موسوی مترِ مناظره را عوض کرد

چرا مناظره‌ی موسوی با احمدی‌نژاد، اتفاق مهمی در سیاستِ ما بود؟ چرا با وجود این‌که «زبانِ بدن» موسوی، ضعف داشت و «چيز» و «به اصطلاح» زیاد می‌گفت، باز هم نتيجه‌ی مناظره توفیقی بود بی‌سابقه؟ برای پاسخ به اين پرسش‌ها خوب است «اگر»هايی را بررسی کنيم. اگر موسوی بعضی حرف‌ها را می‌زد یا بعضی حرف‌ها را نمی‌زد چه می‌شد؟

نخست‌ اين‌که موسوی از ميدانی که احمدی‌نژاد در آن بازی می‌کرد، خارج شد: ميدان برچسب زدن، افترا و تهمت؛ ميدانِ مقابله به مثل کردن. موسوی می‌توانست «فيلم» تک‌تک گاف‌های احمدی‌نژاد را به ملت نشان دهد و به عبارتی او را سکه یک پول کند. ولی همین‌ که اين‌ها را نکرد، یعنی مقيد به آداب و اصولی است که در سیاست کم‌یاب است.

من این را نمی پذیرم که موسوی آماده نبود. موسوی همین است که هست. موسوی نه وبلاگ‌نویس است، نه سخنور و نه کسی که مرتب در تلويزیون و رادیو ظاهر شده باشد. برای کسی که ۲۰ سال از رسانه‌ غایب بوده است، چنین واکنشی، ستودنی است. مهم نيست که من و شما از «چیز» و «به اصطلاح» او دلِ خوشی نداشته باشيم، مهم این است که او سخنانی را که باید بگوید درست ادا کرده باشد. (این‌ها مطلقاً منافات ندارد با اين‌که موسوی روی سخنوری‌اش کار کند و تحولات و تغييرات شتاب‌ناک سال‌های اخیر را ارام‌آرام درک کند؛ موسوی در همین یکی دو هفته‌ی گذشته ثابت کرده است که هوش بالایی دارد و می‌تواند خودش را تطبیق بدهد با شرايط جدید – وعده‌ی ایجاد معاونت حقوق بشر و شهروندی يک نمونه‌ی تازه‌اش).

لکنت، فقط لکنت زبان نيست. خيلی اوقات لکنت معنا فصاحتِ بيان را به تباهی می‌کشاند. کسی ممکن است یک ساعت سخنرانی کند و تنها يک جمله بگويد و همان جمله استخوان و مغزِ سخن‌اش باشد. نقطه‌ی ضعف موسوی، دقیقاً تبدیل به نقطه‌ی قوت‌اش شد. آن‌چه اتفاق افتاد، بسیار فراتر و بالاتر از «هر که مظلوم واقع شود، محبوب می‌شود» بود. اما موسوی مظلوم نماند. مظلوم کسی است که حق‌اش ضایع شود و طرف مقابل با اقتدار محض او را از میدان به در کند. ده دقیقه‌ی آخر مناظره نشان داد (احمدی‌نژاد میان حرف موسوی پريد و پس از پايان وقت باز هم داشت حرف می‌زد) که موسوی چندين سر و گردن بالاتر از احمدی‌نژاد ايستاده است.

به هر تقدیر، به نظر من، موسوی متر مناظره را عوض کرد. دیگر بعید است کسی هوس کند در چنين برنامه‌ای، «افشاگری» کند (اگر هم بکند، نام نیکی از خود به جا نخواهد گذاشت). احمدی‌نژاد با اين کار ثابت کرد که سیاست‌اش به کلی ناکام مانده است. یعنی چهار سال تمام برای به زانو در آوردن آن «مفسدان» تلاش کرده است و نتوانسته، ولی حالا می‌خواهد در یک برنامه‌ی تلویزیونی بگويد اين‌ها، آن مفسدان‌اند! این يعنی حرص و ولع برای «حرف زدن». مخاطب احمدی‌نژاد موسوی نبود؛ ملت هم نبود. مناظره هم جای آن حرف‌ها نبود. احمدی‌نژاد به جای این کولی‌بازی‌ها، باید یک سال پیش، شکايت‌نامه‌ای از همه‌ی این‌ها تقديم می‌کرد و تسليم مقامات قضایی کشور می‌کرد و تقاضای پی‌گرد حقوقی این‌ها را می‌داد. چرا نکرد؟ به اعتقادِ من يک دليل‌اش اين است که احمدی‌نژاد بیشتر می‌خواست حرف بزند؛ او عاشق میکروفون است! ميدان عمل برای او هول و هراس دارد. بعضی حرف‌ها از جنس عمل‌اند و عمل با همان کلمات همراه می‌شود. بعضی حرف‌های دیگر نه؛ جنس‌شان بادِ هواست (چنان که این باد چهار سال است جریان داشته است). دور نشوم از مغزِ سخن‌ام: موسوی متر مناظره را عوض کرد و نوع منش موسوی، الگويی خواهد شد برای هر مناظره‌اش در کشور. اخلاق مناظره فقط اين نيست که دروغ نگويی. پیروزی اخلاقی موسوی فقط در این نيست که احمدی‌نژاد به سمت تهتک و برچسب زدن رفت و او نرفت (احمدی‌نژاد اگر سند و مدرک هم می‌آورد، می‌شد محاکمه‌اش کرد؛ چون مکان مناظره که محکمه نيست و مجری برنامه هم قاضی نيست). موسوی از اصول خودش عدول نکرد؛ ولی اصول‌اش فقط یکی دو تا اصل بزرگ باشند.

در کشوری که مناظره هرگز شکل  نمی‌گیرد مگر با تهتک و زبان‌درازی و تمسخر، خویشتن‌داری موسوی آغاز یک جریان می‌تواند باشد (ولو موسوی هرگز رييس جمهور نشود). انتظار من از موسوی، سخنوری نبود. موسوی نزد من هرگز قرار نبود خطيبی چیره‌دست باشد. اگر دکتر سروش چنین حرف می‌زد، می‌گفتم فاجعه‌ای رخ داده است. ولی اگر موسوی هم مثل دکتر سروش سخن می‌گفت، باز هم می‌گفتم باید به خودمان بلرزیم از هراس. موسوی، خودش بود و خودش هست. موسوی ثابت کرد که می‌توان سخنور و خطیب نبود، ولی باز هم مناظره کرد و موفق شد. به طور سنتی معمولاٌ کسی را می‌فرستند برای مناظره که سخنور توانایی باشد. ولی چیزی در موسوی بود (بله همان «چيز») که جای خالی سخنوری را پر کرد. موسوی، نه خاتمی است و نه هاشمی. همین، مهم‌ترين امتياز اوست. چرا می‌گويم موسوی متر مناظره را عوض کرد؟ فرض کنيد به جای موسوی هاشمی یا خاتمی نشسته بود. تصور کنيد واکنش آن‌ها چه می‌بود؟ و پيامدِ آن مناظره چه از آب در می‌آمد؟

 موسوی روز به روز نزدِ من به عنوان مثالی از اعتدال و سنجیده‌گی خودش را بیشتر نشان می‌دهد. من تعهد کرده‌ام دست از نقدِ او بر ندارم. خوبی‌های‌اش را خواهم ستود و لغزش‌های نظری‌اش را هم بدون شک گوشزد خواهم کرد.

مرتبط: از کندی و نیکسون تا موسوی و احمدی‌نژاد


Posted

in

by

Tags:

Comments

19 responses to “موسوی مترِ مناظره را عوض کرد”

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *