باز هم نوروز مطلب جديد

باز هم نوروز
مطلب جديد کاپوچينو رو درباره‌ی نوروز ببينين، خيلی جالبه: نوروز، هيجانِ هر آغاز.
توی اين چند هفته‌ی اخير، کلی حرف و حديث از جماعت ايرانی ساکن لندن و ساير جاها و ايرونيای خودمون شنيدم درباره‌ی نوروز. مث اينکه کم پيدا می‌شه کسی که فارغ از جزميت و تعصب و واقع‌گرايانه بخواد اون چيزی رو که درباره‌ی نوروز واقعيت تاريخی داشته ببينه. يکی يا اومده صد در صد رنگِ دين به نوروز زده، يکی هم در نهايت تعصب و تنگ نظری ورداشته گفته آقا نوروز چه ربطی به دين داره؟ شماها يه مشت متعصب و متحجرين که می‌خواين به هر وصله و پينه‌ای نوروزو به دين ربط بدين! يه دوستی هم در نهايت دلخوری واسه من نوشته بود که نوروز خيلی وقت پيش از عيد غدير شروع شده و به هيچ کلکی نمی‌شه به حضرت علی ربطش داد!!! (انگار که من گفته بودم نوروز با عيد غدير شروع شده!! مردم انگار فرق «مقارنت» و «آغاز» رو نمی‌دونن!) اينه که به جای بحث و کل‌کل کردن با مردم فقط ارجاعشون می‌دم به چار تا مطلب تحقيقی از اين و اون. قبلاً به مطلب بی‌بی‌سی اشاره کرده بودم. نعمت فاضلی هم توی وبلاگش، مردم‌نگاری از غرب، يه بحث مفصل در اين باره کرده. مطلب جديد کاپوچينو هم در همين راستا نقل می‌شه. دوستانی که با تموم خلق خدا دعوا دارن و به هر قيمتی می‌خوان نفرت و انزجارشونو از حکومتای استبدادی ابراز کنن (حتی به قيمت نابود کردنِ خودشون و ريشه‌های تاريخی و فرهنگی‌شون)، لطف کنن برن به اين دوستان اعتراض کنن و دست از سرِ کچل ما بردارن:
درويش را نباشد برگ سرای سلطان
ماييم و کهنه دلقی کآتش در آن توان زد!


Posted

in

by

Tags: