرویز سه تصنیف ساخته است با صدای شجریان برای ارکستر سمفونیک. دو تا روی دو غزل از حافظ و یکی روی غزلی از مولوی. این سه تصنیف، مثل سه پاره‌ی گوهرند و نمونه‌هایی از نبوغ و درخشش پرویز در آهنگسازی و فهم شعر هستند. این مهارت و استادی آهنگساز را بگذارید کنار استادیِ پهلوانی چون شجریان. این‌ها، توصیف فنی کار هستند. ولی جمع آمدن این نواها با این ابیات، بارها آتش‌ام زده‌اند. این‌که عاشقانه بخوانی که «رسم عاشق‌کشی و شیوه‌ی شهرآشوبی / جامه‌ای بود که بر قامت او دوخته بود» و این‌که او «می‌گفت که زارت بکشم» ولی پنهانی «نظری با  منِ دلسوخته» داشت. او که دلِ غمزدگان را سوخته بود. هم‌او آدمی را به جایی می‌کشاند که صبر را رها کند و دیده دریا کند. همین آدمی غرقه در گناه را. همین آدمی را به چنان آهی بکشاند که «آتش اندر گنه آدم و حوا» فکند. این عشق و این معشوق است که آتشی در عود عاشق می‌زند و این‌جاست که پای در گل می‌مانی و سودایی می‌شوی. همین سوختن، همین پرپر زدن و همین پریشانی است که آدمی را آدمی می‌کند. همین سودا، همین سرگشتگی است که مطلوب است. هر چه آدمی این‌ها را بنویسد بیهوده نوشته است. باید این‌ها را با حضور دل شنید و جان را پیش‌شان حاضر کرد. یکی «جان عشاق» است در بیات اصفهان. دیگری «گنبد مینا»ست در دشتی و آخری «دود عود» است در نوا. این شما و این سه پاره گوهری که از پرویز به جا مانده است.

 

این یادداشت و این نغمه‌ها را به یاد پرویز می‌آورم و برای حضرت یاسر که می‌دانم شنیدن این‌ها در احوالاتی که این روزها دارد جان و دل‌اش را آرام می‌کند (شاید هم آرامش از او برباید!).

۴

یار مفروش به دنیا…

آلبوم یاد ایام است (کنسرت آمریکا؛‌ تابستان ۱۳۷۱). در شور. با تار داریوش پیرنیاکان، نی جمشید عندلیبی، و تنبک همایون شجریان. این هم مشخصات آلبوم:
۱. پیش درآمد شور، ساخته داریوش پیرنیاکان
۲. دو نوازی تار و نی
۳. چهار مضراب، ساخته‌ی داریوش پیرنیاکان
۴. ساز و آواز شور: درآمد خارا، درآمد شور، رضوی، عاشق کش، تحریر نغمه، سلمک، قرچه، رضوی، تحریر جواد خانی، حسینی، فرود/ غزل حافظ 
۵. تصنیف «سلسله مو»، ساخته‌ی داریوش پیرنیاکان / غزل سعدی
۶. ادامه‌ی ساز و آواز عاشق کش / غزل حافظ
۷. تصنیف یاد ایام، ساخته‌ی محمدرضا شجریان / شعر از رهی معیری
۸. تکنوازی نی
۹. تصنیف «خم زلف»، ساخته‌ی محمدرضا شجریان / شعر باباطاهر
 
گوش بدهید و لذت ببرید.
 


۴

مهیمنا به رفیقانِ خود رسان بازم

نمازِ شامِ غریبان چو گریه آغازم
به مویه‌های غریبانه قصه پردازم
به یادِ یار و دیار آن‌چنان بگریم زار
که از جهان ره و رسمِ سفر براندازم
من از دیار حبیبم نه از بلادِ غریب
مهیمنا به رفیقانِ خود رسان بازم
خدای را مددی ای رفیقِ راه تا من
به کوی میکده دیگر علم برافرازم
به جز صبا و شمالم نمی‌شناسد کس
عزیز من که به جز باد نیست دمسازم
هوای منزلِ یار آبِ زندگانی ماست
صبا بیار نسیمی ز خاکِ شیرازم
سرشکم آمد و عیبم بگفت روی به روی
شکایت از که کنم خانگی است غمّازم
ز چنگ زهره شنیدم که صبحدم می‌گفت
غلام حافظ خوش‌لهجه‌ی خوش‌آوازم
 
