ملکوت

روزنوشت‌های داريوش محمدپور
سه شنبه ۸ آذر ۸۴ :: November 28, 2005 

ساختار اقتصادی روحانيت از نگاه مهدی خلجی

شنبه‌ای که گذشت، مهدی خلجی در کتابخانه‌ی مطالعات ايرانی درباره‌ی ساختار اقتصادی روحانيت سخنرانی داشت. جستار خلجی جدای از مروری تاريخی بر پيشينه‌ی استقرار روحانيت به منزله‌ی يک شبکه‌ی در هم تنيده از روابط اقتصادی، سياسی و اجتماعی، در ابتدا به مهاجرت علمای جبل عامل به ايران در عصر صفويان پرداخت و سپس روند استقلال اقتصادی روحانيت را در عين حفظ روابط آن با دربار صفوی توضيح داد.

خلجی در خلال گفتار خود به سخنان دکتر شريعتی درباره‌ی اسلام بدون روحانيت، انتقادات مرتضی مطهری از وابستگی اقتصادی روحانيان به حرفه‌‌ی دينی‌شان و گفتارهای دکتر سروش در مقاله‌ی «سقف معيشت بر ستون شريعت» اشاره کرد. لب کلام خلجی، به اختصار اين بود که منابع مالی روحانيت به دليل فقدان يک «نهاد» برای سنجش و محاسبه‌ی منابع مالی روحانيون، نامعلوم است. رويکرد خلجی برای فهم ساختار اقتصادی روحانيت در واقع مبتنی بر آگاهی‌های دست اول درونی از ساختار روحانيت با تکيه بر نگاهی بيرونی به روابط پيچيده‌ی اقتصادی روحانيت بود. خلجی به اين نکته اشاره کرد که چگونه شيوه‌ی اخذ خمس و زکات از مؤمنين پس از دوره‌ی صفويان دچار تحول می‌شود و شيعيانی که پيش از اين «سهم امام» را مدفون می‌کردند تا روزی به دست امام برای مصرف درست آن برسد، در وضعيتی قرار گرفتند که مجتهدين تبديل به نايبان عام امام غايب شده بودند و در غياب او اختيار تصميم‌گيری برای خرج نمودن خمس و زکات را يافته بودند. خلجی به بحث ميان سيد حسين حلی و محقق کرکی اشاره داشت که حلی معتقد بود روحانيون بايد از حکومت استقلال مالی پيدا کنند در حالی که محقق کرکی که عالمی درباری بود چنين باوری نداشت و عملاً از شاهان صفوی کمک مالی می‌گرفت. همچنين حلی، معتقد به نقض فتوای بقای تقليد بر ميت بود يعنی به باور او در هر زمانه‌ای مقلدين بايد از مجتهد زنده تقليد می‌کردند (که در تقابل با رسم درباره صفويان می‌شد که تقلید باورهای محقق کرکی بود). ناگفته نماند که بحث «تقليد» عملاً از زمان صفويان در ميان شيعيان امامی باب گرديد.

با قدرت گرفتن روحانیون و تبديل شدن آن‌ها به اهرم اقتصادی مستقلی از حکومت، بخشی از روحانيون در واقع موازنه‌ی قدرتی را ايجاد کرده بودند که يک سر طيف حکومت صفوی بود و سر ديگر آن روحانيت. به گفته‌ی خلجی، ريشه‌های بحث ولايت فقيه آقای خمينی را بايد در همين دوران صفوی جست‌وجو کرد و ولايت فقيه به اين معنا، مطلقاً بحث تازه و نوی نيست.

خلجی به حوزه‌ی نجف اشاره کرد و مرکزيت آن برای روحانيت شيعه در دوره‌ی قاجار. در دوره‌ی پهلوی، با تأسيس حوزه‌ی علميه‌ی قم به دست شيخ عبدالکريم حائری و با حمايت و رضايت رضا خان، عملاً بخشی از قدرت روحانيونی که می‌توانستند حکومت مرکزی را با فتاوای‌شان دچار آشوب و تنش کنند، محدود گرديد. يکی از تعابير بسيار خوب خلجی در اين بحث اين بود که ميزان اختيار و حوزه‌ی اعمال نفوذ روحانيون را بايد معادل با گستردگی حوزه‌ی نفوذ اقتصادی آن‌ها دانست. سرحدات مملکت هر مجتهدی، به وسعت قدرت اقتصادی و ميزان جذب مقلدين و تأمين کنندگان مالی او بستگی مستقيم دارد.

