۱

مهل که روزِ وفات‌ام به خاک بسپارند

دو آلبومی که در زیر می‌شنوید، پيش‌تر چندين بار در ملکوت آمده است. اين دو، گلهای تازه‌ی شماره‌ی ۴۸ و ۱۴۷ است و هر دو آلبوم در سه‌گاه اجرا شده‌اند اولی در چهارگاه است و دومی در سه‌گاه. توضیحات مربوط به هر آلبوم در ابتدای اثر آمده است. این دو آلبوم، به ترتیب، مشهورند به «آفتابِ نيمه‌شب» و «ناز لیلی». به نظر من این دو، در شمارِ بهترین آوازهایی است که شجریان خوانده است. غزل‌ها، يعنی غزل سعدی و حافظ، هر دو غزل‌هايی ناب هستند (دستِ کم برای من غزل‌هايی بسیار پرمغزند؛ یکی عاشقانه و دیگری رندانه). امروز را، میهمان این چهارگاه  و سه‌گاهِ نازنين باشيد.‌ گوش بدهید و دعا کنید به جان خوانندگان و نوازندگان (و البته به روحِ رفتگانی چون معروفی فقيد).

۴

نغمه‌های سبز

یک بار دیگر هم قبلاً این کار را کرده‌ بودم اما روز به روز تعداد اين نوع کارها زياد می‌شود. همه‌ی قطعاتی را که به نحوی به جنبش سبز مربوطند (و بیشتر از فقط اين‌ها هستند) در یک فهرست آورده‌ام. ترتیب‌اش هم دلیل خاصی ندارد. گفتم خوب است همه را یک‌جا داشته باشيم در این روزها. درباره‌ی این نوع موسیقی‌ها در فرصتی فراخ‌تر بيشتر خواهم نوشت.

با سپاس ويژه از بهمن. تمام قطعات را به راهنمايی پست‌های وبلاگ بهمن آورده‌ام.


مرتبط:
۱، ۲، ۳، ۴، ۵، ۶

پ. ن. تمام قطعات را از اين‌جا دانلود کنید.

۱

از عصر حافظ تا عصرِ ما

چند روز پيش با یار دلنوازی گفت‌وگو می‌کردم درباره‌ی روزگار تلخی که امروز بر ما می‌رود. سخن به این‌جا رسید که چه اندازه بازگشت به حال عادی سخت است و زایندگی و خلاقيت فکری، هنری و علمی در این پريشانی‌ها چه اندازه دشوار است. گفتم اگر به گذشته نگاه کنیم می‌بینيم که حافظ در دورانی زندگی کرده که چه بسا پریشان‌تر از روزگار فعلی ما بوده. در آن فتنه و خونریزی عظيمی که مغولان در ايران به پا کردند، باز هم حافظ روييد و بالید و ستاره‌ای درخشان شد که هنوز فروغ حس و انديشه و جهان‌بینی‌اش زندگانی ما را گرم می‌کند. نه ستمگران امروزی زورمندی‌شان از مغولان بیشتر است و نه می‌توانند به آن اندازه خون‌ریزی کنند. از اين سو، ما هم پشتوانه‌ای داریم برخاسته از گنجينه‌ی معرفت و ایمانی که سخت غنی و پربار است. ما چرا نتوانیم حافظ بشويم و حافظانه در ميان اين همه تیرهای زهرآگینی که از در و بام بر ما می‌بارد، قد بکشیم و ثمر بدهیم؟ می‌شود. تنها باید ایمان داشت و امید. اين غزل سایه، وصف حال این روزهای من است:
همان یگانه‌ی حسنی اگر چه پنهانی
و گر دوباره بر آیی هزار چندانی
چه مایه جان و جوانی که رفت در طلب‌ات

بیا که هر چه بخواهی هنوز ارزانی

ز دل نمی روی ای آرزوی روزِ بهی
که چون ودیعه‌ی غم در نهاد انسانی
خراب خفت تلبیس دیو نتوان بود
بیا بیا که همان خاتم سلیمانی
روندگان طریق تو راه گم نکنند
که نور چشم امید و چراغ ایمانی
هزار فکر حکیمانه چاره جست و نشد
تویی که درد جهان را یگانه درمانی
چه پرده‌ها که گشودیم و آن‌چنان که تویی
هنوز در پس پندار سایه پنهانی

تصنيف «یاران» را از آلبوم شيدایی با صدای صدیق تعریف بشنوید و حال و روزی تازه کنید.

