ملکوت

روزنوشت‌های داريوش محمدپور
شنبه ۱۱ مرداد ۸۲ :: August 2, 2003 

آنچه خوبان همه گفتند، تو يک‌جا گفتی

مايه خرمی و خرسندی عميقِ قبله‌ی عالم است که ساکنِ صاحب‌جاهِ ارضِ ملکوت، کاتب کتابچه، تمامی آنچه را که در ضميرِ منير سلطان می‌گذشت، به شيواترين و فصيح‌ترين زبان بيان کرد و خاطرِ همايونی را از ملالِ خاطری گزنده آسوده نمود. در اين عرصه که مقيمانِ بارگاه را هر يک نامی و سمتی است، تا بدين روز و با خواندن وجيزه‌ی «صلاح ممکلت وبلاگ» بايد دريافته باشيد که کاتب کتابچه را در اين آستانه‌ی جنت‌مثال، منزلتی بس بلند است. اگر چه ضمير پريشانِ قبله‌ی عالم از فرط دل‌رميدگی هنوز نمی‌داند که او را چه بايد بنامد، عجالتاً بدانيد که کاتب کتابچه با اين نوشته، چونان ستون فقراتِ فرهنگی و خزينه‌ی معرفتیِ ارضِ ملکوت چه گوی‌ها که از ميدان توفيق نربود! ناگفته نماناد که مجاورت با ماهِ منيرِ فلکِ ملکوت نيز شايد در بروزِ اين پديده‌ی نادر بی‌تأثير نبوده باشد. با اين رو بدانيد که عنوان رسمی و اعطايی بارگاهِ سلطان برای کاتبِ کتابچه، ظهيرالملک می‌باشد. اصلاح می‌کنيم: ايشان ظهيرالملکوت هستند. اينجا ملکوت است آخر، نه ملک! باری از عنايات همايونی که بگذريم، ما را از مصيبت مجادله و پراکنده‌گويی خلاص ساخت و به گمانم پاسخ تمام گله‌ها و شکوه‌های جمشيد برزگر، صاحب نکته، و مهدی سيبستانی را نيز چنان داد که ديگر نبايد کسی به اين سادگی يارای به چالش کشيدن اشارات او را، که اکنون در حکمِ اوامرِ مطاع و لازم‌الاجرای همايونی است، داشته باشد. پس، ای ساکنان ارض مقدسه! بدانيد و آگاه باشيد که دو سرمشق بزرگ، چونان تکليفی مقدس بر ذمه‌ی سالکانِ درگاه است: رعايت اخلاق و زبان. شرح و تفصيل اين معنا را هم نزدِ کاتب کتابچه بخوانيد. ذاتِ مبارک همايونی از تلاش‌های مجدانه‌ی وليعهد بارگاه و دغدغه‌های به حقِ وی آگاه است و قطعاً بلندنظری‌های او نزد سلطان مشکور است. حال همگی ديديد در خاطرِ مقدس سلطان و مقربانِ درگاه چه می‌گذشت؟ ديديد؟ نگفتم که: «انک لن تستطيع معی صبراً»؟ تا دهان گشوديم ما را متهم به استبداد و سانسور کرديد! مباد که ديگر خاطرِ سلطان را به اين سخنانِ عجولانه بيازاريد!


تمام حقوق اين صفحه براي نويسنده محفوظ است