اعاده‌ی حيثیت از فضاهای عمومی

فضاهای عمومی جامعه، متعلق به عموم مردم است؛ مالکيت شخصی و خصوصی در فضاهای عمومی نه تنها بی‌معناست بلکه نقض وقيحانه‌ی قانون است. نمونه‌های فضاهای عمومی در جامعه‌ی ما شامل فضاهایی هم‌چون فضای نماز جمعه، فضای عزاداری‌ها، فضای امامزاده‌ها، اعياد و سوگواری‌های دینی و ساير فضاها و زمان‌هایی از این جنس می‌شود. واقعیت این است که به هر دلیلی، به خاطر فاصله گرفتن بخشی از ملت و پاره‌هایی از مردم، این فضاها به صورتی ناگفته و تلویحی در انحصار گروهی خاص واقع شده است (یا بود). یکی از پیامدهای رخدادهای اخیر این بود که اين آگاهی در ذهن و ضمیر مردم جوشيد که می‌تواند و بايد اين فضاهای عمومی را از نو زنده کرد و نشان داد که مالکیت خصوصی و شخصی (آن هم در راستای منافع سياسی و جناحی گروهی خاص) بی‌معنا و غیرقانونی است. نماز جمعه‌ای که هاشمی رفسنجانی امامت آن را به عهده داشت، يک نمونه بود. آن‌چه ديروز در بهشت زهرا رخ داد، نمونه‌ی دیگرش. این نمونه‌ها به طور طبیعی می‌توانند به هم پیوند بخورند.

اما مشکل حاکميت سیاسی ما با اعاده‌ی حيثيت شدن از فضاهای عمومی این است که از یک سو نمی‌تواند مانع از حضور مردم در نماز جمعه شود و از سوی ديگر هنگام حضور آن‌ها باید نظارت و سخت‌گیری شدیدی بر حرکات و سکناتِ آن‌ها داشته باشد؛ اين یعنی وضعيت باخت-باخت. به نمازگزار و قایل لا اله الا الله و الله اکبر نمی‌توان حمله کرد. اگر هم حمله کنند، حمله‌کننده تا مرز معينی می‌‌تواند به تعرض به اين فضاهای عمومی (که اخلاقاً، قانوناً و شرعاً‌ متعلق به همين کسانی است که منکوب می‌شوند) ادامه دهد. اين همان تعارض غیر قابل حلی است که امروز پيش روی نظام سیاسی ماست و شاید بتواند تا مدتی با خودفريبی به آن ادامه دهد. خودفریبی نظام سیاسی می‌تواند این باشد که به خود بباوراند و کوشش کند مخاطبان را هم از راه نمايش‌های رسانه‌های متقاعد کند که استفاده‌کنندگان از فضاهای عمومی یکدست و یکپارچه‌اند و همه يک خواسته دارند و بس در حالی که همه می‌دانند واقعيت مسلم جامعه تکثر و تنوع مطالبات است (و البته اعتراض‌های وسيع، جدی و بی‌سابقه  که امروز پیوسته به دامنه‌اش افزوده می‌شود).

در مجالی دیگر خواهم نوشت که ميرحسین موسوی چگونه بر خلاف انتظار اوليه‌ی من، روز به روز دارد نشانه‌های یک رهبر سیاسی پخته، هوشمند، مدبر، متعهد و اخلاقی را بر خلاف رقبای قدرت‌مند و قانون‌گریزش نشان می‌دهد و چگونه ظرفیت‌های خفته و نهفته‌ی جامعه را کشف کرده و بیدار می‌کند. این عبارات را هم در ارتباط با دو بند بالا بخوانيد!

اما، سخن امروز رييس دولت نهم که رابطه‌اش را با رهبر کشور از جنس رابطه‌ی پدر-پسر (و اعتقادی و از سر محبت) خوانده بود، باز شاهدی تازه بود بر اين‌که: ۱)‌ رييس دروغ‌آيينِ دولتِ نهم، هیچ پروای اعتنا به قانون ندارد؛ در عرصه‌ی قانون رابطه‌ی پدر و پسری و مريد و مرادی يکسره بی‌معناست؛ جايی که از رابطه‌ی پدر و پسر حرف بزنیم‌ (و به آن اعتبار و اولویت بدهیم)، سخن گفتن از عدالت و قانون، به افسانه می‌ماند. طرفه آن است که ايشان این اندازه بی‌پروا اشتباه بر اشتباه می‌افزايد و بی‌آبرويی بر بی‌آبرويی. او و مشاوران‌اش باید بهتر بدانند که این تملق‌ها و چاپلوسی‌ها حداقل در برابر دیدگان مردمی که سه چهار ماه اخير تمام گفتار و کردارش را زیر ذره‌بين گرفته‌اند، خطای مهلکِ تازه‌ای است؛ ۲) محمود احمدی‌نژاد نمی‌تواند تشخیص بدهد چه مقام و جايگاهی شخصی و خصوصی است و چه جایگاهی عمومی است و متعلق به قاطبه‌ی جامعه. سخن گفتن‌ او و نوع سخنان‌اش از تريبون‌های مختلف القاء کننده‌ی اين معناست که گويی او تمام عالم را در خدمت خود می‌بیند و می‌خواهد. لايه‌های زبرين سخن او را که کنار بزنيم، به همين اعتماد به نفس دون‌کیشوت‌وار و نخوتِ حيرت‌آور او می‌رسيم. آن‌ها که زبان به اعتراض به کردارِ او گشودند، دیگر آن «خس و خاشاک» و «اراذل و اوباش» قبلی نبودند؛ این‌ها که به قولِ او «القاء شبهه» کردند، همان کسانی بودند که او را به اين مسند و منصب عمومی فرستاده بودند.

خردمندان ملت و علمای امت شايد لازم نباشد تلاش چندانی برای تغيير وضعیت موجود بکنند؛ خودِ بانيان اين «تغيير» هول‌ناک، به قدری اشتباهات پياپی لفظی و عملی مرتکب می‌شوند که حاجتی به پرداخت هزينه‌های کلان يا خارج از توقع نيست. اما می‌توان تناقض‌ها و بی‌آبرويی‌های این مغالطه‌های فاش و از هم گسیخته را در برابر چشمان مردم نهاد (یک نمونه‌اش همان سخن معنادار خاتمی بود که استاندارد نبود يعنی چه؟ يعنی هواکش‌اش خراب بود؟!). اين یادداشت را مقدمه‌ای خواهم کرد برای يادداشت ديگری که در حقیقت نگاهی خواهد بود به گذشته؛ گذشته‌ای که می‌خواستيم و هنوز هم می‌خواهيم در آن خردمندی و سنجيدگی فرمان‌روا باشد و از شتاب‌زدگی، افراط، تفريط و اغراق‌های بیهوده، مرثیه‌سرایی‌ها يا مجیزگويی‌های بی‌جهت پرهیز کنیم. خواهم نوشت درباره‌اش به زودی.


Posted

in

by

Tags:

Comments

4 responses to “اعاده‌ی حيثیت از فضاهای عمومی”

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *