۳

منطق‌الطیر شفیعی کدکنی

بی‌خبری مغرب زمین درد بدی است، مخصوصاً برای من که تمام عمرم را توی کتاب لولیده‌ام. دو سالی می‌شود که دکتر شفیعی کدکنی، تصحیح تازه‌ای را از منطق‌الطیر عطار چاپ کرده که توسط انتشارات سخن منتشر شده است (شماره‌ی ۱ از مجموعه‌ی آثار عطار). منطق‌الطیرهای پیشین را، یعنی تصحیح سید صادق گوهرین و احمد رنجبر را دیده‌ام و هر کدام را خاصیتی است. اما کار شفیعی کدکنی انصافاً کاری است سترگ برای این‌که استادتر از او در زمینه‌ی شعر و ادب و عرفان خراسانیان نمی‌شناسم. از گزیده‌های مختصری که درباره‌ی سنایی، عطار و ابو سعید ابوالخیر چاپ کرده است تا تصحیح‌های بی‌نظیر و عالمانه‌ای که دارد. وجه برجسته‌ی این تصحیح تازه این است که تعلیقاتی دارد به شیوه‌ی شفیعی کدکنی! کسانی که با شیوه‌ی کار شفیعی آشنا هستند می‌دانند من چه می‌گویم:‌ تعلیقاتی بسیار دقیق و عالمانه که در درک و فهم متن اصلی شدیداً‌ از خواننده دستگیری می‌کند. تصحیح تازه شامل مقدمه، متن، تعلیقات و کشف‌الابیات است. امیدوارم همین روزها نسخه‌ای از آن برای‌ام برسد.

۱۴

خواننده، بنا یا عکاس؟!

باورتان می‌شود؟ جمع کردن این تصویرهای مختلف از شجریان کمی سخت است. بیشتر دوست دارم شجریان را در همان حال و هوای موسیقی ببینیم تا این‌که کنار یک بنای گلی در حال تعمیر ایستاده باشد یا در حال عکس گرفتن یا بالا رفتن از نردبان باشد!

ادامه‌ی مطلب…

۹

شهردار لندن، نخست وزیر انگلیس و اسلام

دلم نیامد از این دو نفر و موضع منصفانه‌ای که در برابر اسلام داشتند حرفی نزنم. اول از همه واکنش خشم‌آلود کن لیوینگستون در سنگاپور بود نسبت به تروریست‌ها. اما پیرمرد از همان اول اعلام کرد که این حمله‌ای نبود علیه قدرت‌مندان و توانگران. حمله‌ای نبود به رؤوسای جمهوری و سیاست‌مداران. حمله‌ای بود به مردم عادی و طبقه‌ی کارگر لندنی، از سیاه گرفته تا سپید، مسلمان گرفته تا مسیحی و یهودی. حمله‌ای بی‌ملاحظه که هدف‌اش فقط نابودی انسان‌ها و کشتار بود. لیوینگستون می‌گفت این‌ها می‌خواهند بین ما فاصله بیندازند و این کشتار را بهانه‌ی دشمنی ما کنند. اما ما متحد خواهیم ماند. از همه مهم‌تر سخنان تکان‌دهنده‌ی بلر بود که غروب امروز با صدایی گرفته اعلام‌اش کرد. بلر گفت: «ما می‌دانیم که این‌ها به نام اسلام این کارها را می‌کنند، اما این را هم می‌دانیم که اکثریت عمده و بزرگ مسلمانان، در این‌جا و خارج، مردمانی خوب و قانون‌گرا هستند که از این عمل تروریستی به همان اندازه بیزارند که ما هستیم». همین جمله به قدر کافی گویاست. تفاوت بزرگ بلر با بوش در این است. بوش ایران را محور شرارت می‌خواند،‌ اما بلر حداقل می‌فهمد که عده‌ای برای مقاصد سیاسی‌شان از نام اسلام و دین استفاده کرده‌اند و با آن کشتار می‌کنند و دست به خون بی‌گناهان می‌آلایند. شهردار لندن و نخست وزیر بریتانیا، رسماً با این گفته‌ها اعلام کردند که نه اهل خصومت به اسلام و مردم مسلمانان هستند و نه اهل مطلق‌نگری و یکپارچه دیدن جهان اسلام. این موهبتی است که خیلی از ما مسلمانان‌ها از آن محروم‌ایم، خیلی از ایرانیان حتی روشنفکران‌شان از آن محروم‌اند. نکته‌ی درخشان دیگری که در رفتار این انگلیسی‌ها واقعاً‌ درس انسانی و سیاسی است، و صاحب سیبستان هم در آخرین نوشته‌اش – مدیریت بحران – به آن اشاره کرده است، این است که هیچ کدام از این‌ها بیش از آن‌چه دیده‌اند و می‌دانند و می‌توانند برای آن شاهد و مدرک استوار ارایه کنند، مطلقاً روی هوا حرف نمی‌زنند، از رییس پلیس گرفته تا آدم معمولی‌شان. همین‌جوری کیلویی به این و آن نسبتی نمی‌دهند. مقایسه کنید با اتفاقاتی که در کشور ما می‌افتد و سیل اتهامات و انتساباتی که به عناصر داخلی و خارجی می‌دهند. این تفاوت‌های بزرگ به نظر شما از کجاست؟

۲

لندن ناگهان مختل شد!

اوضاع بلبشویی شده است. سایت بی‌بی‌سی فارسی هنوز مرده است و کار نمی‌کند. دیروز هم همین مشکل را داشت. بعد از دو سه ساعت که از انفجارهای لندن گذشته است، بی‌بی‌سی فارسی هنوز هیچ خبری ندارد. آقایان و خانم‌ها توی قطار و اتوبوس‌ها گیر کرده‌اند. آخرین خبرها ظاهراً می‌گویند کار القاعده بوده است. انفجارهای یکی دو تا نبوده است. از انفجار در قطارهای زیر زمینی تا اتوبوس‌ها. همه بسیج شده‌اند. پلیس می‌گوید بعد از انفجارهای مادرید برای چنین وضعیتی آمادگی کامل دارند. پنج دقیقه‌ی دیگر قرار است تونی بلر بیانیه بدهد. چارلز کلارک وزیر کشور که ساعتی پیش در برابر شماره‌ی ۱۰ داونینگ استریت بیانیه‌ی کوتاهی داد، مستأصل بود ولی کاملاً آرام صحبت می‌کرد. رییس پلیس از همه می‌خواهد هر جا که هستند بمانند. پلیس ظاهراً کنترل همه چیز را به دست گرفته است. بعد از آمریکا، انگلیس هدف بعدی حملات تروریستی بوده است. تقارن‌اش با جلسه‌ی رهبران گروه هشت یک نکته است و نکته‌ی بعدی این است که تازه دیروز اعلام کردند لندن میزبان بازی‌های المپیک ۲۰۱۲ خواهد بود. همه دستپاچه شده‌اند ولی پلیس خیلی با آرامش و ادب و احترام دارد رفتار می‌کند. در چنین مواقعی است که تفاوت عمیق پلیس انگلیس و آمریکا آشکار می‌شود. این را داشته باشید تا بعد.

پ.ن. تلویزیون بی‌بی‌سی بیست و چهار ساعته برنامه‌ها و اخبارش مرتب تکرار و مرور همان چیزهایی است که از صبح نشان می‌دهد. اسکای نیوز پوشش خبری بهتری دارد. تونی بلر الآن صحبت کرد و توپ‌اش حسابی پر بود. بلر گفت که امروز جلسه گلن‌ایگلز را ترک می‌کند تا به لندن بیاید و قضیه را پیگیری کند. بلر گفت که عزم همه‌ی آن‌ها برای شکست دادن تروریزم جزم است. جمله‌ی درخشان‌اش این بود که «عزم ما برای حفظ ارزش‌ها و شیوه‌ی زندگی‌مان بسیار قوی‌تر از عزم آن‌ها برای مرگ و نابودی و تحمیل‌ افراطی‌گری بر ما و سایر ملل متمدن جهان است». حرف‌ها بلر پیام‌های جدی برای بعضی‌ها داشت. تا امروز انگلیس شوخی شوخی وارد بازی شده بود، ولی نشانه‌ها می‌گویند که انگلیس هم این بار خیلی جدی‌تر از قبل به موج مبارزه با تروریزم پیوسته است.

