ملکوت

روزنوشت‌های داريوش محمدپور
جمعه ۸ اسفند ۸۲ :: February 26, 2004 

جل الخالق!

باورم نمی‌شود! ديگر داشتم کم کم از خودم نااميد می‌شدم. يک نفر اجابت دعوت کرد و چهار خط در دبيره نوشت، باشد تا تذکره‌ای باشد برای اولوا الالباب! کاش بقيه هم ياد بگيرند. نويسنده‌ی اسپيد روح جد اندر جد قبله‌ی عالم را شاد کرد با اين کارش. البته يادآور خاطراتی هم شد برای ما که روزگاری در راهروهای دانشکده‌ی ادبيات می‌زديم زير آواز و خلقی از دست ما عاصی بودند. اما نگفت که روزگاری هم بلوار خيام مشهد را هر شب طی می‌کرديم تا جايی که همگان احتمالاً ما را چون دوقلوهای ديوانه و آوازه‌خوان آن وادی شناخته بودند! جداً‌ مايه‌ی خرسندی است. ای ساکنان ارض ملکوت! بجنبيد! شما را به خدا تعلل نکنيد!


تمام حقوق اين صفحه براي نويسنده محفوظ است