گرچه ماه رمضان است… (۱)

 ماه رمضان و مناسک روزه از مضامينی است که در شعر حافظ گره خورده است هم به گفتار رندانه و هم به لایه‌های عميق‌تر معنايی. از همین بيت شروع می‌کنم و می‌‌کوشم هر وقت حالی و مجالی دست داد حاشیه‌ای بنويسم. بيت اين است:

زان می عشق کزو پخته شود هر خامی | گرچه ماه رمضان است بیاور جامی.

این بيت را حالا کنار اين بیت دیگر حافظ بخوانيد:

زاهد خام که انکار می و جام کند | پخته گردد چو نظر بر می خام اندازد.

نزد پاره‌ای از مذهب اهل سنت نوشيدن باده‌ی پخته (سيکی) حلال است. این می خام گويا در برابر آن می پخته واقع شده است. آن بيت اول را هر وقت می‌خوانم ناخودآگاه بر زبانم جاری می‌شود که: زان می خام کزو پخته شود هر خامی. اما بديهی است که ديگر درخشش و شکوه تعبیر حافظی را ندارد. در مصرع اول اگر توجهی به اضافه‌ی می عشق   نکنیم و فقط می را در نظر آوریم، آشکارا خلاف آداب اهل تنسک و شرع حرکت می‌کند خصوصاً وقتی که می‌گويد: «گرچه» يعنی به رغم اين‌که ماه رمضان است – و حتی باده‌نوشان می‌کوشند که در ماه رمضان باده ننوشند – جام باده را بیاور. جاهای دیگر هر چند پای رمضان در ميان نیست، توجيه حافظ اين است که اگر کسی گوید تو را که باده مخور گو هوالغفور. اما در آن بیت اول، تا پای تعبير اضافی می عشق باز می‌شود، خيال شنونده يکسره از باده‌ی زمينی به باده‌ای استعاری – شما بگو حتی باده‌ی حقیقی – منصرف می‌شود. و همین می است – چه می عشق باشد چه می خام – که هر خامی خاصه خامان زاهد‌پيشه را پخته می‌کند.

با این بيت رمضانيه را آغاز کردم از اين جهت که اهل سلوک از اين فرصت‌ها استفاده می‌کنند برای بیرون آمدن از خامی. و چه دشوار کاری است برون آمدن از خامی و به پختگی رسیدن. آدمی هزار بار زمين می‌‌‌خورد تا بعضی درس‌های خيلی ساده و بديهی را بياموزد. رمضان‌تان شاد. شاد باشيد و شادخوار! به پختگی برسید و از خامی و جنينی و خون‌آشامی دور باشيد!


Posted

in

by

Tags:

Comments

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *