ملکوت

روزنوشت‌های داريوش محمدپور
چهارشنبه ۷ آذر ۸۶ :: November 28, 2007 

کنسرت مشکاتيان، سايه و ...

امروز توانستم بعد از مدتی نسبتاً طولانی دوباره سايه را ببينم. و خوب البته سايه همان سايه‌ای است که هميشه وصف‌اش را گفته‌ام: مهربان، صمیمی، بی‌ريا و نازنين با حضوری گرم و آموزنده و بی‌تکلف. وقتی شد حکايت بعضی درد دل‌ها را که گفتنی باشد می‌نويسم و شايد عکسی هم گذاشتم. سایه امروز خبر داد که مشکاتيان کنسرت دارد و من گمان می‌کردم که يک ماه دیگر کنسرت قرار است برگزار شود. می‌خواهم امشب را بروم کنسرت مشکاتيان. هنوز نمی‌دانم اصلاً کنسرت کجا برگزار می‌شود. بليط هم ندارم اما اين يکی مشکلی نيست. مشکل بزرگ‌تر همان ندانستن محل برگزاری کنسرت است! سردردم را به ضرب مسکن ساکت کرده‌ام و آمده‌ام خانه چند ساعتی بخوابم که خودم را وسط کارها نفله نکنم. خدا به دادم برسد و من هم به کنسرت!


تمام حقوق اين صفحه براي نويسنده محفوظ است