دروغ‌گو خواندن رقيب – خدعه‌ی تازه‌ی احمدی‌نژاد

مناظره‌ی ديشب را نزدیک سحر بود که ديدم. مجالی برای نوشتن نبود. این مناظره، برنامه‌ای درخشان بود که شخصيت نستوه میرحسین به زیبایی نمایش داد. بازخوردهای اولیه، نشان می‌دهد شکافی عمیقی در صفوف حاميان احمدی‌نژاد افتاده است (گواه‌اش تيترهای درشت و غلاظ و شداد خبرگزاری فارس است؛ مثل اين یکی). واکنش‌های اولیه دراردوی حاميان احمدی‌نژاد این است که ۹۰ دقیقه تهاجم به احمدی‌نژاد شد و او نبود که از خودش دفاع کند (مرغانِ هوا به حالِ مظلوميت ایشان می‌گریند امروز!). خوب البته کسی نمی‌گوید که چهار تا سیصد و شصت و پنج روز، ايشان به ملت، به خدا و به جهانیان دروغ گفت و به اين و آن افترا زد و هيچ کس فرصت پیدا نکرد از همان رسانه، پاسخ این تحقيرها را بدهد. حالا که مردی از خويش برون آمده است و تودهنی محکمی به هتاک زده، کارش شده است بی‌ادبی و بی‌اخلاقی؟

 مرحله‌ی بعدی واکنشِ این طایفه، دروغ بستن به موسوی است و دروغ‌گو خواندنِ خودِ موسوی. این يعنی باز هم هتاک نمی‌تواند سرش را بالا بگیرد و بگويد من خودم دروغ‌گو نیستم و تلویحاً دارد دروغ‌گویی‌اش را تأييد می‌کند و آخر کار می‌خواهد بگويد ماها در این نظام همه آلوده و دروغ‌گو هستیم ولی من از شماها بهترم! استراتژی دروغ‌گو، همیشه ساختنِ دروغی تازه است. آقای احمدی‌نژاد حتی یکی از این دروغ‌ها را نتوانسته است توضیح بدهد (در دروغ‌ بودن‌اش که شکی نيست؛ نمونه‌اش: «آقای بلر کتباً نامه عذرخواهی نوشت»! – مگر نامه را غير کتبی هم می‌نویسند؟!). اما حالا که رسوا کردن ارکان نظام نتیجه‌ی معکوس داده است و پرونده‌سازی باعث آبروریزی خودِ افترا زننده شده، وقت‌اش رسیده که فرافکنی کنند و همان لغزش‌ها و معاصی را به رقیب نسبت دهند. تفاوت‌اش تا دیروز این بود که اگر موسوی به احمدی‌نژاد می‌گفت تو دروغ‌گو و دروغ‌زنی، او در پاسخ می‌گفت هاشمی و خاتمی و که و که «هم» دروغ می‌گویند (حالا کار رسیده است به اين‌که «میرحسین موسوی هم دروغ می‌گويد») و حالا که فضاحتِ کار احمدی‌نژاد بالا گرفته است، همان لجن‌ها را به سمت موسوی پرتاب می‌کند.

بیايید بررسی کنيم اين فرافکنی چقدر پا می‌گيرد؟ مردم چقدر خريدارِ این تهتک خواهند بود؟

نکته‌ی اول اين است که برای باور کردنِ صدق قول کسی، مردم مثل قاضی عمل نمی‌کنند که حکم‌شان ابتدا بر برائت باشد (مگر اين‌که خلاف‌اش ثابت شود). همه‌ی مردم هم ابله و گول نيستند که با بازی تبليغاتی و مانور رسانه‌ای، عقل‌شان و دين‌شان را بفروشند. صدق و راست‌گويی از جمله چيزهايی است که به سابقه درست می‌شود نه به ادعا. حضرت رسول، پيش از مبعوث شدن به نبوت، شهره بود به «محمد امین». امانت‌داری و راست‌گویی محمد، چیزی نبود که بتوان انکار کرد. راست‌گو بودن و اخلاقی بودن به عمل حاصل می‌شود و ممارست. نمی‌توان ادعا کرد من راست می‌گویم و همه‌ی عالم دروغ می‌گويند و توقع داشت مردم هم باور کنند.

نمی‌شود چهار سال به مردم پیوسته دروغ گفت و کسی را که نه تنها در کلام و گفتارش، بلکه در سابقه و تاريخ زندگی و عملِ سياسی‌اش مرد راست‌گویی و صداقت بوده است، به آسانی دروغ‌گو قلمداد کرد. هر دروغی، هزینه‌ای دارد. دروغی به اين بزرگی و رسوايی، هزينه‌ای کمر شکن خواهد داشت. آقای احمدی‌نژاد و حاميان‌اش به جای اخلاق‌گريزی مدام، خوب است به خودشان تلنگر بزنند که چرا آیت‌الله جوادی آملی امروز قصه‌ی «هاله‌ی نور» آقای رييس جمهور را تأييد کرد (و چرا تقلب در انتخابات را حرام خواند)؟

حالِ احمدی‌نژاد و طرف‌داران‌اش به حال غریقی شبیه است که لحظه به لحظه در حال فرو رفتن است و جز متوسل شدن به هر خار و خاشاکی تلاش می‌کنند بزرگان و نيک‌نامان را هم با خود به گرداب بکشند.

