ملکوت

روزنوشت‌های داريوش محمدپور
شنبه ۲۲ مهر ۸۵ :: October 13, 2006 

تفاوت علی با بقيه چی‌ست؟

آيا علی ابن ابيطالب با بقيه فرق دارد؟ وقتی می‌گويم بقيه، مقصودم هم ساير انسان‌ها – که خارج از دايره‌ی امامت و وصايت به اعتقاد شيعيان قرار دارند – است و هم ساير ائمه‌ی شيعی. به باور من، علی هم با سايرين فرق دارد و هم ندارد. اما با کدام «سايرين» فرق دارد و با کدام‌ها ندارد؟
نخست اين‌که: من مهری بيکرانه به علی دارم. مهری عجيب که هيچ دليلی برای آن نمی‌يابم. عشقی که از دوران طفوليت در روح و روان‌ام رسوخ کرده است (نه به تلقين خانواده، بلکه به علاقه‌ی عجيبی که خود به او داشتم). شايد چون از همان نوجوانی انس و الفت فراوانی با نهج البلاغه داشتم، اين عشق راه‌اش را در سال‌های بعد هموار کرده است. و آن‌ها که در برابر عظمت علی حيران بوده‌اند، کم نبوده‌اند و همگی شيعه و مريد و دوست علی هم نبوده‌اند. دست بر قضا، بسياری از مخالفان‌اش هم در برابر عظمت او سر فرود آورده‌اند. چند روز پيش داشتم با خود فکر می‌کردم که علی که خطبه‌ی اوصاف پارسايان را می‌گويد، خود به اين‌ها عمل می‌کرده است. آدم بايد واقعاً شخصيت نستوهی داشته باشد که در برابر وسوسه‌های دنيای مادی و شهوت قدرت و حکمرانی سر خم نکند و دست از اصول‌اش نکشد. و البته چه جای تعجب؟ علی تنها کسی بود که در دامان محمد رشد کرد و خلق و خوی محمد در او بود. بگذريم. اين‌ها يک بخش ماجراست و مقدمه‌ی سخن‌ام.

اما علی از نظر من دو شخصيت دارد: يکی شخصيت بشری و تاريخی و ديگری شخصيتی ولايی که در مقام او به منزله‌ی امام تبلور يافته است. با اين‌حال اين دو شخصيت او از هم جدا نيستند. من هيچ يک از اين شخصيت‌ها را جدا از هم نمی‌فهمم و آميختگی اين دو شخصيت برای من چندان زياد است که گاهی به تناقض‌های غريبی دچار می‌شوم.

علی به چه معنا شخصيتی تاريخی دارد؟ من علی را تاريخی می‌بينم از اين رو که تمام تصميم‌هايی را که گرفته‌ است، اگر چه بر مبنای اصول اخلاقی و باورهای تزلزل‌ناپذيرش بوده، اما تصميم‌هايی بشری بوده است. يک بار ديگر يادآوری می‌کنم برای کسانی که آن يادداشت مرا درباره‌ی کتاب «جانشينی محمد» ويلفرد مادلونگ نخوانده‌اند. بر خلاف باور و تصور عاميانه‌ی ما، هم‌روزگاران علی، کسانی مانند مالک اشتر، عبدالله ابن عباس و حتی پسران‌اش، حسن و حسين، چندان که برای ما روايت کرده‌اند «ذوب در ولايت» نبوده‌اند. همين‌ها کسانی بودند که بارها در تصميم‌های علی با او مخالفت می‌کردند تا جايی که علی هم در کارش مردد می‌ماند. نمی‌‌خواهم وارد جزييات شوم. کليات رخدادها حاکی از اين است که علی شخصيتی بشری و زمينی داشته است مانند هر کدام از ما انسان‌ها. اقتضای بشريت همين است و از آن گريزی نيست.

اما تفاوت علی با ساير انسان‌ها البته در امتياز او به عنوان امام و ولی است. ولايت علی را من چيزی انتصابی نمی‌بينم (اگر چه خلافت و حکومت او را امری انتصابی می‌دانم). ولايت علی وقتی می‌شود ولايت سياسی، ديگر با علی مطلوب و آرمانی من زمين تا آسمان فاصله دارد. به هر تقدير، ولايت علی چيزی ذاتی است. علی از ديد من، حتی پيش از آن‌که پيامبر وصايت و ولايت‌اش را اعلام کند، همان علی سابق بود. هيچ فرقی نکرده بود. به باور من علی نمی‌توانسته تفاوتی بکند (از حيث ولايی). اگر ولايت علی و معرفت باطنی و ارشاد مرشدانه‌ی علی را از جنس نور بدانيم، نور تغير و تصرف نمی‌پذيرد. پس علی همیشه علی بوده است و هميشه علی خواهد ماند. آن نور تغير نمی‌پذيرد. چه اين علی، لباس حسين بپوشد يا زين العابدين يا جعفر صادق. باز هم نور، آن نور ولايی است. اما علی خليفه، بشر است. به قول خودش اشتباه می‌کند. و توقع دارد خطای‌اش را به او گوشزد کنند. خودش را در برابر رعايا‌ی‌اش مسئول می‌داند و علی، خليفه‌ی مسلمين، در برابر قاضی در جايگاه متهم می‌نشيند! تصورش را بکنيد؟ علی،‌ خداوند ولايت، نزديکترين فرد به رسول خدا، خاضعانه در مقام متهم نزد قاضی برود. کدام حاکم مسلمان را امروز می‌شناسيد که به او بگويند من از تو شکايت دارم و بر نياشوبد و خاکِ خانه‌ی شاکی را به توبره نکشد؟ و هذا اشارة فتأمل! پس يا علی خليفه‌ی بدی بوده است يا حکام مسلمان امروز فسادی درمان‌ناپذير دارند. از اين دو حال خارج نیست. اين گزاره را حاکمان مسلمان امروز بسنجند! نظر ما را برای خودمان بگذاريد. بگذاريد علی هنوز برای ما عزيز باشد. بگذاريد علی تاريخی و علی ولايی آلوده‌ی سياست شما نشود. علی ما با علی شما فرق‌ها دارد.

به اين‌جاها که می‌رسم، گريه‌ام می‌گيرد. هر اندازه که علی را از جنس نور بدانم. هر اندازه شخصيت تاريخی علی و شخصيت ولايی‌اش را جدا از هم بدانم، باز هم بايد از جفايی که هر روزه بر علی می‌رود خون گريه کرد. آن‌چه امروز با علی می‌کنند، هزاران مرتبه تلخ‌تر و دردناک‌تر است از آن‌چه ابن ملجم با علی کرد! ابن ملجم‌های زمانه کجای‌اند؟ تو را به خدا دست از علیِ ما بداريد! شما را به قدرت‌تان سوگند، علی ابن ابيطالب را به سرنوشت شوم و دنيای تباه و آخرت ظلمانی‌تان گره نزنيد! علی چنان نبود که شما هستيد. شما هم چنان نيستيد که او بود. پس خود را با او مقايسه مکنيد.

تمام حقوق اين صفحه براي نويسنده محفوظ است