این غزل از حافظ که آورده‌ام، حکایت حال بسیار کسان است که عزیزان‌شان این روزها در بندِ جور و محبوس بیدادند. در آلبوم «به یاد درویش خان» (با همراهی ناصر فرهنگ‌فر و نصراله ناصح‌پور)، محمدرضا لطفی (در قطعه‌ی پنجم آلبومی که در زیر آورده‌ام)، این غزل را – پس از غزلی دیگر از حافظ؛ از حدود دقیقه‌ی ۲۰ به بعد – می‌خواند. لطفی این غزل را آن روزها به یاد عزیزی (و دوست دیگری) که آن روزها در بند بوده، خوانده است. جزییات‌اش جدای بحث این نوشته است. بخش شنیدنی این آواز آن جایی است که لطفی با استغاثه و تکرار می‌‌خواند: «میهمنا… مهیمنا…». گوهرِ درخشانِ لطفی در این جاهاست که نمایان می‌شود. گوش کنید این قطعه‌ی پنجم را با حضورِ دل و دقت. شک ندارم که شما نیز از شنیدن‌اش منقلب خواهید شد.
 
 
 

۴

روز مرگم نفسی مهلت دیدار بده

چند روزی است دو غزل از حافظ تمام لحظات‌ام را پر کرده است. این دو غزل را شجریان در گل‌های تازه (گل‌های ۹۲ و ۱۰۰) خوانده است. یکی غزلی از حافظ است با مطلع «حاصل کارگه کون و مکان این همه نیست» که در سه‌گاه و دیگری آوازی است بر «مژده‌ی وصل تو کو کز سرِ جان برخیزم» که در همایون اجرا شده است. غزل اول، غزلی است حکیمانه در تأمل احوالِ جهان و حسی از استغنا و بلندنظری در آن هست که کمتر کسی از آن درس می‌گیرد اما سرمشقی است شگفت‌انگیز برای زیستنِ آدمی. غزل بعدی، حال و هوایی عارفانه‌تر دارد و به نظر من مغزِ عشق است و پاک‌بازی. بارها تجسم کرده‌ام که این غزل را سحرگاهی در حال و هوای مناجات به زمزمه با خود خوانده‌ام! این دو غزل، چندان محتاج شرح و حکایت نیستند علی‌الخصوص وقتی که با آواز پهلوانی چون شجریان همراه باشد. بشنوید و دعای سلامت و طول عمر به جان استاد کنید.
 

۰

حکمتِ حافظانه

حافظ دو غزل ناب دارد که پرویز مشکاتیان روی آن‌ها آهنگ‌هایی درخشان و بی‌بدیل ساخته است. مطلع یکی این است:
گلعذاری ز گلستانِ جهان ما را بس
زین چمن سایه‌ی آن سروِ روان ما را بس
و این غزل دریایی است از لطافت، معنا و حکمت. این غزل را زنده‌یاد ایرج بسطامی در آلبوم مژده‌ی بهار در شور خوانده است.
دیگر هم مطلع‌اش این است:
ترسم که اشک در غمِ ما پرده‌در شود
وین رازِ سر به مُهر به عالم سمر شود
آهنگ روی این غزل که ساخته‌ی مشکاتیان است، یک بار با صدای افتخاری خوانده شده و یک بار با صدای بسطامی. این غزل را با صدای بسطامی قبلاً در ملکوت آورده‌ام. «مقام صبر» با صدای افتخاری را هم به خاطر این غزل حافظ هم می‌آورم. این تصنیف در راست‌پنج‌گاه ساخته شده است. شاید به تدریج درباره‌ی ابیات دیگر این دو غزل چیزی بنویسم یا در زیر همین مطلب بیفزایم. عجالتاً‌ این دو قطعه را گوش بدهید.
 
 
 

صفحه ها ... 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19
صفحه‌ی قبل
صفحه‌ی بعد