خلجی به چندين مثال اشاره کرد که به روشن ساختن بحث ياری می‌کند. زمانی که آیت الله خمينی در نجف به سر می‌برد، آقايان خوئی، شاهرودی و حکيم، به طلبه‌های ايرانی در ماه نيم دينار و به طلبه‌های غير ايرانی ربع دينار شهريه می‌دادند. هنگام ورود آقای خمينی به دليل ناشناخته بودن ايشان شاگردان زيادی در محضر درس او حاضر نمی‌شدند. در اين ميان آقای خمينی اعلام کرد که به همه‌ی طلبه‌ها بدون تبعيض يک دينار شهريه می‌دهد! اين امر باعث رونق گرفتن مجلس درس آقای خمينی شد.

نمونه‌ی ديگر، مثال آيت الله علی سيستانی بود که تا همين اواخر فردی کاملاً ناشناخته بود. با وفات آيت الله خوئی، وکلای آقای خوئی، که خمس و زکات مؤمنين را جمع آوری می‌کردند و شماری از آن‌ها در غرب ساکن بودند، عملاً بيکار شدند. آقای سيستانی بلافاصله به همگی آن‌ها از طرف خود وکالت داد. نتيجه اين شد که بعد از مدتی تمامی آن منابع مالی در اختيار آقای سيستانی قرار گرفت. از طرفی سيد جواد شهرستانی، داماد ايشان، در ايران فعاليت‌های گسترده‌ای را در قالب مؤسسات مذهبی و فرهنگی آغاز کرد که به سرعت در ايران گسترش يافت و قدرت گرفت. مؤسسه‌ی آل البيت امروزه حتی يکی از سرويس دهندگان مهم اينترنت در مشهد است (اين مورد را من اضافه کرده‌ام). سيد جواد شهرستانی از سوی ديگر، به حکومت ايران اطمينان داده بود که مطلقاً دخالت در امور سياسی ندارند و فقط فعاليت‌های مذهبی  دارند. با اين حال، می‌توان وضعی را تصور کرد که منابع مالی آيت الله سيستانی که به دلار به ايران سرازير می‌شود چگونه توازن قدرت روحانيون را به هم زده است. در حال حاضر، بيش از ۵۰۰ رساله‌ی عمليه در ايران موجود است يعنی بيش از ۵۰۰ مجتهد این جامعه‌ی دينی را رهبری می‌کنند، که طبيعتاً اين کثرت تعداد مجتهدين محصول وفات مجتهدين بزرگی است که تا دو دهه‌ی پيش همگی در قيد حيات بودند.

تنها به يک نکته‌ی ديگر اشاره می‌کنم و ديگر از ورود به بحث مفصل خلجی پرهيز می‌کنم. خلجی اشاره کرد که از زمان صفويه به بعد، روحانيون هميشه امتيازی نسبت به مردم عادی داشته‌اند. اگر زمانی سکولاريزاسيون (نه سکولاريزم) در ايران استقرار پيدا کند، روزی خواهد بود که روحانيون نيز در برابر قانونی از همان حقوقی برخوردار خواهند بود که مردم عادی و از حيث حقوقی هيچ امتيازی بر ديگران نخواهند داشت. يعنی روحانيون نيز مانند مردم عادی بايد ماليات بپردازند و به سربازی بروند! به هر حال نکته‌ی با مزه‌ی داستان اين است که به قول خلجی، با علما می‌توان تا قيام قيامت درباره‌ی خدا بحث کرد و هيچ گاه تحمل‌شان را از کف نمی‌دهند، اما به محض اين‌که از جيب‌شان بپرسی، جواب‌ها مبهم و بی‌سر و ته می‌شوند. بگذريم، مثال‌های خلجی بسيار فراوان و آموزنده بودند، مخصوصاً از نگاه کسی که اطلاعاتی دست اول و داخلی از ساختار روابط پيچيده‌ی روحانيون دارد و خود زمانی طلبه بوده است: اهل البيت ادری بما فی البيت! شايد فرصتی حاصل شد و باز بيشتر از اين چيزهايی را که از سخنان او در حافظه دارم نوشتم.


تمام حقوق اين صفحه براي نويسنده محفوظ است