سربلندی يا سرافکندگی اخلاقی؟

امکان و احتمال دوباره رييس جمهور شدن احمدی‌نژاد، نکته‌ای نيست که به آسانی بتوان از کنارش عبور کرد. همین یک نکته، خود می‌تواند عامل تعيين‌کننده و مهمی برای هر موضع‌گیری سلبی یا ايجابی و حتی حرف زدن یا حرف نزدنِ ما باشد. کسی که خود را مستغنی از داشتن ستاد می‌بیند و چهار سال خاصه‌خرجی کرده است و از کیسه‌ی ملت حیف و میل کرده تا رأی بخرد، برای‌اش مهم نیست که این بذل و بخشش‌ها، آیا چهار سال دیگر هم شدنی است يا نه. و قصه‌ی اقتصاد تنها یک گوشه‌ از قبای دريده‌ی ملت است!

تمامِ امروز با خودم کلنجار رفته‌ام که چه باید کرد و چه باید گفت؟ از ما چه کاری ساخته است؟ فکر می‌کنم تجربه‌ی تلخ چهار سال پيش بايد این درس عبرت‌آموز را اکنون پيش چشم ساکنان وبلاگستان نهاده باشد که وزنِ آن‌ها در رقابت‌های انتخاباتی، قابل اعتنا نيست. به عبارت ديگر، آن‌چه نتیجه‌ی انتخابات را رقم می‌زند، اين نيست که من و شمای انگشت‌شمار چه بگويیم و چه بکنيم (حتی رأی چهره‌های برجسته‌ی روشنفکری دینی و حزب‌های نام و نشان‌دارِ سیاسی هم نمی‌تواند گرهی بگشايد؛ مهم نيست که پشتِ که بایستند).

من اما تلاش می‌کنم کاری کنم و چیزی بگويم که پیشِ خودم و خدای خودم، فردای انتخابات سربلند باشم و احساس شرمساری نکنم. این کهنه‌دلق وبلاگ که «بر او وصله به صد شعبده پيراسته‌ايم»، مگر تا کجاها توان جلوه‌گری دارد؟ نمی‌دانم. هيچ نمی‌دانم. ولی بدون شک، اين‌ها وزنی برای اعمالِ تغييرِ جدی در صحنه‌ی سیاست ما ندارند. فارغ از اين‌که نتيجه‌ی انتخابات چه باشد، تلاش من اين است که هر چه می‌کنم و می‌گويم معطوف به یک هدف واحد باشد: ایستادگی در برابر بالا رفتن احمدی‌نژاد. مهم نيست که او رييس جمهور بشود یا نشود. اگر نشود که فبها و نعم و هو المطلوب؛ آن وقت می‌نشينيم و بحث می‌کنيم که کدام‌يک از نامزدها مناسب‌تر است و کدام اهل حرف است و کدام اهل عمل. ما هم خرسند خواهیم بود و سر به کله‌گوشه خورشید خواهيم ساييد که اندک قدمی در راه ايستادگی در برابر جهل و ريا و دروغ برداشته‌ایم. اما اگر شوربختانه احمدی‌نژاد به هر دلیلی رييس جمهور شد و سخن، قلم و کردارِ من به هر نحوی اندک‌ذره‌ای سهم در بالا رفتن او داشته باشد، اين من‌ام که پيش خدای خود و نفسِ خويشتن شرمسار خواهم بود که چندان مسئوليت اخلاقی و انسانی نداشته‌ام که رشد سرطانی جهل و ریاکاری را تشخیص بدهم. مولوی می‌گوید که: اول ای جان دفعِ شر موش کن / بعد از آن در جمعِ گندم کوش کن! تمام آن نظرورزی‌ها و نکته‌بینی‌ها در احوال اين نامزد یا آن اميدوار رياست جمهور تا وقتی که اطمينانی محکم حاصل نشود که آن سوی کار استوار شده است، هباءً منثوراً است. برای من بيش از هر چيز قصه‌ی اخلاق مهم است. فارغ از این‌که نتيجه‌ی انتخابات چه باشد، نمی‌خواهم سرافکنده‌ی اخلاق و انسانيت باشم.

فردای انتخابات بايد ديد که هر کسی چقدر کوشش کرده است تا ایران را از سیطره‌ی جهل و ظلمت بپیرايد. بهتر است نام نیک از خود باقی بگذاريم تا در تخریب اين و آن بکوشیم با توهم این‌که خواننده داريم و مراجعه کننده. کمترین حرفی که من می‌زنم اين است که اگر احمدی‌نژاد رييس جمهور شود، من به عنوان يک شهروند نه تنها «حق» داشته‌ام که به او رأی ندهم، بلکه حق داشته‌ام که او را نقد کنم و از همه مهم‌تر رضایت به این کژروی نداده‌ام. کار سختی نیست. می‌توانيم همه ترازويی پیش روی‌مان بگذاریم و ببينیم چقدر سهم در برکشیدن دولت احمدی داشته‌ایم يا داریم. اگر کسی قرار باشد جایی «توبه» کند، اين‌جاست که جای توبه است!

گروهی شايد استدلال کنند که خوب حالا احمدی‌نژاد چهار سال دیگر هم رييس جمهور شد؛ مگر چه می‌شود؟ خوب است بتوانيم پاسخ‌هایی روشن و بی‌پرده به همين پرسش بدهیم. این پرسش را اگر پاسخ دادیم، پاسخ ندادن به هر پرسش دیگر، وبال ما نخواهد شد. این يک پرسش است که قلبِ همه‌ی مسایل ماست.


Posted

in

by

Tags:

Comments

5 responses to “سربلندی يا سرافکندگی اخلاقی؟”

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *