June 30, 2006

« راه آسان ارادت | صفحه‌ی اصلی | حقوق کدام بشر؟ »

راه دشوارِ ارادت

حافظ می‌گفت: «قطع اين مرحله بی همرهی خضر مکن» و چه راست می‌گفت! اما هم او بود که می‌گفت: «گذار بر ظلمات است، خضر راهی کو؟» هم او بود که هراس از خطر گمراهی داشت. هم او بود که می‌گفت «آب حيوان تيره‌گون شد، خضر فرخ‌پی کجاست؟» ارادت راه دشواری است، چون يافتن خضر، دشوار است. ارادت‌های آسان، آن ارادت‌هايی است که هر کس هر که را از راه رسيد يا هر که را به غوغای سياست يا وسواس تزوير و ريا دستگاهی بر پا کرد، به پيری گرفت و هر تنک‌حوصله‌ای را در مقام خضر پنداشت! آری، دست ارادت به هر کس دادن آسان است، اما دست ارادت به ولی دادن، دل به مهر خضر سپردن، تعليم از معلم صادق گرفتن، دشوار کاری است.

اولِ کار البته دشواری معرفت را دارد. بايد ولی را بشناسی:
چون بسی ابليس آدم‌روی هست
پس به هر دستی نبايد داد دست

خضر تنها يکی است. خضر در هر زمانه‌ای تنها يکی می‌تواند باشد. مسيح زمانه فقط يک نفر است. اما پيرهايی که رهرو را به صراطی (نه صراطِ) مستقيم هدايت می‌کنند، به اختلاف نمی‌افتند. پير بر سر مسند دنيا نزاع نمی‌‌کند چنان‌که علی نمی‌کرد اگر چه می‌دانست که آن قبا، تنها بر قامت او راست می‌آمد. آن‌چه می‌نويسم سودای عشق دارد. بوی مهر و دل باختن می‌دهد. عقل البته به اين سادگی تن به هر صراطی نمی‌دهد. صراط‌های مستقيم تنازع ندارند. تنازع و تقابل خصلت عالم ترتب و مشابهت است، نه جهان وحدت و مباينت. و چه اندازه جهان ما آکنده است از کثرت و مشابهت‌ و شبهه. در طوفان اين شبهه‌هاست که ارادت‌ها زياد می‌شوند و مدعيان فراوان. پس راهِ ارادت از اين نگاه، دشوار هم هست. بسی سخت است تسليم. دشوار است تسليم از سر بصيرت. تسليم از سر تقليد آسان است:‌ همان ارادتِ آسان است. تسليم مقلدان وزنی ندارد؛ تسليم اگر عيار داشته باشد، زمانی است که عقل آراسته باشد و توانا. اگر دانستی و شناختی و از سر فهم تسليم کردی، تسليمی گران‌بها داشته‌ای.

اين ارادت را اگر عرضه کردی، سعادتی برده‌ای، نه هر ارادتی را. ارادت‌های جزم‌انديشانه را فراوان می‌توان يافت و چه آسان خردها و دل‌ها و جان‌ها به بادِ وسوسه‌های پيران جاهل و شيخان گمراه می‌رود! اين‌ها هستند که صاحبان خرد ناب را به رندی می‌کشانند و نامه‌سياه دودِ کردارشان می‌شوند،‌ کردار اهل صومعه، رفتار زاهدان، گفتار واعظان! پناه بر خضر زمانه از همه‌ی زاهدان و واعظان و فقيهان!

(393 کلمه)

مطالب مرتبط

...

کتاب، ناموس آدم کتاب‌باز است

چند سياست‌مدار عصبی در آمريکا

چاک جهل و حمق . . .

پازل تاريخ و چند حاشيه‌ی ديگر

دو حاشيه

در فضيلت شجاعت و صراحت

نظرها (6)

salha peyroviye mazhabe rendan kardam ta befatvaye kherad hers be zendan kardam
manzoore hafez az in beyt ine ke oonghad tahte tasire mazhabe rendan boode ke taze aghel shode va in hersiyo ke az har doshmani ashkartar va nazdiktar behesh boode roo kontrol kone
pas aghle adami vahti khoob kar mikone ke endiyo yadesh nare

شما که عاشق مولانا و اشعارش هستيد اين صفحه را حتما ببينيد و عضو گروهش شويد:
http://sunlightgroup.blogspot.com
عالي است!

مگر زمانه خضر دارد؟مگر قابل دست يافتن وپناه بردا است؟مگر كاره ايست ؟بر فرض وجود؟مگر صراطي مستقيم داريم؟و...ارادت نه آن ديگري.ارادت

راستي يادم رفت بگويم جاي تصنيف ياد ايام استاد شجريان ميان ليست آوازهاي ايشان خيلي خالي است.

ولي خدا را تنها خدا ميشناسد و اوست كه مي تواند ولي را معرفي كند. كسي كه ولي به او معرفي شهودي و باطني شده است ديگر شك و رهزني ندارد. شايد تمام راههايي كه انسانها انتخاب مي كنند آنها را به جايي مي رساند كه مستحق معرفي ولي شوند. باز هم مي گويم شايد.. شايد هم بايستي پاي از آمد و شد در راههاي ناشناخته بيرون كشيد.

ره نميداند قلاووزي کند/ جان زشت او جهانسوزي کند.
حرف درويشي بدزدد مرد دون/ تا بخواند بر سليمي زان فسون.
لاف شيخي در جهان انداخته/ خويشتن را بايزيدي ساخته.

چه معياري براي شناخت خضر فرخ پي اين زمانه است؟ آيا ميتواني خودت را به کسي که پير راه ميشناسي تسليم کني بدون اينکه در ميانه راه زيباروي وسوسه گر ترديد در ميان يقين وباورت به شيخ پا افشاني کند؟

***

نه!‌ دشواری راه ارادت همين است ديگر. به همين دليل است که موسی از متابعت خضر باز می‌ماند.

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Free counter and web stats