اين روزها که می‌گذرد . . .

اين روزها در تدارک ارزيابی پايان‌نامه‌ی فوق‌ليسانسم هستم. يکی از استادانی که خواهم داشت جان کين است که از اساتيد طراز اول دانشگاه ما محسوب می‌شود. اخيراً ديدم که سخنرانی يا مصاحبه‌ای از او در گويا يا جای ديگری که يادم نمی‌آيد چاپ شده بود. در همين لينکی که بالا داده‌ام مطالب مفصلی درباره‌ی او آمده است. به هر حال، برنامه‌ی سيمنارها و دروسی که با جان کين داريم بسيار جالب و جذاب است. ماکس وبر، کارل پوپر، تامس کوهن، لودويگ ويتگنشتاين، مارتين هيدگر از جمله افرادی هستند که موضوع اين درس خواهند بود.
پای مطلبِ «تجاهل غربيان» دوستی يادداشت گذاشته است و گفته است: «ما مگر غرب رو شناختيم ؟!؟ اگر برنارد لوييس ما را نشناخت ديگر غربي ها هم ما را نشناخته اند؟؟؟؟ ». بعداً به تفصيل در اين مورد خواهم نوشت. فقط به اشاره بگويم که درست است که شماری از غربيان تحقيقات بسيار ارزشمندی درباره‌ی ما کرده‌اند، ولی هنوز عمدتاً در جهان غرب اين خلاء فرهنگی و معرفتی وجود دارد و شواهد مسجل و مسلمی هم بر آن هست. برنارد لوييس اما چهره‌ای است که خيلی اوقات بر سياست‌های غربيان و به خصوص آمريکاييان تأثيرگذار است. پس اين موضعِ مدافعه‌جويانه و توجيه‌گرانه‌ای است که نقص غربيان را نبينم و يکسره متوجه کم و کاستی‌های خودمان باشيم. باز هم در اين باره خواهم نوشت.


Posted

in

by

Tags: