ملکوت

روزنوشت‌های داريوش محمدپور
جمعه ۱۸ خرداد ۸۶ :: June 8, 2007 

ما همه متهم‌ايم

امروز دوستی تلفن زد از آن سوی اقيانوس و ذکری از شريعتی شد و سخنرانی‌اش «پدر، مادر، ما متهم‌ايم». وسوسه شدم سخنرانی را پيدا کنم و گوش بدهم. متن‌اش را مدت‌های مديدی پيش خوانده بودم، چندان‌که ديگر هيچ از آن‌ها به يادم نمانده بود. الآن دارم سخنرانی را گوش می‌دهم. از همان دو سه دقیقه‌ی نخست که گذشتم، ناخودآگاه اشک در چشمان‌ام حلقه زد. مخصوصاً دقيقه‌های ۱۰ تا ۱۵ را که گوش می‌دادم، ديدم همان رنجی را که شريعتی بيش از سی سال پيش می‌کشيد، هنوز امروز من هم دارم می‌کشم. ما هنوز در همان جهالت‌ها و همان تعصب‌ها دست و پا می‌زنيم که آن روز گرفتارش بوديم. شريعتی، لحن‌اش، همان لحن و لهجه‌ی خراسانی و مشهدی آشنا بود، اما حرارتی که از کلام‌اش بر می‌خاست، هنوز آدمی مثل من را گرم می‌کند. هنوز با اين همه نقدی که از او کرده‌ايم، هنوز با اين‌که زمان درازی گذشته است و بسيار چيزها تغيير کرده است، باز هم گوهر آن سخنان زنده است:‌ دردِ دين و مسئوليت داشتن هنوز از دلِ آن سخنان زبانه می‌کشد. کاش يکی متن‌ کامل اين سخنرانی را از جايی بيابد. سخنان شريعتی بسيار قديمی است، اصلاً سخنان تازه‌ای نيست، اما چه اندازه در روزگار ما زنده است و جان‌دار! فايل صوتی سخنرانی را گذاشته‌ام اين‌جا، خودتان گوش بدهيد. «در اجاقی طمع شعله نمی‌بندم»، اندک شرری اگر باشد، حتماً تکان می‌خوريد.

پدر، مادر، ما متهم‌ايم (۱)
پدر، مادر، ما متهم‌ايم (۲)

لزومی ندارد عيناً شريعتی باشيم و تماماً پيرو او. گوهر سخنان شريعتی، حس مسئوليت او، سخت ستودنی است. شريعتی شايد در ارزيابی بعضی مسايل شتاب‌زده عمل کرده باشد، اما بدون هيچ شکی در کارش صداقت داشت و مهم‌تر از آن منتقد ارتجاع فکری - دينی و ضد-دينی - بود. سخن گفتن از شريعتی واقعاً زائد است. درباره‌ی او حرف خيلی زياد زده شده است، اما چی‌ست که هنوز سخن شريعتی را خواندنی و شنيدنی می‌کند؟ ما امل‌ايم؟ يا هنوز بعضی از دردهای جامعه‌ی ما درمان نشده است؟


تمام حقوق اين صفحه براي نويسنده محفوظ است