پ.پ.ن. الآن دقیقاً وقت آن است که رهبران مسلمان جهان،‌ مخصوصاً رهبران ایران، بلافاصله ماجرا را محکوم کنند و موضع‌شان را در برابر مرگ و نابودی انسان‌ها رسماً اعلام کنند. فقط کمی دیپلماسی و شعور و دور‌اندیشی می‌خواهد. الآن وقت آن نیست که بیایند بگویند ما هم خودمان قربانی تروریزم هستیم. مرگ انسان‌ها که صحنه‌ی رقابت و امتیاز گرفتن سیاسی نیست.

۷

نیمه‌ی تاریک ماه

اصلاً اهل این موسیقی‌های پاپ و جاز و چیزهایی از این قبیل نبوده‌ام، چون خیلی راحت سال‌های سال چیز دیگری را با عشق و علاقه‌ی بی‌حد و مرزی گوش داده‌ام. اما همین الآن تلویزیون دارد مستقیم از هاید پارک اجرای زنده‌ی دیوید گیلمور و راجر واترز را پخش می‌کند! (ما هم البته داریم ضبطش می‌کنیم). نمی‌دانم این راجر واترز چرا این‌قدر شبیه ریچارد گی‌یر است؟! ما امروز از صبح نشسته‌ایم توی خانه پای تلویزیون. هوس هاید پارک رفتن را هم از سر بیرون کردیم، چون قطعاً دست از پا درازتر بر می‌گشتیم! کانون توحید و بحث‌های سیاسی هم تعطیل بود البته. ولی خودمانیم، یک مشت پیرمرد (همین پینک‌فلویدی‌ها!) با چه اشتیاقی آمده‌اند ساز می‌زنند. «جشن نیکوکاری» ساغر را هم بخوانید!

۵

مراجعت طربستان!

به لطف دوستان بی‌شمار و نادیده‌ی غیر ملکوتی که از هیچ امکانی دریغ نکرده‌اند، طربستان ملکوت دوباره دارد باز می‌گردد. ممنون محبت همه‌ی دوستانی هستم که هم رویی به سوی موسیقی ایرانی دارند و هم لطف ویژه‌ی خود را نثار من کرده‌اند. قطعاً اگر این دوستان، دستگیری نمی‌کردند، مددی از جای دیگری نمی‌رسید و ناچار بودیم طربستان را فدای «خشک شدن بیخ طرب» در این برهوت اینترنت بکنیم. در هر حال اگر چه هنوز آدرس‌های فایل‌های قبلی را اصلاح نکرده‌ام، فایل‌ها قبلی هنوز در دسترس هستند، به جز فایل‌های شجریان (که آن‌ها با آدرس تازه موجود هستند). همین‌جا لازم است از صاحب وبلاگ «لرد گمشده»، علیرضا دوستدار نازنین و دوستان عزیز جوان سیستم تشکر مخصوص بکنم. علیرضا لطف کرده و خودش زحمت انتقال تعداد زیادی از فایل‌ها را کشیده است. یک دنیا ممنون‌ام.

۱۰

خداحافظی طربستان

در آینده‌ای بسیار نزدیک، طربستان ملکوت تعطیل خواهد شد. کسانی در طربستان ملکوت تا به حال تفرجی کرده‌اند، قطعاً با خبر هستند که مدت‌هاست تعداد بسیار زیادی از فایل‌های طربستان به خاطر کمبود فضای ملکوت (و صد البته کمبود بیشتر بودجه!) به جای دیگر منتقل شده بودند. متأسفانه سایتی که میزبان این فایل‌ها بود عذر ما را خواسته است و ناچارم تمامی فایل‌ها را از سایت‌ آن‌ها بردارم. ناچار، هر از چند گاهی، به اقتضای حال، شاید قطعه‌ای را در همین جا گذاشتم، اما تا زمانی که چاره‌ی دیگری برای آن نیابم، طربستان بی طربستان! چنان‌که بارها نوشته‌ام ملکوت امکانات فنی بسیار کمی دارد و امکانات مالی‌اش بسیار کمتر از آن. سیستم پشتیبانی مالی کارآمدی هم تا به حال وجود نداشته است که به دوام آن کمک کند. در نتیجه، اگر کسی از دوستان، جایی فضایی خالی دارد که می‌تواند میزبان این فایل‌ها باشد، ممنون می‌شوم خبرش را به من بدهد. مجموع این فایل‌ها شاید حجم‌شان تا به امروز به حداکثر ۵۰۰ مگابایت رسیده است و طبیعی است که نمی‌توان همه‌ی آن‌ها را در یک سایت فسقلی مثل ملکوت نگاه داشت. شرمنده‌ی همه‌ی دوستانی که تا به حال به طربستان ملکوت لطف داشته‌اند. امیدوارم بتوانم روزی این فایل‌ها را مستقل در جایی داشته باشم که خودم بتوانم آن‌ها را کنترل کنم و نگرانی میزبان به خاطر کمبود فضا یا سیاست‌های‌اش وجود نداشته باشد.