حافظ می‌گفت که:
گر مريد راهِ عشقی فکر بدنامی مکن
شيخ صنعان خرقه رهن خانه‌ی خمار داشت

فکر «بدنامی» کردن برای کسی معنا دارد که اولاً‌ نامِ نیکی داشته باشد نه اين‌که شهره باشد به بدنامی و دروغ‌گويی. ثانياً هر کار پر هزینه و پيامدی کردن، نتيجه نمی‌دهد که آن کار اخلاقی یا انقلابی است. ابتدا بايد ریشه را درست کرد و بعد به ميوه پرداخت. ریشه‌ی فاسد و بيمار (يعنی قربانی کردنِ خودِ اخلاق به بهانه‌ی رسیدن به اخلاق)، بار و بری جز رسوايی و پشیمانی نخواهد داشت. توهم شگفت‌آوری است که کسی وسوسه‌های‌ نفس‌ خودش را هم‌تراز مجاهدت انبیا ببیند (همین‌که می‌گویند ما می‌دانستيم این افشاگری هزينه دارد و حاضریم برای‌اش «شهيد» شويم، منعکس‌کننده‌ی همین توهم است).

من قویاً پرهیز دارم از به کار بستن تعابیر کلامی که بارِ سنگين دینی دارند، و گرنه دشوار نبود تصوير رسوايی و پلیدکاری رييس دولتِ نهم به زبان قرآن و با تکیه بر احادیث نبوی و روايات امامان شیعی. آقای احمدی‌نژاد دیری است که مرزهای ذهنی‌اش در تشخيص حوزه‌ی عقل و دین و جهالت و بی‌اخلاقی از میان رفته است. من نام این وضعیت را گذشته‌ام «سندرم خود-ملت‌-پنداری با هزينه‌ی امامِ زمان». آقای احمدی‌نژاد هر جمله‌ای که به کار می‌برد، يک ملت می‌گوید. هر کاری را که خودش کرده، به ملت نسبت می‌دهد. هر دروغی را که از خودش صادر شده، بر زبان ملت می‌نهد. ایشان خودش را با ملت یکی می‌داند. طبیعتاً هر کسی مثل ايشان نباشد، اصلاً جزو ملت نیست! (تصورش را بکنید آن وقت «ملت ایرانی» جمعيت‌اش چقدر بايد باشد!). و اين‌ها گره می‌خورد به امام زمان: امام زمان همه‌ی این‌ها را مدیريت می‌کند. خوب امامِ زمانی که بتواند و بخواهد اين همه دروغ، نیرنگ و رنگ، ريا و سالوس را پشتيبانی کند، یک جای امامت‌اش بدجوری می لنگد. باید به مردم هشدار داد در برابر این مغالطه: می‌گويند ما مؤيد به امام زمان هستیم و برای ظهور او تلاش می‌کنيم (دقت کنيد که آقای احمدی‌نژاد هر جا رفته است، آن دعای اولِ سخن‌اش را مثلِ وردِ مارگيران در گوش مخاطب زمزمه می‌کند؛ دلیل‌اش دقیقاً القای مؤید بودن است)؛ در نتیجه هر چه ما می‌کنیم در راستای همان امر مقدس است.

مغالطه به سادگی این است که کسی نمی‌تواند ادعا کند که چون مسلمان است، پس اخلاقی است. تا اخلاقی نباشی، مسلمانی‌ات اعتبار پيدا نمی‌کند. نمی‌توان اسم مسلمانی را برد و زیر سایه‌ی آن مرتکب پليدکاری شد. مسلمانی به نامِ تنها نیست. به عمل است. مسلمانی معيار دارد. حضرت رسول می‌فرماید که المسلم من سلم المسلمون من لسانه و يده (یعنی مسلمان کسی است که مسلمانان از دست و زبانِ او در امان باشند). آقای احمدی‌نژاد ثابت کرد که در نظام جمهوری اسلامی، هيچ کس از دست و زبان او در امان نيست. حبذا مسلمانی! مرحبا تشیع!

اين انتخابات آزمونِ سلامت اخلاقی جامعه است. روز ۲۲ خرداد، ملت کارنامه‌ی تمرین اخلاق و پای‌بندی‌شان را به مسلمانی خواهند  ديد.

پ. ن. مهم: باید سخت هوشیار بود که اولاً آقای احمدی‌نژاد و حاميان‌اش بازی را به خشونت نکشانند که تمام سودِ آن‌ها در خشونت است. و ثانياً نسبت به تقلب گسترده هشدار جدی داد.


Posted

in

by

Tags:

Comments

2 responses to “دروغ‌گو خواندن رقيب – خدعه‌ی تازه‌ی احمدی‌نژاد”

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *