به عيّوق بر شدم آهنگ

به عيّوق بر شدم
آهنگ متن، آواز چهارگاه شجريانه توی دستان. تصور نمی‌کنم زياد باهاش مشکل داشته باشين. اگه حجمش خيلی زياده بهم بگين يه کارايی شايد بشه باهاش کرد. به نظرِ من اين يکی از قوی‌ترين آوازهای شجريانه. شعر، نوازندگی، آواز همه چيز در سطح بالاس (به نظرِ من حداقل). شايد کسايی پيدا بشن از اين هم ايراد بگيرن ولی برای من موسيقی خوب، اونيه که من ازش لذت می‌برم. طبعاً آدم بايد گوش و طبعش درست تربيت شده باشه تا موسيقی خوب رو تشخيص بده و بين سره و ناسره تفاوت قايل بشه:
مرغی که خبر ندارد از آبِ زلال / منقار به آبِ شوره دارد همه سال
گر آبِ حيات را به پيشش آرند / زان آب خورد که خورده باشد همه سال
عين همين ماجرا هم در عشق جاری است، يعنی تا کسی طعم عشق ناب و اصيل رو نچشيده باشه، اين عشق‌های رنگ‌آلود به ذائقه‌اش خيلی مزه می‌ده:
گر خوری يک بار از مأکولِ نور / خاک ريزی بر سرِ نانِ تنور!
همين. ديگه يواش يواش وقت مراجعت به دولتسراست: اگر چه خانه خانه نيست! و دولتسرای ما هم طنزی است برای دوزخی که بی‌دوست برای خودم ساختم.


Posted

in

by

Tags: