ملکوت

روزنوشت‌های داريوش محمدپور
شنبه ۱۸ مرداد ۸۲ :: August 9, 2003 

توقيعِ ملوکانه

خاقانِ جم اقتدار را امشب اگر چه بر خاطر غباری هست، ارادتِ همايونی بر اين تعلق گرفته است که در بسطِ حدودِ سلطنت و تزيينِ حوالیِ موکبِ پادشاهی، ساکنانِ درگاه را طیّ منشوری القابی عنايت کند تا موجبات خرسندی ضمير جمله‌گی ساکنانِ محروسه‌ی ملکوت فراهم آيد و ارکانِ دولتِ آسمانیِ سلطان را اسمی باشد از آن رو که مسما بدون اسم نشايد. پاره‌ای از مقربان درگاه پيش‌تر از اين به دريافت نشان‌های خلوتِ کروبيان مفتخر گرديده‌اند. باری، اگر چه در پرتوِ عنايات سلطانی، تمامی ساکنان درگاه و رعايای ديارِ يار به چشمِ ذاتِ مقدسِ ملوکانه يکسان‌اند و عزتی منيع دارند، باری تفاوت اسامی حکايت از مشی و شاکلتِ ويژه‌ی مقيمانِ بارگاه دارد. ارجو که عنايات سخاوتمندانه‌ی قبله‌ی عالم مايه‌ی مزيدِ مسرّت و طراوتِ خاطر سالکان گردد و به سمعِ رضا اشاراتِ حکمت‌بار حضرتشان را اصغا نمايند. يکم: ولعيهد بارگاه که پيش‌تر از اين در زمره‌ی نخستين مشمولانِ عنايات سلطانی ياد شده است. دوم: ماهِ منير فلکِ وبلاگ که صدرِ اعظمِ درگاه باشند. سوم: کاتبِ کتابچه که به واسطه‌ی نکته‌سنجی‌های بليغ ظهير‌الملکوت نام گرفته‌اند. چهارم: صاحبِ سمرقند شهزاده‌ی ماوراء‌الملکوت باشند چون هم مسقط‌الرأسشان حوالی ماوراء‌النهر است و هم به خطی می‌نويسند که ماورای دانشِ ملکوتيان است! پنجم: نويسنده‌ی نکته، که از اين پس ملک‌الشعرای ‌الملکوت هستند چون شاعرند ديگر. ششم: سپيده که فی‌الجمله خواهرِ وبلاگی قبله‌ی عالم به شمار است، از اين پس فلق‌الملکوت هستند. هفتم: مهرگان از اين لحظه مليح‌الملکوت است. هشتم: نويسنده‌ی درياروندگان ناظم‌الاطبای ملکوت باشند چون به شغل شريف دندانپزشکی اشتغال دارند. نهم: ترزا مکنی به کنيه‌ی شريفه‌ی قديسة‌الملکوت يادآور مادر ترزا. دهم: ايگناسيو ملقب به سياح‌الملکوت چون پيوسته به جای سکنا در ديار ايران در پراگ است و نامِ وبلاگش را هم از ملکِ اسپانيا برگزيده است. يازدهم: صاحبِ لحظه‌ی ديدار رحيم‌الملکوت چون از دوستانِ مهربان و ديرين حضرت سلطان است. دوازدهم: کيانوش ملقب به مصوِّرالملکوت چون نقاش است. سيزدهم: نويسنده‌ی سلامی و کلامی از جهت قلتِ حضور در بارگاه و اقتصار در نوشتن مکنی به غايب‌الملکوت. چهاردهم: صاحب سيبستان را که خويشتن، خود را باغبان و باغدار می‌شمارد، نازک‌الملکوت می‌خوانيم. از آنجا که قربِ مکانی به حضرت سلطان دارند و برای سلطان عزيزند دارای دو لقب باشند. لقب ديگر ايشان قند‌الملکوت است به واسطه‌ی تعلق خاطرشان به سمرقند و بخارا! پانزدهم: ندا ملقب به هاتف‌الملکوت. مخفی نماناد که در اعطای اين القاب از مشورت‌های گهربار ظهيرالملکوت و ملک‌الشعرای ملکوت بهره‌ی وافر جسته‌ايم. بنا بر آخرين اطلاعات واصله از منابع واثقه، اين دو مقيم ارضِ ملکوت در وين رؤيت شده‌اند و به دلايلی که ديگر اکنون اظهر من الشمس است متواری هستند و در دسترس سايرِ ساکنانِ درگاه نمی‌باشند! روزگار بر ساکنانِ درگاه خرم و منور باد. طغرای مبارک سلطانی.


تمام حقوق اين صفحه براي نويسنده محفوظ است