ملکوت

روزنوشت‌های داريوش محمدپور
شنبه ۱۰ آبان ۸۲ :: October 31, 2003 

دلتنگی‌های وليعهد

وليعهد بارگاه در اين مسافرت خاکی صاحب ارض ملکوت دلتنگی‌های نموده‌اند. دل خاقانِ جهاندار را کباب فرمودند با آن نکاتِ جانسوز، هر چند اظهار مودت نايب‌السلطنه‌ی بارگاه مايه‌ی بسی قوت قلب است. باری در بابِ آن جمله‌ی نخست وليعهد نازنين‌مان، ميرزا عباس خان، واجب است که اصلاحی در کار آيد. دياری که منزلگاهِ دوست باشد، کجا تواند که محل تاخت و تاز اهرمنان باشد؟ اشقيا در هر کجای عالم يافت می‌شوند. شما را به خدا، خانه دلِ قبله‌ی عالم را با خانه‌ی گلين و بل مرمرين ارباب قدرتِ ناسوتی قياس مکنيد! بعيد است که حتی نامِ اشقيا را در مرقومه‌ی مبارکه در جوارِ نامِ قبله‌ی عالم مرقوم کرده باشيد! باری از اينها که بگذريم، سلطان بانو درودِ بيکران دارند خدمت نايب‌السلطنه‌ درگاه. حضرتشان دلتنگ مليح‌الملکوت هستند. بگوييد ايشان قدم رنجه فرموده و تا آستانه‌ی مقدسه و اندرونیِ حضرت سلطان مشرف شوند ولو به مدد اين ابزار و آلات مدرن اعنی همين تيليفون. وقت تنگ است و قبله‌ی عالم ميل خواب دارند. سلطان بانو هم نگران سلامت قبله‌ی عالم هستند با اين بی‌خوابی‌های مکرر. توشيح مبارک همايونی قبله‌ی عالم در سفر.


تمام حقوق اين صفحه براي نويسنده محفوظ است