ملکوت

روزنوشت‌های داريوش محمدپور
دوشنبه ۲۴ اردیبهشت ۸۶ :: May 14, 2007 

ادبيات قدرت!

اصل جمله‌ی وزير ارشاد به نقل از ايسنا: «ما سايت‌ها و پايگاه‌ها را به دريافت مجوز از خودمان اجبار نكرديم و فقط به آن‌ها گفتيم كه مشخصات و نوع فعاليتشان را به ما اعلام كنند؛ خوشبختانه بيش از دو هزار و چند صد سايت و پايگاه اطلاع‌رسانی خود را معرفی كردند و هنوز برای كساني كه به اين كار اقدام نكرده‌اند، فرصت وجود دارد».

حالا همان جملات بالا را نه پشت سر هم، بلکه با مکث بخوانيد. اصلاً اين‌جوری بخوانيد:
۱. «ما سايت‌ها و پايگاه‌ها را به دريافت مجوز از خودمان اجبار نكرديم و فقط به آن‌ها گفتيم كه مشخصات و نوع فعاليتشان را به ما اعلام كنند؛ خوشبختانه بيش از دو هزار و چند صد سايت و پايگاه اطلاع‌رسانی خود را معرفی كردند» و
۲. «هنوز برای كساني كه به اين كار اقدام نكرده‌اند، فرصت وجود دارد».

شرح و تفسير لازم ندارد ديگر. آن کس است اهل بشارت که اشارت داند!

پ. ن. بی‌خيال!‌ توضيح می‌دهم. فکر نمی‌کنم زبان فارسی اين‌قدر پيچيده باشد که نفهميم جمله‌ی شماره‌ی (۱) با جمله‌ی شماره‌ی (۲) تناقض دارد. «اجبار نمی‌کنيم» چه ربطی دارد با اين‌که «هنوز فرصت دارند»؟! فرصت دادن و مهلت گذاشتن، مضمون‌اش اجبار و تکلیف است. بعد هم «خود را معرفی کردند» يعنی چه آخر؟ مگر سربازی است که بيايند خودشان را معرفی کنند؟

آقای وزير! چرا بيخودی به ساز ملت می‌رقصيد؟ يک جا بايستيد. يا بگوييد زور است يا بگوييد زور نيست. چرا هی يکی به نعل و يکی به ميخ می‌زنيد، برادر من! وقتی می‌خواهيد نرمش و انعطاف هم از خودتان نشان دهيد، به بدترين شکل ممکن نشان می‌دهيد!


تمام حقوق اين صفحه براي نويسنده محفوظ است