ملکوت

روزنوشت‌های داريوش محمدپور
شنبه ۲۵ شهریور ۸۵ :: September 15, 2006 

سخنان پاپ:‌ تيغی دو لب

سخنان تازه‌ی پاپ باعث حيرت و خشم مسلمانان شده است. اما واقعاً چرا بايد متعجب بود؟ پيشينه‌ی پاپ تازه، پيشينه‌ی درخشانی در رواداری دينی نيست. او به تعصب شهره بوده است و سخت‌گيری دينی او (که طبعاً نگرش منفی نسبت با صاحبان اديان ديگر علی‌الخصوص مسلمانان) نيز در متن تعصب او کاملاً بديهی است.

اما دو مسأله در اين‌جا مطرح است: نخست نفس رفتار و گفتار پاپ است. سخنان پاپ بدون ترديد نشان از نگاه منفی و بلکه نگاه متعصبانه و حتی خصمانه‌ی او نسبت به مسلمانان دارد. بيانيه‌ی واتيکان تنها توجيه و لاپوشانی ماجراست. واتيکان و پاپ رسماً از عذرخواهی پرهيز دارند. پاپ حرفی زده است که حاضر نيست بگويد نادقيق بوده است و کلی‌گويی کرده است و سرنوشت يک ميليارد مسلمان جهان امروز را با گفت‌وگوی يک امپراتور مسيحی بيزانسی و يک مسافر ايرانی تصوير کرده است. تناقض شگرف را می‌بينيد؟ بگذاريد از زاويه‌ی ديگری به ماجرا نگاه کنيم. فرض کنيد يک رهبر مسلمان – عام سخن می‌گويم و اين رهبر می‌تواند روشنفکر باشد يا متعصب – مثال مشابهی درباره‌ی مسيحيت و واتيکان بزند. می‌توان به طور عينی مثال‌های بی‌شماری از تاريخ واتيکان و پاپ‌های متحجر ضد فرهنگ و علم و هنر آن‌ها آورد. گاليله و جوردانو برونو مثال‌های بارز مواضع کليسا هستند. بگذاريد برای لحظاتی هم که شده مقايسه‌ی تاريخ اين دين يا آن دين را کنار بگذاريد و عيناً‌ ببينيم واکنش واتيکان درباره‌ی تقبيح «پاپ»های‌اش چه خواهد بود؟ (کاری نداريم که پاپ مستقيماً‌ پيامبر اسلام را هدف قرار داده است). مقياس و ميزان خشونت‌های مرتکب شده به نام دين را اگر در اديان مختلف مقايسه کنيم، هيچ دينی از اين خشونت‌ها و تفسيرهای تندروانه در امان نبوده است. پس بايد آشکارا به پاپ گفت که «آن را که خانه نئين است،‌ بازی نه اين است!» پاپ علاوه بر اين‌که رهبری دينی است، رهبر سياسی واتيکان نيز هست. چنين سخنان سست، سطحی و شتاب‌زده‌ای نه در شأن يک رهبر سياسی است و نه در شأن يک رهبر دينی. پاپ سعی کرده است با هوشمندی از زبان کس ديگری سخنانی را نقل کند و مسلمانان و پيامبر اسلام را محکوم کرده يا به تمسخر بگيرد. متأسفانه اين ترفند، ترفند بسيار کودکانه و دور از عقلی است. انسان خردمند، هر سخنی را نقل نمی‌کند. حق آن بود که اگر پاپ سخنی را نقل می‌کند، عالمانه نقل کند و محققانه نقد کند. اين تيغ گلوی خود پاپ را هم می‌برد.

اما مسأله‌ی اساسی‌تر واکنش مسلمانان است. اگر افراطيون مسلمان، همان خطای پيشين را که درباره‌ی کاريکاتورهای دانمارکی مرتکب شدند، تکرار کنند، تنها خود را در موضع ضعف و ملامت قرار داده‌اند. شايد اگر رفتار اقليتی دور از عقل يا خشونت‌آميز باشد، به نفس يک پيام يا انديشه ربطی نداشته باشد. اما واقعيت اين است که:
چو از قومی يکی بی‌دانشی کرد
نه که را منزلت ماند، نه مه را
نديدستی که گاوی در علفزار
بيالايد همه گاوانِ ده را؟

اين بی‌دانشی،‌ از پاپ سر زده است و آبروی عقلانی و سياسی پاپ را به باد داده است. واتيکان هم موضع سياسی گرفته است و حاضر نشده است اعتراف به خطا کند. بی‌دانشی ديگر را مسلمانان نبايد مرتکب شوند. تا اين‌جا بيشتر رهبران جهان اسلام، واکنش‌شان از سر آزردگی خاطر بوده است و اعتراض خود را «بيان» کرده‌اند. هنوز عملی نديده‌ايم که حکايت از «بی‌دانشی» کند. اميدوارم عقلا و زعما، آن اندازه حزم و دورانديشی داشته باشند که برای اقليت هم عزت و کرامتی بخرند و نشان بدهند که مسلمانان هر چند تحت فشار هستند، هر چند ظلم و جفا بر آن‌ها می‌رود، هر چند شديدترين حملات به جان،‌ مال،‌ ناموس، تماميت ارضی و غرورشان می‌شود،‌ باز هم می‌توانند جاهايی نجابت به خرج بدهند و مدعی را به شيوه‌ای احسن شرم‌زده کنند.

سياست‌مداران و مخصوصاً سياست‌مداران متکلم گاهی اوقات می‌توانند با يک جمله عالمی را ويران کنند. نمونه‌های اين اتفاقات تلخ و سياه را در تاريخ گذشته‌ی بشريت، در هر دينی و در هر نقطه‌ای از جهان داشته‌ايم. دعوت به خرد و خويشتنداری، نخستين دعوتی است که همه‌ی عالمان ما بايد بر منابر دينی و سياسی داشته باشند. اما می‌دانم که صدای من، بسا اوقات صدايی است که ناشنيده می‌‌ماند. از آن سو، صدای جمعيتی چند صد نفره، باور و رفتار يک ميليارد مسلمان را که آرام زندگی می‌‌کنند تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. با تمام اين‌ها، باور کنيد که سخنان پاپ، رهبر کاتوليک‌های جهان، عزت، اعتبار، هويت و باور تمام جهان مسيحيت کاتوليک را تحت‌الشعاع قرار داده است. بازنده‌ی اين ميدان، پيش از هر رخداد منفی يا مثبتی، جهان مسيحيت و غرب است. فرق بسيار است ميان لغزش و خطای يک مسلمان عامی و بی‌سواد و تندرو و خطای يک رهبر که تمام هويت دينی و سياسی پيروان‌اش حول او تعريف می‌شود.

این هم لينک متن سخنرانی پاپ در وب‌سايت رسمی واتيکان: سخنرانی در دانشگاه رگنزبورگ

تمام حقوق اين صفحه براي نويسنده محفوظ است