۰

مگر آن وقت . .

مگر آن وقت . . .
ز حال ما دلت آگه شود مگر وقتی / که لاله بر دمد از خاکِ کشتگانِ غمت!

۰

ياد باد آنکه به اصلاحِ

ياد باد آنکه به اصلاحِ شما . . .
همونجور که يه بار ديگه هم گفتم، شعرای من همگی شديداً محتاج جراحی و نقدن. من همه رو يه جايی روی سايت گذاشتم، ولی فعلاً آنلاين نمی‌شن تا يه گزيده‌ای از اينا انتخاب بشه و اصلاح لازم روش انجام بشه. به هر تقدير شايد يه روزی همش آنلاين شد.

۰

اذا زلزلت الأرض مقاله‌ی بيل

اذا زلزلت الأرض
مقاله‌ی بيل تامپسون رو در بی‌بی‌سی درباره وبلاگ­ها بخونين که درباره‌ی سينا مطلبی هم مطلب نوشته توش. ساکت کردن وبلاگ‌ها برای هر دولتی تبديل به کارِ پرهزينه‌ای شده که به دردِ سر زندانی کردن آدمايی مث سينا مطلبی نمی‌ارزه.
فقط همين بخش صحبتشو ببينين:

Being able to publish a weblog may in fact be more important than being able to read BBC News Online, although our arrogance may sometimes prevent us from seeing this
Bill Thompson

۰

فهم‌های کهنه‌ی کوته نظر مشکل

فهم‌های کهنه‌ی کوته نظر
مشکل بزرگ آدما روی کره‌ی زمين محدوديت و موانع فهمشونه. فکر نکنين اين فقط برای آدمای عامی صادقه. نخير. اتفاقاً خردمندان و اهل انديشه و آدمای عاشق هم دچار همين مشکلن. خيلی از روابط و مناسبت‌ها رو همين سوءبرداشت‌ها يا نقل‌قول‌های محرف يا نصفه‌نيمه به ويرانی می‌کشونه، مگر اينکه ماجرا ميون دو نفر ماجرای عشق باشه (اون هم عشقِ دوسويه، نه عشق يکجانبه که يکی فقط بسوزه و بسازه و اون طرف عين خيالش نباشه) که اون وقت وثوق و اعتماد تا حدی است که چنين گرد و غبارهايی هيچ‌وقت آينه‌ی اون مهر رو مکدّر نکنه.

۰

همه‌ی دنيا دست صهيونيستا نيس!

همه‌ی دنيا دست صهيونيستا نيس!
«اين ها که شب و روز در گوش مردم می خوانند که رسانه های جهان در اختيار صهيونيست هاست و نهادهای حقوق بشر در خدمت سرمايه داری است بيش تر برای آن است که من و شما را از رجوع به اين نهادها مانع شوند و اگر آن ها آمدند ما به تصور بی نتيجه بودن دادخواهی دفعشان کنيم و باورشان نکنيم. وگرنه اين سخنان از سر بی اطلاعی از کار نهادهای حقوق بشر و يا ضديت با امپرياليسم نيست.»
اين مطلب بهنود رو برای کسايی آوردم که واقعاْ فکر مي‌کنن دشمن اصلي ما بيرون مرزهای ما مستقره و اول بايد به حساب اونا رسيد. غلفت از اونايی که توی وطن دستشون تا مرفق به خون فرهنگ و انديشه آلوده است فقط دفع‌الوقته و فرصت دادن به آزادی ستيزی. باور نکنين. آزادگی يه روش فراگير و همه‌جانبه است نه يه شيوه‌ی مقطعي و بيرونی. آزادی‌خواهی و آزادگی بايد يه امر مستمر باشه.
برای ديدن يه نظر متفاوت کافيه فقط همون مقاله‌ی گاردين که لينکشو آوردم بخونين: قدرتِ اصول.

۰

دوات‌چی رضا قاسمی بالاخره يه

دوات‌چی
رضا قاسمی بالاخره يه سايت درست و حسابی راه انداخته. البته هنوز بايد روش کار کنه. صفحات بسيار جالبی است.

۰

فيلسوفان و زنان سعيد توی

فيلسوفان و زنان
سعيد توی وب‌سايتش (فلُّ سفه)، مطلب بسيار جالبی رو درباره‌ی زنان از نظر فلاسفه نوشته. هنوز مطلب رو کامل نخوندم. قبل از اينکه مطلب رو بذاره رو. سايت يه گفت‌وگوی کوتاهی با هم داشتيم. با اين حال مطلب تأمل برانگيزی است.

۰

جهان بی‌ديوار مطلب شمس‌الواعظين رو

جهان بی‌ديوار
مطلب شمس‌الواعظين رو درباره‌ی وبلاگ ببينيد:
«ايران نمي‌‏تواند خود را جدا از تحولات منطقه‌‏اي ببيند و ديوارهاي بلندي دور خود بكشد. بخاطر بسته شدن مطبوعات توسط حكومت، ۷ كانال تلويزيوني فرا مرزي راه افتادند. حدود سه هزار Weblog و سايت روزنامه‌‏اي فعال داريم كه دولت نمي‌‏تواند معترض آن‌‏ها شود. من معتقدم كه وضعيت ژورناليسم رو به بهبود است به رغم تمام محدوديت‌‏ها، عرصه‌‏هاي آزادي بيان گشوده خواهد شد. دولت‌‏ها ديگر تاب مقاومت ندارند.»

۰

قدرت اصول توی صفحه‌ی صبحانه

قدرت اصول
توی صفحه‌ی صبحانه که حسين درخشان راه انداخته يه مطلبی گذاشتم به عنوان قدرت اصول با يه توضيح کوتاه درباره‌ی مقاله‌ای که هفته‌ی پيش توی گاردين چاپ شده بود. اصل مطلبِ منو اونجا بخونين توی تاريخ چهارم می.

۰

با حق به صدق و با خلق به شفقت

 دوستان بعضی خيلی تند رفته‌اند در واکنش به فرديد. من هنوز دارم کند و کاو می‌کنم و چشمِ انتظار مطالبی هستم که اين فضای مشوش رو يه خورده روشن‌تر کنه. همونطوری که می‌دونيد از فرديد هيچ اثر مکتوبی تا به حال نيومده بيرون. و اثری هم که چاپ شده ظاهراً به دلايل زيادی محل اعتراض شاگردان فرديده (يعنی اونا محمد مددپور را خيلی راحت آدمِ کلاشی می‌دونن). دلايل اين ماجرا رو هم من نبايد روشن کنم. ولی ان شاءالله روشن خواهد شد. يه نکته رو فقط خواستم محض يادآوری بگم. دوستانی که اينجا نظر می‌دن لطف کنن از به کار بردن الفاظ رکيک و ناسزاگويی پرهيز کنن و گرنه ناچارم پاکشون کنم. سعی هم بکنين که مسايل فرهنگی رو سياسی نکنين. تصور و استنباط من، حداقل بعد از صحبت رو در رو با آقای جوزی اينه که يه سوءتفاهمی پيش اومده و ايشون هم توی اون مطلبشون شايد جوانب امر رو درست نسنجيده بودن. اينه که زياد سخت نگيرين و موضوعات فلسفی و فرهنگی رو آلوده‌ی سياست نکنين. در ضمن يادداشتی هم که حُدر گذاشته که گفته «فرديد زده»، به نظرم يه خورده گزنده‌اس. البته خودم هم توی مطالبم خيلی تند رفتم. بايد يه خورده ملايم‌تر می‌گفتم. جوزی خيلی به فرديد ارادت داره ولی چندان هم که منعکس می‌شه من اينجوری نمی‌بينمش. به هر حال ان‌شاءالله آقای جوزی خودش قدم به اين وادی خواهد گذاشت و با قلمِ خودش ما فی‌الضميرشو خواهد گفت. ولی اون سخن ايشان رو هم درباره‌ی وبلاگ سند و حجت نگيرين. بعد از اينکه من باهاش صحبت کردم، تصور می‌کنم ديدگاهش تغيير کرده باشه. عيبِ درويش و توانگر به کم و بيش بد است / کارِ بد مصلحت آن است که مطلق نکنيم

صفحه ها ... 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41
صفحه‌ی قبل
صفحه‌ی بعد