ملکوت

روزنوشت‌های داريوش محمدپور
سه شنبه ۱۴ فروردین ۸۶ :: April 3, 2007 

بازی بی‌بی‌سی با وبلاگستان فارسی و ملوانان زندانی

شبکه‌ی خبری ۲۴ ساعته‌ی بی‌بی‌سی همين الآن با آدمی مصاحبه کرد به نام «شهرام خلدی» درباره‌ی قضيه‌ی ملوانان انگليسی بازداشت شده در ايران و انعکاس آن در وبلاگستان. علی‌الظاهر، بنا به روايت گوينده‌ی خبر، ايشان مدرس زبان فارسی در منچستر است و وبلاگ‌نويس.

آقای خلدی تا توانست تخيلات‌اش را به اضافه‌ی باورهای شخصی‌اش درباره‌ی وبلاگستان فارسی را به خورد مخاطبان بی‌بی‌سی داد. آقای خلدی چنان تصوير سياه و تلخی را از وبلاگستان فارسی ارايه کرد که اگر کسی نداند گمان می‌کند ديگر هيچ‌کس در ايران جرأت وبلاگ‌نويسی ندارد يا اگر وبلاگ‌ بنويسد و سخنی خلاف سليقه‌ی حاکميت بگويد فردا سر از اوين در می‌آورد. محض نمونه حضرت‌شان فرمودند که محدوديت‌های بسيار زيادی برای وبلاگ‌نويسان در ابراز آزادانه‌ی عقيده‌شان هست از جمله اين‌که بايد وبلاگ‌های‌شان را ثبت کنند! تو را به خدا می‌بينيد يک آدم چقدر می‌تواند پرت باشد و چگونه روايت‌ها را واژگونه کرده و مصادره به مطلوب کند؟ آقای خلدی مثل اين‌که از سابقه‌ی اعتراض‌های همين وبلاگ‌نويسان ايرانی داخل به طرح سامان‌دهی کذايی و شکست‌ خوردنِ آن طرح بی‌سر و ته بی‌خبر است و نمی‌داند که کار به جايی کشيد که خود وزارت ارشاد وبلاگ‌نويسان را از ثبت وبلاگ‌های‌شان معاف کرد (به اين می‌گويند موج‌سواری برای تبليغات و نام‌آور شدن). هيچ کس نمی‌گويد وضع وبلاگستان ايران گل و بلبل است، اما هر چه باشد اين قدر مزخرف و افتضاح که حضرت آقا توصيف کردند نیست. دروغ هم می‌خواهيد بگوييد دروغ شاخ‌دار نگوييد.

آقای خلدی می‌گويد عده‌ای از کسانی که جلوی سفارت انگليس تظاهرات می‌کنند کسانی هستند که بورسيه‌ی تحصيلی از جمهوری اسلامی ايران می‌گيرند تا برای تحصيل به انگليس بيايند! تو را به خدا منطق و استدلال آقای خلدی را ببينيد. واقعاً آدم حيران می‌ماند که اين آقای خلدی از خواب اصحاب کهف بيدار شده است يا بی‌بی‌سی واقعاً‌ به سرش زده است که شهرام خلدی را به عنوان نمونه‌ای خوب از وبلاگستان ايرانی به مخاطبان‌اش معرفی می‌کند. کاش يک بار ديگر نشان‌اش بدهند يا لينک فيلمی از آن موجود باشد تا بفهميد و ببينيد آقای خلدی چه دسته گلی به آب داده است.

من هر چه در گوگل جست‌وجو کردم به يک وبلاگ رسيدم که متعلق به «شهرام خلدی» نامی است و اين وبلاگ‌ هم از ۲۲ اکتبر ۲00۶ (با ويرايش در ۹ نوامبر ۲00۶)‌ به روز نشده است. کس ديگری اطلاعات تازه‌ای درباره‌ی اين پديده‌ی مشعشع تاريخ وبلاگ‌نويسی زبان فارسی که نماد درخشانِ وطن‌دوستی و صداقت و راست‌گويی و بی‌عيب و علت و بدون پيش‌داوری است دارد؟

پ. ن. بی‌بی‌سی ديگر رسماً به هذيان گويی افتاده است:
۱. يک بار می‌گويند ملوانان بازداشت شده، يک بار می‌گويند «ربوده شده» و مرتب هم اين روزها دارند می‌گويند «گروگان گرفته شده». چيزی به اسم «زندانی» معنی ندارد از نظر اين‌ها.
۲. گوينده می‌گويد عکس‌های تازه‌ی ملوانان در خبرگزاری نزديک به «سپاه پاسدارن» منتشر شده است. کسی خبر دارد «خبرگزاری فارس» چه قرابتی با سپاه دارد؟ تا جايی که ما می‌دانستيم «فارس» به قوه‌ی قضاييه نزديک بود نه به سپاه. کسی می‌تواند توضيح تازه‌ای بدهد؟
۳. اوج فاجعه اين‌جاست که چهره‌ی حسين شريعتمداری را به عنوان صاحب‌نظر در تلويزيون بی‌بی‌سی نشان بدهند! از طرفی يکی مثل شهرام خلدی را با آن حرف‌های بی‌سر و ته نشان می‌دهند و از طرفی يکی مثل شريعتمداری را که روش و منش و اخلاق‌اش برای تمام عالميان شناخته شده است نشان می‌دهند (واقعاً لازم است درباره‌ی شريعتمداری توضيحی بدهم؟!). حدِ ميانه، اعتدال و ديپلماسی انگار دارد از ميان می‌رود.

انگار هم در ايران و هم در اين‌جا رسانه‌ها می‌خواهند به نزاع بيشتر دامن بزنند و قضيه را پيچيده‌تر کنند. ماجرا هر چه باشد، از هر دو سو نياز به خويشتنداری و گفت‌وگو دارد. باز خدا خیرشان بدهد انگليسی‌ها را که اين قدر دارند روی حرف‌های لاريجانی مانور می‌دهند و از آن استقبال می‌کنند. کاش رسانه‌های ما در ايران هم به جای شلوغ‌بازی و متشنج کردن وضعيت اندکی خويشتنداری پيشه می‌کردند و بيشتر مراقب حرکات و سخنان‌شان بودند. خدا می‌داند اين شاخ و شانه کشيدن‌ها و خط و نشان‌ها کی تمام می‌شود!

پ. پ. ن. امروز يکی از همکاران‌ام در اداره می‌گفت که يکی از شبکه‌های تلويزيون (شبکه‌ی چهار گمان کنم) خبری را آورده بود که ملوانان انگليسی هنگام دستگيری در آب‌های ايران بوده‌اند. ظاهراً دعوا بر سر اين‌که اين‌ها در آب‌های ايران بوده‌اند يا نبوده‌اند، هنوز ادامه دارد و نمی‌شود با قاطعيت گفت کدام يک درست می‌گويند، اما درد اين‌جاست که خيلی از ما ايرانی‌ها علی‌الاصول حاکميت ايران را هميشه متهم می‌بينيم حتی در وقت‌هايی که کارِ درست را انجام بدهد! حال به فرض اين‌که اين‌ها در آب‌های ايران هم بوده باشند، عده‌ای هميشه می‌گويند ايران بيخود کرده اين‌ها را گرفته است!‍ اين دسته از آدم‌ها ديگر نوبر سياست و ادراک‌اند.

بعد التحرير: آقای خلدی در وبلاگ‌شان به يادداشت من واکنش نشان داده‌اند و درباره‌ی اعتراض من يادداشتی نوشته‌اند. از ايشان سپاسگزارم که دغدغه‌ی روشن ساختن موضع‌شان را دارند. من هم در ذیل همين مطلب مختصری در پاسخ نوشته‌ام. اما همچنان با بعضی از نکات ايشان مخالف‌ام و به تفصيل در همین وبلاگ قبلاً درباره‌ی ديدگاه خاص‌ام توضيح داده‌ام: من وبلاگستان را حزبِ سياسی نمی‌دانم.


تمام حقوق اين صفحه براي نويسنده محفوظ است