بی‌حوصله وقتی گفتم حالم خوش

بی‌حوصله
وقتی گفتم حالم خوش نيست مقصودم اين بود که مريضم. از آلمان اين سرماخوردگی پنهان رو با خودم آوردم اينجا. شانس آوردم سارس نگرفتم! سرشب به هادی می‌گفتم همش تقصير تو بود، من که هی به پسره می‌گفتم سردمه اون به خرجش نمی‌رفت! به هر تقدير ديگه راه افتادم اما کلي کار رو دستم مونده. اگه آدم هميشه حساب وقايع اتفاقيه و ماجراهای پيش‌بينی نشده رو تو زندگيش می‌کرد کلي از زندگيش جلو بود. اگه تو اين چند روز هم می‌بينين موسيقی صفحه عوض نشده دليلش همين خونه‌نشينی بوده. کارِ امروز صدای حسام‌الدين سراجه که خيلی‌دوستش دارم.


Posted

in

by

Tags: