ملکوت

روزنوشت‌های داريوش محمدپور
جمعه ۲۸ دی ۸۶ :: January 16, 2008 

کابوس رهبری در آلمان و گناه زبان

با جان کين درباره‌ی مفهوم «رهبری» صحبت می‌کردم. برای رهبری در زبان انگليسی واژه‌ای هست که بار معنايی زيادی دارد: Leadership اما همين کلمه، همين معنا وقتی در زبان آلمانی قرار باشد به کار برود، گرفتار کابوس‌های هراس‌آوری می‌شود که خاطره‌ی هيتلر را زنده می‌کند. در آلمانی ترجمه‌ی دقيق اين کلمه می‌شود Führerschaft. جان کین به نقل از يک مورخ و استاد دانشگاه آلمانی (نام‌اش را می‌پرسم و همين‌جا نقل خواهم کرد) می‌گفت که آلمانی‌ها اساساً از کاربرد اين کلمه پرهيز دارند، چون يادآور واژه‌ی Führer است که اشاره به همان «پيشوا» يعنی هيتلر دارد. او می‌گفت الآن می‌فهمم که چرا هر وقت در جمعی آلمانی‌زبان این واژه را برای «رهبری» به کار می‌برم، ابروها گره می‌خورد و شنوندگان احساس معذب بودن می‌کردند! اين واژه برای «رهبری» واژه‌ای شده است خشن و سنگين. گوينده‌ی آلمانی‌زبان امروز ترجيح می‌دهد با به کار نبردن آن و حتی گاهی استفاده از معادل‌های انگليسی يا حتی تعبير «team leader» زبان‌اش را بهداشتی کند که يادآوری ديکتاتوری هيتلری نباشد. در اين فضا، کلمه‌ی «رهبری» مترادف شده است با رياست‌طلبی و سروری کردن و استبداد و خودکامه‌گی. اين گناهِ زبان است يا گناه کسانی که نمی‌توانند حساب زبان را از سياست جدا کنند و بسياری از معانی را قربانی هراس و ترس از خودِ واژه‌ها می‌کنند؟

تمام حقوق اين صفحه براي نويسنده محفوظ است