طهارت‌نامه – ۱

آدم وقتی به ضیافت کسی می‌رود، وقتی مهمان عزیزی، بزرگی، نازنينی می‌شود به سر و وضع‌اش می‌رسد. هر چه مهمانی باشکوه‌تر باشد، تدارک مقدمات‌اش هم طولانی‌تر و دشوارتر می‌شود. مهمانی بی‌تکلف هم نداریم. وقتی می‌گویند مهمانی بی‌تکلف است، معنای‌اش این نيست که در آن بی‌مسؤوليت‌تری و می‌شود ژولیده‌تر بود. هر ضیافتی آدابی دارد. ضيافت از صورت که به معنا برود، پاکیزه‌تر بودن هم معنای تازه‌ای و عمق بیشتری پیدا می‌کند. طهارت می‌خواهد. و طهارت معنای وسیع‌تر پاکیزگی است. ظاهریان از طهارت همین غسل و لباس پاکیزه پوشيدن می‌فهمند. باطنیان طهارت‌شان به این سادگی نيست. بعضی آلودگی‌ها را به آب می‌توان زدود. آلودگی‌های ديگری هستند که آتش می‌طلبند. بعضی پلیدی‌ها با گداخته شدن، پاک می‌شوند. طهارت‌هایی هم هستند که با خون پاک می‌شوند، بله خون. ولی نه هر خونی. خونِ دلِ عاشقان طهارتی می‌رساند به باطن عاشق که از هیچ آب و آتشی این طهارت ساخته نیست. اين طهارت، اين جنس طهارت، مقدمه‌ی یک نوع نماز است:
نماز در خمِ آن ابروان محرابی
کسی کند که به خونِ جگر طهارت کرد

Posted

in

by

Tags:

Comments

2 responses to “طهارت‌نامه – ۱”

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *