۰

بی‌نقش‌ها چند تا از عکسايی

بی‌نقش‌ها
چند تا از عکسايی رو که تو اين چند روز گرفتم گذاشتم تو صفحه‌ی آدينه. بعدا حجمشونو درست می‌کنم.

۰

کلن بسيار خوب! بنده امروز

کلن
بسيار خوب! بنده امروز رسيدم به ولايت کلن. بنده خدا سايه به من می‌گه تو کلن رو بلدی يا نه. ولی مث اينکه زياد خنگ نيستم و آدرسا رو خوب پيدا می‌کنم تو مملکت آلمانيای بی‌زبون. امروز صبح اينقدر حرصم در اومده بود که به هادی گفتم ببين با اينا آلمانی صحبت نکن. می‌خوام انگليسی باهاشون حرف بزنم از خودشون خجالت بکشن! ولی همه‌شون دست و پاشونو گم می‌کنن وقتی می‌خوان انگليسی حرف بزنن!! برای فائزه هم بعدا خواهم گفت چرا آلمانی به نظر من خشنه. عجالتا اينا رو داشته باشين تا بعد

۰

کاف رو هم يافتم! دوستان

کاف رو هم يافتم!
دوستان ببخشيد. بالاخره يافتمش. ولي اين بار ب رو با سه نقطه نمی‌يابم!! يعني «ب» برويز رو!! خلاصه کنم توی اين سرزمين همه چی عجيبه. کلي کوه و دره و درخت داره. همش جنگله. اينقدر فراز و نشيب داره که حالمو از يکنواختي و صاف و مسطح بودن لندن به هم زد. اما يه چيز افتضاح داره: ايستگاه‌های قطارش اينقدر سرد و بيروح و تکنولوژی زده است که آدم فکر می‌کنه رفته تو قبرستون! بر خلاف ايستگاه‌های قطار لندن که دوست‌داشتنی‌تره ولي از حق نگذريم که قطارشون کيفيت بی‌نظيری داره. واقعا مثال زدنيه. اما يه چيز ناجور اينه که اين بدبختا انگليسی ياد ندارن. بی‌انصافا (با عرض معذرت از خوباشون) جواب انگليسی صحبت کردن آدمو هم نمی‌دن!! اينجا اصلا مث لندن شهر شلوغی نيست. ديشب توی فرانکفورت داشتم تنهايی قدم می‌زدم ولی انگار شهر مرده است و ذی‌وجودی توی اين شهر نيست! حروف صفحه کليد اينا رو هم هی بايد بگردی تا پيدا کنی. فقط يه خورده دردسر داره. فکر کنم الآن هادی داره شاخ در مياره که من دارم اين حروف اينجوری سريع پيدا می‌کنم!! بله قربان اين کارا کار هر کس هر کس نيست! به هر تقدير اين کشور هر چی که باشه با ذائقه‌ی من ديوونه جور نيست. من اينجا علی‌رغم دل باز بودنش دلم می‌گيره!
در ضمن اگر چه من يه زمانی آلمانی خونده بودم و هنوز يه چيزايی بلغور می‌کنم شما لطفا برام آلمانی ميل نفرستيد و يادداشت نذارين. خشونت و بی‌روحی اين زبون آزارم می‌ده. هر چی باشه هيچ زبونی زبون شيرين فارسی نمی‌شه. ديشب کلی شعر حافظ و مولوی واسه ملت خوندم که باورشون نمی‌شد انگار که يکی توی غرب بتونه با اين اشعار زندگی کنه. اينو هم بگم که يادم نره. دلم برای دانيال تنگ شده!! دوست داشتم الآن اينجا پيش من بود. پسر تو گم و گور شدی ها! سايتت که به روز نمی‌شه من هم يا وقت نمی‌کنم يا اختلاف ساعت دارم يا ساعتم خوابه که بهت بخوام زنگ بزنم.

۰

شهر درندشت من امروز رسيدم

شهر درندشت
من امروز رسيدم آلمان ولي اين صفحه گليد اينا حرف گاف بدون سرگش نداره!! ببينين چه دهني از من سرويس ميشه. اصلا از خيرش گذشتيم!

۰

هزار تير بلا . .

هزار تير بلا . . .
تو راه داشتم با خودم فکر می‌کردم و اين ابياتِ سايه رو با خودم می‌خوندم که:
به سينه سرّ محبّت نهان کنيد که باز / هزار تير بلا در کمين احباب است
عاشقی، رسوايی داره. رنج داره. بی‌خوابی داره. پريشونی داره و «هر که ترسد ز ملال، انده عشقش نه حلال». ولی رنج‌های عاشقی گنج هم داره اگه کسی اهل آموختن و فراگرفتن باشه. تصور من اينه و تا به حال الگوی زندگیِ من اين بوده و احساس می‌کنم اين الگو تا به حال به ناسازگاری و تناقض نرسيده که سوای اينکه عشق زمينی است يا آسمانی، دوسويه است يا يکسويه، عشق آدابی داره که اگه کسی اينا رو نياموخته باشه، به مشکلات فراوونی برخورد می‌کنه. مث اين می‌مونه که بدون نقشه آدم پا به يه بيابون خوفناک بذاره:
طريقِ عشق، طريقی عجب خطرناک است / نعوذبالله اگر ره به مقصدی نبری
يعنی سفر کردن بدون شناختن خطرات و آفات و درشتی‌های راه کار هولناکيه:
کسی که بی تو سفر کرد طعمه‌ی موج است / چرا که در شبِ طوفان چراغ را گم کرد
من به اونايی که علم لدنی دارن يا حرکتاشون خودآموخته يا به واسطه عطا و بخشش و به عبارتی «آمدنی» است کار ندارم. قاعده اينه که در عشق بايد آموخت و سختی کشيد:
چنانکه مدرسه فقه را برونشوهاست / بدانکه مدرسه‌ی عشق را قوانين است
هزار گونه ادب جان ز عشق آموزد / که آن ادب نتوان يافتن به مکتب‌ها

۰

لينکای نو مبارک! بالاخره سعيد

لينکای نو مبارک!
بالاخره سعيد برای مطالب صفحه‌اش لينک جداگانه گذاشت و کار همه رو راحت کرد. سپاس! کاش هميشه اينقدر حرف گوش کن باشی!!

۰

دو کلام از مادرِ عروس

دو کلام از مادرِ عروس
واکنش علی لاريجانی رو به قرائت گزارش مجلس ببينيد، در خبر بی‌بی‌سی واکنش شديد صدا و سيما:
«بنا نيست‎‎ در كشور عده‎ ای‎ زحمت بكشند اما در مقابل‎ عده‎ ای‎ ديگر آنها را تخريب‎ كنند.»
اين آقا کارای خودشو يادش رفته. يکی نيست بهش بگه آنچه بر خود نمی‌پسندی بر ديگران نيز مپسند! آقا فرموده‌اند که: «علی لاريجانی، گزارش نمايندگان اصلاح طلب مجلس را برخورد سياسی‎ با مسائل‎ هنری‎ و فرهنگی عنوان کرد و اين شيوه برخورد را “ظلم‎” به‎‎ اين‎ عرصه ها دانست‎.». کاش يکی پيدا می‌شد تعريف ظلم، هنر و فرهنگ رو از اين آدم می‌پرسيد تا معلوم می‌شد مرادش از اينا چيه. اگه قرار باشه يه مو از سر اينا کم بشه، فريادشون به عرش می‌ره ولی اگه آدمايی که به نص صريح قرآن جان و خون و مالشان حرمت و تقدس داره توی مملکت ما نفله بشن، آقايون ککشون نمی‌گزه. نمی‌دونم آدم تا کجا و چقدر می‌تونه خودش و خلق خدا رو فريب ده.

۰

تأخير من دارم يه چند

تأخير
من دارم يه چند روزی می‌رم سفر، به ولايت ژرمن‌ها. توی اين مدتی که نيستم شايد نتونم سايتو آپديت کنم، ولی از هر جا که بتونم آخرين تحولات منطقه‌ای و جهانی رو گزارش می‌کنم! بايد الآن زنگ بزنم کلن ببينم سايه برگشته يا نه. برلينی‌ها را هم همچنين!
خوب، سايه هم که برگشته. ببينيم چه می‌شود.

۰

راهنمای قرار دادن فايل فلش

راهنمای قرار دادن فايل فلش
به سفارش دانيال يه صفحه درست کردم که راهنمای قرار دادن فايل‌های فلشی باشه که روی سايتم دارم. می‌تونين توی وبلاگ‌ها يا وب‌سايت‌هاتون از اين فايلا استفاده کنين. ولی اگه از فايلای فلش اينجا استفاده می‌کنين، لطف کنيد توی صفحه‌تو هم لينک اين سايتو بدين و هم بگين که فايلو از کجا آوردين. آدرس اين صفحه‌ی راهنما اينه:
راهنمای قرار دادن فايل فلش

۱

مرا ببوس خيلی تلاش کردم

مرا ببوس
خيلی تلاش کردم اين تصنيف «

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

» حسين گلنراقی رو تبديل به فلش کنم. ظاهراً فايل اصلی MP3 يه ايرادی داره. به هر تقدير، اين فايل که حدود چهار و نيم مگابايت حجم داره، اينجا رو سايت هست برای کسايی که می‌خوان گوش بدن.

صفحه ها ... 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39
صفحه‌ی قبل
صفحه‌ی بعد