ملکوت

روزنوشت‌های داريوش محمدپور
شنبه ۲۶ آبان ۸۶ :: November 17, 2007 

فمينيست دو آتشه و نرمش بيش از حد

نمی‌خواستم درباره‌ی آرای هاله افشار که به تازگی عضو مجلس اعيان بريتانيا شده است چيزی بنويسم. اما در اين مصاحبه‌ای که با رادیو زمانه کرده است حرف‌هايی را تکرار کرده که دو سه هفته پيش در يک سخنرانی عمومی گفته بود. همان‌جا من به او اعتراض کردم که روش‌اش دچار تناقض درونی است. آن جملاتِ – از نظر من – مشکل‌دار را نقل می‌کنم و سپس نقدم را به او می‌گويم. او می‌گويد:
«یکی از اولین کارهایی که انجام دادم این بود که کتاب توضیح المسائل را بررسی کنم و مسائلی را که در مورد زنان نوشته شده بود، با قوانین اسلامی‌که در قرآن هست مقایسه کنم.
مشکل زنان مسلمان، اسلام نیست. متاسفانه مشکل تفسیراتی است که "مردان" براین موضوع کرده‌اند. البته زنان ایرانی حقوقی را که در قرآن به زنان داده شده‌است، گرفته‌اند و به نظر من اگر دولت ایران می‌گوید که اسلامی است، باید حقوق اسلامی زنان را به آن‌ها بدهد. چیزی که به نظر من قابل تحسین است، این است که زنان ایرانی این راه را رفتند و بسیاری از قوانین اولیه را بررسی کردند و پس دادند.»

من به اين نکته توجه دارم که هاله افشار سعی می‌کند در فضايی که اسلام شديداً زير حمله است، توجه را از اسلام، به بعضی از مسلمانان معطوف کند و بگويد که آری، هر عيب که هست از مسلمانی ماست و زنان مسلمان «حقوقی خداداده» دارند (اين عين تعبيری است که هاله افشار در آن سخنرانی عمومی به کار برد). اما خطای هاله افشار اين‌جاست که در دفاع از وضع موجود دچار تناقض‌گويی می‌شود. زنان مسلمان اگر حقوقی را که اسلام به آن‌ها داده است، گرفته‌اند، بايد به این نکته توجه داشت که «حقوقی که اسلام به زنان داده است» روی هوا سنجيده نمی‌شوند. اين حقوق را بايد در کنار حقوقی که اسلام به مردان داده است و تکاليفی هم که بر زنان فرض کرده است سنجيد. علی ابن ابی‌طالب به قرآن استناد می‌کند و «استدلال» می‌کند که زنان عقل‌شان نصف عقل مردان است و ايمان‌شان نصف ايمان مردان (بنا به احکام مربوط به ارث در قرآن و احکام مربوط به ادای فرايض دينی) و قس عليهذا (کاری ندارم که آيا و چگونه می‌توان اين «استدلال» علی را توجيه کرد يا حتی انتساب آن را به او انکار کرد يا اساساً استدلال او را نپذيرفت). در قرآن به مردان اين «حق» داده شده است که زنان را تنبيه کنند و احکام ديگری از این قبيل. وقتی آیاتی صريح در قرآن وجود دارد که محتاج هيچ تفسيری نیست و «مردان» با تکیه بر لفظ آن می‌توانند نظامی ناعادلانه را در برابر زنان پديد بياورند، ديگر نمی‌توان گفت اين فقط تفسير مردان است که مشکل‌ساز بوده است. من به حسن نيت هاله افشار احترام می‌گذارم. اما برای حل مشکل کافی نيست که هاله افشار از موضع فمينيستی و خوش‌بینانه‌اش به ماجرا وارد شود. او برای حل مشکل نياز به دانستن علم تفسير دارد و نياز دارد بداند چالش‌های امروزی در برابر تفسير از دين چی‌ست و بايد بداند که چگونه می‌شود اين تناقضات ظاهری (يا مفهومی) را حل کرد. مسأله‌ی تفسير يا تأويل مسأله‌ی تازه‌ای نيست و فقط درباره‌ی حقوق زنان مطرح نشده است. بسیاری از فيلسوفان و باطن‌گرايان در تاريخ اسلام استدلال‌های مشابهی درباره‌ی آيات ديگری از قرآن داشته‌اند و روش‌ِ آن‌ها ارايه‌ی تفسير فقهی برای حل مسأله نبوده است.

هاله افشار تصويری که از وضعيت زنان ايرانی به دست می‌دهد، تصويری است مثبت. ارايه‌ی تصوير مثبت کار خوبی است به شرط آن‌که ابعاد مسأله را از آن‌چه هست کوچک‌تر نکند. استيفای حقوق زنان تنها در گرو فعاليت زنان و ادعای گرفتن حقوقی که خدا در قرآن به آن‌ها داده است، نيست. برای «حل مشکل» نياز به حرکتی همه جانبه است که ارکان مختلف جامعه،‌ از زنان گرفته تا مردان، از فقیه و فيلسوف گرفته تا جامعه‌شناس و متکلم، از قاضی گرفته تا سياست‌مدار، به حل همه جانبه‌ی مشکل بپردازند. نيازی نيست کسی آغاز به طرد و نفی یا خدای ناکرده انکار احکام قرآنی کند. مسأله فقط تفسیرهايی که «مردان» کرده‌اند نيست. مسأله بيشتر فضای مردانه‌ی حاکم بر شکل‌گيری خودِ آن احکام بوده است. اين نکته‌ای است که هاله‌ افشار از نظر دور داشته يا تعمداً از پرداختن به آن طفره می‌رود. اين را هم درک می‌کنم که ورود به اين مسأله و تلاش برای حل اين معضل، هم جسارت می‌طلبد و هم دانش. دانش هم تنها دانش احکام ظاهری دين نيست. ده‌ها دانش مختلف بايد با هم جمع شوند تا پاسخی جامع‌تر به مشکل يافت شود.

من در همان سخنرانی دو سه هفته پيش هاله افشار به عده‌ای از دوستان گفتم که اگر قرار باشد فمينيست دوآتشه‌ی زنان مسلمان هاله افشار باشد، زنان هم‌اکنون قافیه را باخته‌اند. من نه به افراط و تندروی پاره‌ای از فمينيست‌های ايرانی معاصر باور دارم (و بلکه باور دارم که روش و منشِ آن‌ها وضعيت را دشوارتر و بغرنج‌تر می‌کند)، و نه باور دارم که با ملايمت و نرمش بی‌اندازه صورت مسأله را تغيير دهند. هاله افشار دارد مسأله‌ای را حل می‌کند که اصل مسأله نيست. اصل مسأله فربه‌تر از اين است. هاله افشار برای به کرسی نشاندن رأی خود نياز به تلاش فراوانی دارد و تازه معلوم نيست اصلاً بتواند اين حرف را به مسلمانان بقبولاند. حداکثر کاری که خواهد توانست بکند اين است که به عده‌ای از غربيان که به او احترام می‌گذارند و او را صاحب‌نظر می‌شمارند بقبولاند که اسلام آن‌قدرها هم که گفته‌اند چهره‌ی خشن و ضد زن ندارد. سعی‌اش مشکور باد، اما مسأله هنوز حل ناشده باقی می‌ماند!‍


تمام حقوق اين صفحه براي نويسنده محفوظ است