۰

مهدی خلجی از بند آزاد شد!

یک خبر داغ داغ داغ دارم. مهدی خلجی و ماه منیر رحیمی از رادیو فردا استعفا دادند. چقدر شب و روز آزرده خاطر بودم از این‌که این‌ها گرفتار آن رادیوی کذایی هستند. خدا را شکر که هم خودشان از بند فرداییان خلاص شدند و هم وبلاگ کتابچه‌ی نقد نشین خلجی رونمایی شد و به راه افتاد. بروید تبریک خلاصی و رونمایی را با هم به او بدهید.

۱

نو ملکوتیان

ملکوت عضوی تازه دارد. از امروز، فروغ، سیمای زنی در میان جمع، از بلاگ‌اسپات به ملکوت منتقل می‌شود و به جمع ما می‌پیوندد. ملکوتیان به فروغ خوش‌آمدی ملکوتی بگویند و کسانی که لینک وبلاگ قبلی او را دارند آن را اصلاح کنند. یکی دو عضو دیگر هم در راه ملکوت هستند که به محض این‌که مطلبی نوشتند، حضورشان را رسماً اعلام می‌کنم.

۳

این خستگی‌های بی‌امان

به میمنت و مبارکی (!) اسباب‌کشی به ظن قریب به یقین تمام شد، یعنی حالا تقریباً به طور کامل مستقر شده‌ایم و فقط مانده است کمی جمع و جور کردن خرده ریزه. فقط با وجود کمک بی‌دریغ مینا، یوسف و حامد، هم بانو و هم من به طرز وحشتناکی از کت و کول افتاده‌ایم و تا یکی دو هفته‌ی دیگر تمام اعضا و جوارح‌مان درد می‌کند! بحمد الله تلفن و اینترنت‌مان را هم امروز وصل کردند و در این گوشه‌ی دور افتاده‌ی خوش آب و هوای شمال غرب لندن، دیگر احساس نمی‌کنیم وسط ده پرتاب شده‌ایم! اینترنت این خاصیت‌ها را هم دارد دیگر. این را هم ناگفته نگذارم که با این اسباب‌کشی مرتکب دو خبط بزرگ شدم. یکی این‌که در حین تمیزکاری به سرم زد مانیتور کامپیوتر را هم تمیز کنم که با آبی که کاملاً به طرز دور از عقلی روی آن پاشیدم یک لکه‌ی بزرگ وسط ال‌سی‌دی افتاده است که دارد یواش یواش خشک می‌شود. از همه بدتر این‌که همان آب‌های اسپری کذایی را روی صفحه‌ کلید ریختم برای نظافت که نتیجه‌اش سوختن و نابود شدن صفحه کلید بود. در نتیجه، دیشب حامد را تا صبح این‌جا نگه داشتیم تا با صفحه کلیدی قرضی، این فاجعه‌ی عالم بشریت را رفع و رجوع کند و امروز با بانو به کار خرید یک صفحه کلید نو و دو عدد اسپیکر توپ رفتیم و کلی پیاده شدیم!

هنوز فرصت نکرده‌ام ببینم می‌توان آن مشکل نظرهای ملکوت را درست کرد یا نه،‌ اما آن هم قطعاً قابل حل است. باری این کوتاه را نوشتم که خبر بازگشت (!) را بدهم (انگار از سفر حج برگشته باشیم!!) و این‌که ان شاء الله، ملکوت صاحب یکی دو مقیم دیگر خواهد شد در همین چند روز آینده. ملکوت، مملکتی است که دایماً رو به بسط و گسترش است (هر چند یکی باید حداقل گوش این ملک‌الشعرای متمرد را بکشد که هر روز به بهانه‌ای از ادای رسوم آستان‌بوسی می‌گریزد!). باز بر می‌گردیم.

صفحه ها ... 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13
صفحه‌ی قبل
صفحه‌ی بعد