همه را نشايد، پس چه را شايد؟

قطعه‌ای از نامه‌های عين القضات است. حرف‌های خودم را از توی‌اش پاک کردم. اول و آخر قطعه، قطعاتی از سه تار پرويز مشکاتيان در نواست. دل‌تان خواست همان‌ها را گوش کنيد!
همه‌ی شلختگی، بی‌نظمی و سرعت‌اش را بگذاريد به حساب حال خراب‌ام که دارد فاتحه‌ی پادکست را هم می‌خواند!


Posted

in

by

Tags:

Comments

3 responses to “همه را نشايد، پس چه را شايد؟”

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *