ملکوت

روزنوشت‌های داريوش محمدپور
یکشنبه ۲۳ مهر ۸۵ :: October 12, 2006 

حبابی در ملکوت

تا دوستان ديده و ناديده به خاطر قصور و تأخير در معرفی ساکن جديد ملکوت، ما را آماج ملامت و سرزنش نکرده‌اند، زودتر بنويسم که ملکوت ميهمانی تازه دارد. چند سال پيش هم در همين ايام قدر، در ماه رمضان، ميهمانی به ملکوت آمد که نمی‌دانم «چه خطا ديد که از راه خطا رفت»! باری، ميهمانِ تازه‌ی ما، ياسر ميردامادی است که از اعاظمِ شيوخِ برنای مشهدی است. دماغی پر فلسفه دارد و دلی پرنوسان ميان شک و يقين! از ارادت‌مندان سروش است و ملکيان. سابقاً در دو سه حجره‌ی ديگر می‌نوشته است و حاليا حجره‌نشين ارض ملکوت شده است. هر چه هست از امروز که روز هجدهم رمضان است در ملکوت می‌نويسد. ارجو که خوش قدم و خوش قلم باشد (و قوياً آرزومندم که آداب «نيم‌فاصله» را رعايت کند!). نامِ جريده‌ی مجازيه‌ی اين سيدِ طلبه‌ی مشهدی، همان «حباب» است؛ حبابی در ملکوت. سر بزنيد به اين حباب ملکوت، اما سوزن‌اش مزنيد که سوزن حباب را می‌ترکاند. نيک که بنگريم هستیِ ما همگی حباب را ماند، چنان‌که حضرت حافظ فرمود:
همچون حباب ديده به روی قدح گشای
وين خانه را قياسِ اساس از حباب کن
پس سوزن به حبابِ ديگران، و از جمله حبابِ ياسر، مزنيد. باشد که حبابِ هستیِ ما را نيز دست ظلم و جور نترکاند. باشد که همه‌ی حباب‌ها غرقه‌ی تلاطم ساغرِ می باشند.

تمام حقوق اين صفحه براي نويسنده محفوظ است