۰

وفاداری . . . دیشب

وفاداری . . .
دیشب یاد مولوی افتاده بودم، بنا به مناسبتی، که:
ز دستِ غیرِ تو اندر دهانِ من حلوا
به جانِ پاکِ عزیزان که گُرزِ رویین است!
یعنی ممکنه فراوون باشن کسایی که از اعزاز و اکرام و نوازش و عنایت (و احیاناً، ببخشید، لوندی و عشوه‌گری) مثقال ذرّه‌ای فروگذار نکنند. ولی آستانِ حضرتِ دوست کجا و رعایت مدعیان کجا؟
هر چند بردی آبم، روی از درت نتابم
جور از حبیب خوشتر کز مدعی رعایت!
***
ای که نزدیکتر از جانی و پنهان چو نگاه
هجرِ تو خوشترم آید ز وصالِ دگران

۰

زنجیر و حبس آن را

زنجیر و حبس
آن را که سرِ زلف چون زنجیر بود
در خانه به زنجیر نگه نتوان داشت
به مناسبت روز جهان زن (که امروز بود)، گیسو شاکری، تصنیف

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

رو که قمر خونده بوده، بازخوانی کرده. یه جورایی رنگ و بوی فمینیسم و اینجور چیزا می‌ده که من اصلاً از این بحثا خوشم نمیاد. ولی تصنیف بسیار زیباییه.

۰

وسیله یا هدف؟ به نظر

وسیله یا هدف؟
به نظر شما، عشق وسیله است یا هدف؟
یعنی مقصودم اینکه که عشق ابزار و مرکبیه برای رسیدن به یه غایت و هدف عالیِ دیگه؟ یا عشق خودش اصلاً هدفه. یعنی ما زندگی می‌کنیم برای عشق یا عشق می‌ورزیم برای رسیدن به یک هدف؟ حالا من نمی‌خوام بحث کنم این هدف چی باشه [اون طوری که عین‌القضات می‌گه عشق وسیله است و مرکبیه برای رسیدن به معرفت خدا: «ای عزیز! هر چه سالک را به خدا رساند فرض باشد به نزدیک طالبان و عشق بنده را به خدا رساند!». مولوی هم گفته که: «عاشقی گر زین سر و گر زان سر است / عاقبت ما را بدان سر (یا شه) رهبر است»]، ولی به نظر شما عشق با این اوصاف وسیله است یا هدف؟

۰

نمی‌گذارندم هوای روی تو دارم،

نمی‌گذارندم
هوای روی تو دارم، نمی‌گذارندم
به کوی تو مگر این ابرها ببارندم

۱

فقط برای نشانه

نشانه‌ی تاریخی که به اشتباه ثبت شده بود…

صفحه ها ... 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46
صفحه‌ی بعد