۴

آواز راک شجريان و آداب ادای شعر

شجریان آوازی دارد در ماهور روی غزلی از حافظ با مطلع «سحرم دولت بيدار به بالین آمد». اين غزل را شجریان بر خلاف ماهورهای معمول به جای این‌که از درآمد شروع کند، از اوج می‌خواند و عراقِ ماهور. این اثر در دورانی تولید می‌شود که سايه بر بخش موسیقی رادیو نظارت داشته و راهنمايی‌های او در شکل‌گیری این آواز به اين صورت، تأثیر داشته است. بیت نخست را اگر قرار باشد کسی از درآمد ماهور بخواند، آوازی که روی این بیت می‌آيد، آوازی بی‌رمق و نامتناسب با معنا و مضمون بیت می‌شود که می‌گوید: «برخیز که آن خسرو شیرین آمد» و به دنبال‌اش سخن از «مژدگانی دادن» است. مشکل ادای درست شعر و توجه به مضمون و معنای بیت،‌ موسیقی کلام و متناسب کردن آن با آواز، مشکلی هميشگی و البته امروزی خوانندگان ماست. به نظر من، ماجرا راه‌حلی ساده دارد و آن هم اعتنا به تمامی ارکانی است که يک آواز خوب را شکل می‌دهد يعنی وجود يک شعرشناس خوب، یک خواننده‌ی مسلط و توان‌مند، آهنگسازی که هم شعر و هم موسيقی را خوب بفهمد و نوازندگانی که در کار خودشان ماهر باشند و از ظرافت‌های اجرا آگاهی خوبی داشته باشند. متأسفانه این ارکان هميشه با هم جمع نبوده‌اند و البته غرور اهل موسيقی و بدعهدی ایام و نامردمی اهل زمان، همگی دست به دست هم می‌داده و کارهايی را که می‌توانستند (یا می‌توانند) بسيار بهتر باشند، تبدیل به آثاری متوسط می‌کنند. به هر حال، اين آواز را گوش کنید و ببينيد که نظارت شعرشناس و موسیقی‌شناسی چون سایه و صدای لطيف و قدرت‌مند شجریان در آن دوره چه آوازی را آفريده است.

۴

شب‌زنده‌دار

اين غزل از شهریار است که شجریان می‌خواند. برنامه‌ی گل‌های تازه‌ی شماره‌ی ۵۴ در دشتی است. ويولن حبیب‌الله بدیعی، تار فرهنگ شریف و تنبک جهانگير ملک.  کار مربوط به دوران جوانی شجریان است و تفاوت صدای شجریان با صدای امروز محسوس است.

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

۵

روزگاری است که دل چهره‌ی مقصود نديد…

شرح و توضیح نمی‌دهم. مدت زیادی است اين آلبوم را گوش نداده بودم. کنسرت ابوعطای اجرای بوستون. محمدرضا شجریان، داریوش پیرنياکان، جمشید عندلیبی و مرتضی اعیان. بشنوید و به جان هنرمندان دعا کنید.

مرتبط: ابوعطای اجرای اروپا

۰

برای شهدای عاشورايی‌مان

آلبوم چاووش ۸؛‌ مثنوی از ه. ا. سایه و شعر تصنیف کاروان شهید از محمد ذکايی. آهنگ‌ها از محمدرضا لطفی و اجرای گروه شیدا.

۱

برادر کاکل‌اش آتش‌فشونه…

۱

ياران چه غریبانه…

اين دو قطعه‌ای که کویتی‌پور می‌خواند، قبلاً هم در طربستان قدیم ملکوت بود. این را به ياد م. و. عزيز می‌گذارم این‌جا که همواره به این دو قطعه علاقه داشت.

۵

يلداييه

از میانه‌ی مهمانی کرانه می‌گيرم برای قطعاتی به دو مناسبت: يکم شب يلدا و بعد نکوداشتی برای عالم پرهيزگار و فرزانه، منتظری فقيد. آلبوم «لاله‌ی بهار» که ساخته‌ی مشکاتیان نازنین و زنده‌ياد است با صدای ناظری است. برای من شعرهاست که هم یلدايی است و هم قصه‌ی درد و رنج ديرین ما. يلدای‌تان مبارک و فرخنده باد.
پ. ن. کليد اين آلبوم، غزل سايه است:

چند این شب و خاموشی؟ وقت است كه برخیزم
وین آتش خندان را با صبح برانگیزم
گر سوختنم باید، افروختنم باید
ای عشق بزن در من، كز شعله نپرهیزم
صد دشت شقایق چشم، در خون دلم دارد
تا خود به كجا آخر، با خاك در آمیزم
چون كوه نشستم من، با تاب و تب پنهان
صد زلزله برخیزد، آنگاه كه برخیزم
برخیزم و بگشایم  بند از دل پرآتش
وین سیل گدازان را  از سینه فرو ریزم
چون گریه گلو گیرد از ابر فرو بارم
چون خشم رخ افروزد، در صاعقه آویزم
ای سایه ! سحر خیزان دلواپس خورشیدند
زندان شب یلدا بگشایم و بگریزم

صفحه ها ... 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21
صفحه‌ی قبل
صفحه‌ی بعد