ملکوت

روزنوشت‌های داريوش محمدپور
شنبه ۱ تیر ۸۷ :: June 21, 2008 

ای فسانه

ای فسانه، فسانه فسانه
ای خدنگِ تو  را من نشانه
ای دوای دل ای داروی درد
همره گريه‌های شبانه
با منِ سوخته در چه کاری؟

ای فسانه! خسان‌اند آنان
که فروبسته ره را به گلزار
خس به صد سال توفان ننالد
گل ز يک تندباد است بيمار
تو مپوشان سخن‌ها که داری!

شرح‌اش را بعداً می‌نويسم. به تصنيف فسانه با صدای مرحوم بسطامی و آهنگ کيوان ساکت گوش دهيد. شعر هم که از نيماست.

آن تصنيف ديگر را هم که از همين آلبوم فسانه است، من خيلی دوست دارم.

تمام حقوق اين صفحه براي نويسنده محفوظ است